امّعه چه کسانی هستند؟

یکی از سفارشاتی که امام موسی کاظم (ع) به شیعیان خود فرموده است، دوری از “امّعه” بودن است.
امّعه ترکیبی از: أنا+مع + ه، بمعنای “من همراه او”، است، بعبارتی سست رأیی، و نداشتن موضع در برابر موضوع، و عدم داشتن جرأت در حکم خیر می باشد.
هستند کسانی که در برابر پیش آمدها و برنامه‌ ها، دیدگاه خاصی نداشته و تسلیم و پیرو کورکورانه اکثریت شده و بدون در نظر گرفتن عواقب کار، با آنها همراهی می کنند، که به دلیل بدون پشتوانه بودن این تصمیم و فقدان باور و تفکر، این روحیه از طرف امام موسی کاظم(ع) نهی شده است.
اینگونه افراد بیشترین اذیت و آزارها را به امامان معصوم(ع) رسانده و با رفتار ناشایست در حوزه دین، موجب تضعیف جبهه حق می شوند.
از عوامل ایجاد این روحیه می توان:
ترس
منفعت طلبی
راحت طلبی
عدم بکارگیری فکر
از زبان و چشم مردم متأثر شدن
عدم اعتماد به نفس
ترس از مردم
عدم باور و ایمان به کار خود
را نام برد، که هر یک از این موارد می تواند در شکل گیری صفت “امّعه” موثر واقع گردد.
از منظر دین، بی رأیی و در نتیجه، همسویی و همگرایی با اکثریت و تسلیم شدن در برابر اکثریت کمّی و یا سکوت بیجا و عدم حق گویی و نداشتن آبشخور فکری صحیح، از آفت های عقل است، که در آیات قرآن و روایات معصومین (ع) نهی شده و به مدح اقلیّت و مذمّت اکثریّت پرداخته شده است.

برای مثال خداوند متعال در آیه شریفه ۱۱۶ سوره انعام می فرماید:

«وَ اِنْ تُطِعْ اَکْثَرَ مَنْ فِى الاَْرْضِ یُضِلُّوکَ عَنْ سَبیلِ اللهِ»؛

«اگر از بیش تر کسانى که در روى زمین هستند اطاعت کنى، تو را از راه خدا گمراه مى کنند»

 

و علاوه بر این آیه، آیاتی نیز وجود دارند که همین “اکثریت” را با صفاتی از قبیل جهالت، ناسپاسی، و در برخی آیات به فقدان ایمان، وصف فرموده است. لذا پیروی متعصبانه یا تقلیدی،و عدم حق طلبی مورد نکوهش می باشد.
انسان عاقل و مۆمن در مسایل و تصمیم گیری ها، شایسته است که استقلال فکری داشته و خود را مستقل فرض کند و در برابر باور و موضعش، نباید از تنهایی بهراسد.
زیرا در دینداری، بدون شک این بهانه ها پذیرفته نیست، و زمانی انسان صالح می شود و در مسیر الی الله قرار می گیرد، که فهم و باور به کار انجام داده اش با دلایل متقن داشته و با اصیل زندگی کردن از ملامت دیگران نیز واهمه نداشته باشد.