“من برای اصلاح دین جدم و احیای امر به معروف و نهی از منکر قیام کردم” این صدا چقدر آشناست. انگار که سالهای سال است هر شب و روز در گوشم زمزمه می شود و گویی که خوب صاحبش را می شناسم. دوباره گوش کن. صدا نزدیک تر می شود. دقت کن ببین می شناسی صدا از کیست؟ “اگر دین جدم پیامبر(ص) جز با كشته شدن من استوار نمیشود، پس ای شمشیرها مرا دریابید” نمی دانم. صدا برایم آشناست اما این حرفها را نمی فهمم. نمی شناسم این حرفها از کیست! الله اکبر! برادر این صدای حسین(ع) است!
هان! اي مردمان! علي را برتر بدانيد، که او برترين انسان از زن و مرد بعد از من است…. هرکه با او بستيزد و بر ولايتش گردن ننهد نفرين و خشم من بر او باد. (خطبه ي غديريه)
امام حسن عسکری(ع) می فرمایند: از جمله تواضع و فروتنى، سلام کردن بر هر کسى است که بر او مىگذرى، و نشستن در پایین مجلس است.
امام حسين عليه السلام : مَن أَحجَمَ عَنِ الرَّىِ وَعَيِيَت بِهِ الحِيَلُ كانَ الرِّفقَ مِفتاحُهُ؛ هر كس فكرش به جايى نرسد و راه تدبير بر او بسته شود، كليدش مداراست. بحارالأنوار، ج75، ص128
امام صادق علیه السلام: اَفضَلُ العِبادةُ اِدمانُ التَّفکُّرفی اللهِ و فی قُدرَتهِ؛ برترین عبادت مداومت نمودن بر تفکر درباره خداوند و قدرت اوست. الکافی،ج2،ص55
قالَ الإمامُ أبوالحسن علىّ النقی الهادی (علیه السلام) :لا تَطْلُبِ الصَّفا مِمَّنْ کَدِرْتَ عَلَیْهِ، وَلاَ النُّصْحَ مِمَّنْ صَرَفْتَ سُوءَ ظَنِّکَ إلَیْهِ، فَإنَّما قَلْبُ غَیْرِکَ کَقَلْبِکَ لَهُ. از کسى که نسبت به او کدورت و کینه دارى، صمیّمیت و محبّت مجوى. همچنین از کسى که نسبت به او بدگمان هستى، نصیحت و موعظه طلب نکن، چون که دیدگاه و افکار دیگران نسبت به تو همانند قلب خودت نسبت به آن ها مى باشد.بحار الأنوار: ج ۷۵، ص ۳۶۹، ح ۴، أعلام الدّین: ص ۳۱۲، س ۱۴٫
اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج
امام حسن عسکری(ع) می فرمایند: خشم و غضب، کلید هر گونه شرّ و بدى است.
امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) فرمودند: «إِنّا غَيْرُ مُهْمِلينَ لِمُراعاتِكُمْ، وَ لا ناسينَ لِذِكْرِكُمْ، وَ لَوْ لا ذلِكَ لَنَزَلَ بِكُمُ اللاَّْواهُ، وَ اصْطَلَمَكُمُ الاَْعْداءُ. فَاتَّقُوا اللّهَ جَلَّ جَلالُهُ وَ ظاهِرُونا.» «ما در رعايت حال شما كوتاهى نمی كنيم و ياد شما را ازخاطر نبرده ايم ، كه اگر جز اين بود گرفتارى ها به شما روى مى آورد و دشمنان، شما را ريشه كن مى كردند . از خدا بترسيد و ما را پشتيبانى كنيد».
امام علی علیه السلام: العِلمُ وَراثَهٌ کَریمَهٌ ، وَ الادابُ حُلَلٌ مُجَدَّدَهٌ ، وَ الفِکرُ مِرآهٌ صافِیَهٌ؛ علم میراث گرانبهائی است و ادب لباس فاخر و زینتی است و فکر آئینه ای است صاف. نهج البلاغه،ص469
امام جواد(ع): بدان که از ديد خداوند پنهان نيستي پس بنگر که چگونه هستي!
امام صادق علیه السلام: فِکرَةُ ساعَةٍ خَیرٌ مِن عِبادَةِ اَلفِ سَنَةٍ؛ یک ساعت اندیشیدن در خیر و صلاح از هزار سال عبادت بهتر است.
پيامبر صلى ‏الله ‏عليه ‏و ‏آله : اَوصانى رَبّى بِسَبعٍ: اَوصانى بِالاِْخلاصِ فِى السِّرِّ وَ الْعَلانيَةِ وَ اَن اَعْفُوَ عَمَّن ظَلَمَنى و اُعْطىَ مَن حَرَمَنى و اَصِلَ مَنْ قَطَعَنى و اَن يَكونَ صَمْتى فِكْرا وَ نَظَرى عِبَرا؛ پروردگارم هفت چيز را به من سفارش فرمود: اخلاص در نهان و آشكار، گذشت از كسى كه به من ظلم نموده، بخشش به كسى كه مرا محروم كرده، رابطه با كسى كه با من قطع رابطه كرده، و سكوتم همراه با تفكّر و نگاهم براى عبرت باشد. كنزالفوائد،ج2،ص11
اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج
امام حسن عسکری علیه السلام: لَیسَتِ العِبادَةُ کَثرَةَ الصیّامِ وَ الصَّلوةِ وَ انَّما العِبادَةُ کَثرَةُ التَّفَکُّر فی أمر اللهِ؛ عبادت کردن به زیادی روزه و نماز نیست، بلکه (حقیقت) عبادت، زیاد در کار خدا اندیشیدن است. تحف العقول، ص442
اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج

