بازنشر فرهنگ نبوی در کلام حضرت زهرا(س)

متونی که از تاریخ صدر اسلام به یادگار مانده است همگی نشانگر اندیشه حاکم بر زمان خود و به تنهایی حکایتگر سبک و روش زمان و جامعه خود می‌باشد.

متونی که از حضرت زهرا(س) نیز در دست است، از این اصل استثناء نبوده و برای خواننده شناختی از وضعیت زمانه خود داده و بنوعی درصدد تشریح علت و چگونگی احوالات زمان و مردمان آن، نیز هست.

این متون بارها از حیث جامعه شناسی حضرت، زیبایی ادبیات کلامی حضرت و سندشناسی این متون مورد بررسی و تحقیق قرار گرفته اما از جهت تحلیل کلام آن بزرگوار و بیان فلسفه و علت، اقدامی چشمگیر نشده است.

«قصیده بائیه» یکی از آثار گفتمان منسوب به حضرت زهرا(س) می‌باشد که بعد از خطبه معروف فدکیه آن را در قالب شعر بیان فرموده است‌، که حضرت در آن قصیده  خطاب به پدر بزرگوارشان حضرت پیامبر(ص)،  نه تنها از افکار و عقاید نوظهور حاکم بر مدینه بعد از ایشان، شکوه می نماید، بلکه از علت و چگونگی ایجاد شدن این افکار و تغییر و تحولات هم، پرده برداری می نماید و با تمام وجود، درصدد بازنشر فرهنگ نبوی بوده و با ارجاع به دوران حیات پیامبر(ص)، آنچه هست و آنچه  باید باشد‌ را یادآور می شوند.

در ادامه، متن قصیده پر مغز و نغز این بانوی مجهول‌القدر ذکر می گردد، باشد که از سوی محققان و علاقمندان به فرهنگ  فاطمی، از حیث شناخت منظور و مقصود حضرت، مورد توجه و اعتنای ویژه قرار گیرد:

۱. قَد کانَ بَعدَکَ أَنباْء و‌َ هَنْبَثَهٌ

لَو کُنتَ شاهَدها لَم تَکثر الخُطبُ

بعد از تو خبرهای شگفت و نظرهای گوناگون و سنگین در جامعه پدید آمده ؛ اگر  تو در جامعه حضور داشتی، کار به اینجا نمی کشید و اینگونه حوادث در نمی گرفت!

۲. إنّا فَقدناک فَقدَ الأرضِ وَابَلَها

وَ إختَلَّ قَوْمُک فَأشهَدهُم وَ لا تَغِب

ما تو را از دست دادیم، همچون زمین که باران پرباری را ازدست دهد؛ و قومت ازهم پاشید،پس شاهد آنان باش، تو غایب مشو.

۳. وَ کُلُ اَهلِ لهُ قُربی و مَنزِلَهٌ

عندَ الإلَهِ عَلیَ الأدنَینِ مُقتَرِب

هرخاندانی دارای نزدیکانی است و جایگاهی دارد؛ جایگاه تودر قرب و منزلت از همه نزدیکتر است.

۴.أبدت رِجالُ لـَنَا نَجوَی صُدُورهِم

لَمَّا مَضَیتَ وَ حَالَت دونَکَ الکُثبُ

مردانی نیت ها و زمزمه های قلبیشان را، به محض اینکه تو رفتی و خشت های خاک تو را از ما جدا کرد، بر ما آشکار ساختند

۵.تَجَهَّمتنَا رِجالُ وَ استُخِفَّ بِنَا

لَمَّا فُقدتَ وَ کُلُّ الأرضِ مُغتَصَبُ

مردانی با چهره هایی خشمناک بر ما وارد شدند و از منزلت ما کاستند؛ آن هم به محض اینکه تو از دست رفتی، و سرتاسر زمین سراسر تنگ و تاریک شد.

۶. وَ کُنتَ بَدراً وَ نوراًُ یستَضَاءُ بِه

عَلَیکَ تُنَزِلُ مِن ذی العِزَّهِ الکُتُبُ

تو ماه و نوری بودی که از تو روشنایی گرفته می شد؛ از صاحب عزت و بزرگی، نوشته ها(قرآن) بر تو نازل میگشت.

۷. قَد کَانَ جِبریلُ بِالآیاتِ ُ یؤنِسُنَا

فَقد فُقِدتَ وَ کُلُ الخَیرِ مُحتَجَبُ

جبرئیل با آوردن آیات وحی با ما انس و الفت داشت؛ تو یقیناً از دست رفتی و تمامی خوبی ها با رفتنت در حجاب فرو‌ رفت.

۸. ضَاقَت عَلیَ بِلادِی بَعدَ مَا رَحُبَت

وَ سِیمَ سِبطاکَ خَسفاً ف‍ِیه لِی نَصَبُ

سرزمینم، بعد از آنهمه فراخی بر من تنگ گردید؛ و دو فرزندت (دو سبطت) مورد بی توجهی قرار گرفتند،که من از آن آزرده ام و‌ در امان نیستم.

۹. فلَیتَ قَبلکَ کَانَ المَوتَ صادِفَنَا

لَمَّا قَضَیتَ وَ حَالَت دُونَکَ الکُثُبُ

کاش قبل از تو، مرگ بر ما وارد می شد؛ آنگاه که وفات یافتی و خشت های خاک مانع از

دیدنت گردید.

۱۰.إنّا رُزِینا بِمَا لَم یرزِ ذو شَجَن

مِنَ البَلِیَّهِّ لا عَربٌ و‌لا عجمُ

ما دچار مصیبتی شدیم که هیچ صاحب اندوهی تاکنون بدان دچار نگشته، مصیبتی که هیچ عجمی و هیچ عربی به خود ندیده است.

۱۱. إنّا رُزِینا بِه مَحضاً خَلِیقًتُهُ

صافِی الضَّرائبِ والاعراقِ والنُصُب

ما داغ کسی را دیدیم که طبیعت و طینتی خالص داشت؛ و نیکو سرشت ، نیکو خُلق و نیکو اصل بود.

۱۲. فأنتَ خَیرُ عِبادِ اللهِ کلُهم

وأَصدَقُ النّاسِ حَیثُ الصِّدقِ و الکِذب

تو در میان تمام بندگان خداوند بهترینی؛ و آنجا که صداقت و دروغ آزاد است، تو راستگوترین مردم هستی.

۱۳. فسوف نَبکیکَ ما عِشنَا و ما بَقیت

لنا العیونُ بِتهمالِ لَه سکبُ

مادامی که زندگی می کنیم و مادامی که‌چشم هایمان سو داشته باشد به شدت برتو خواهیم گریست

۱۴. سَیعلَمُ المُتَوَلّی  ظُلم حامتِنا

یومَ القیامه أنّی سَوفَ ینقَّلبُ

بانیان و سرکرده های ظلم به نزدیکان تو و اهل بیت ما در روز قیامت خواهند فهمید که به فرجامی میرسد.