(مقام احسن الحال) دردهای روحی حضرت زهرا(۸)

یا مقلب القلوب والابصار
یا مدبر اللیل و النهار
یا محول الحول و الاحوال
حوّل حالنا الی احسن الحال

داشتن مقام احسن الحال از خواسته های قلبی حضرت زهراست و عدم ملبس شدن به احسن الحال یعنی اسوء الحال از دردهای قلبی و روحی حضرت می باشد.
جماعت بعد از رحلت حضرت پیامبر(ص) بنابه علل و عواملی که ذکر خواهد شد، حالشان به اسوء الحال که در مقابل احسن الحال است تغییر یافت. اسوء الحال بدترین حال ممکن برای یک مومن می باشد و در مقابل آن، احسن الحال بهترین حال ممکن برای یک مومن است. بعبارت دیگر مقام احسن الحال یعنی داشتن موضع مشخص در هر موقعیت و انجام عمل مناسب به بهترین وجه ممکن که این حال اصولاً از همه کسانی که خدا را از روی بندگی عبادت می کنند مورد انتظار است؛ علی الخصوص از کسانی که با نام منتظر در خیمه حضرت به سر می برند خیلی بیشتر توقع می رود، و در حقیقت این دنیا و فلسفه مرگ و زندگی نیز رسیدن به احسن العمل می باشد:

«انا خلقنا الموت و الحیاه لیبلوکم علیهم ایکم احسن عملا».

احسن اعمال برگرفته و یا نتیجهٔ امتحان و تکلیف است و برای رسیدن به آن، انجام عمل خیر و عمل صالح، بسیار مهم است، اما باید توجه داشت که عمل صالح و عمل خیر، احسن عمل نیست، بلکه مقدمه ای برای انجام احسن العمل می باشد.

افزون بر این مطلب اینکه احسن الحال در حقیقت، در اثر اعمال فردی به وجود نمی آید بلکه بیشتر بر اثر کارهای جمعی و گروهی، قابلیت ایجاد شدن در انسان دارد.

پیام نوروز رساندن انسان به احسن الحال است، نوروز در کنار اینکه طبق روایات آن روزیست که در آن گناهی انجام نیابد، اما به سبب سرمایه جمعی بودن و اجتماع های کوچک و بزرگی که در روزهای آغازین سال به وجود می آید، و همه، نسبت به آن موضع خاص دارند احسن عمل و احسن حال است.

پس در هر شرایط، موضع داشتن و در هر مکان و هر زمان جایگاه و موقعیت خود را مشخص کردن و رعایت ادب آن مکان و جلسه را فهمیدن و مراعات کردن، احسن الحال می باشد.

مثلاً نجوا در جمع، مذموم و غیبت و بهتان امری ناپسند و حرام است، و بهترین حال در مواجهه با این مجالس، عدم همراهی با نجوا و غیبت کننده و در صورت عدم رعایت، بهترین حال، ترک آن مجالس است، یا در رانندگی بهترین حال آن است که علائم راهنمایی و احوالات پیاده ها رعایت و به آنها احترام گذارده شود، و همچنین در هر مکان و در هر مجلس چه شادی چه در مجلس ترحیم، احسن الحال آن است که بهترین کار و بهترین نقش و  وظیفه انجام یابد.

اما اینکه مقدمه دعای “حول حالنا الی احسن الحال”، فرازهای زیر می باشد:

یا مقلب القلوب و الابصار
یا مدبر اللیل والنهار
یامحول الحول والاحوال

برای این است که از یک سو بهترین حال و عمل، خود را در انقلاب و تقلیب قلوب نشان می دهد و از سوی دیگر اگر در تدبیر لیل و نهار هماهنگی و برنامه ریزی وجود داشته باشد، بهترین حال به وجود خواهد آمد.
درد حضرت زهرا (س) احسن الحال نبودن احوال یک عده از مردم بود.
انصار که در تشکیل سقیفه پیش قدم شده بودند و پیامبر(ص) هم به مهاجر سفارش حال انصار را فرموده بود، برای همین حضرت زهرا(س) از آنها انتظار عمل و حال احسن داشت، اما آنها چه باید می کردند که نکردند و دچار اسوء الحال شدند؟
جماعت صدر اسلام باید در سه مورد امتحانی قبول می شدند، اما متاسفانه « ارتد الناس بعد الرسول الا خمسا(الّا ثلاث)»، به جز پنج یا سه نفر از این امتحان ها مردود گشتند:
۱_ امتحان ولایت
بعد از گذشت اندی ازجریان غدیر همه چیز را به دست فراموشی سپردند. در امتحان ولایت، احسن الحال بیعت با علی(ع) و در اولویت قرار دادن امر ایشان است و به این دلیل در هیچ دینی ارتداد مطرح نیست.
۲_امتحان و دغدغه توسعه سیاسی و توسعه فرهنگی
آنها از این امتحان الهی هم قبول نشدند، خداوند متعال در قرآن نیز می فرماید:

«یدخلون فی دین الله افواجا…..»

اما آنها بعد از توسعه سیاسی اسلام، به فکر توسعه فرهنگی نیفتادند و حتی بعد از شهادت پیامبر(ص) بر علیه اسلام و محدود نمودن آن نیز اقداماتی انجام دادند.
۳_ امتحان توسعه اقتصادی (توزیع ثروت)
و سومین موردی که امتحان آن جماعت به حساب می آمد، امتحان توزیع ثروت بود.
در ابتدا آنان اهل صفّه بودند ولی کم کم ثروتمند گشته و مردم به جای استفاده صحیح از منابع مالی، به تبرج و زینت روی آوردند. یا ابوبکر به کسانی که در جنگ شرکت کرده بود غنائم بیشتری می داد، و این چنین شکاف طبقاتی ایجاد شد، اما سیره علوی این بود که همه در برابر بیت المال و غنایم یکسان بودند حتی سلمان و مقداد و طلحه و زبیر؛ که این عدل علوی و توزیع یکسان ثروت، احسن الحال است و برعکس عمل و فعل آنان اسوء الحال؛ که در حقیقت مردودی از این مورد امتحانی نیز به حساب می آید.

«برگرفته از سخنرانی دعای ندبه هیئت مشتاقان ظهور »

image_pdfimage_print

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

یک آیه تصادفی

قَالَ لَهُ صَاحِبُهُ وَهُوَ يُحَاوِرُهُ أَكَفَرْتَ بِالَّذِي خَلَقَكَ مِنْ تُرَابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ سَوَّاكَ رَجُلًا
Disputing with him, his companion said: "Do you disbelieve in Him who created you from dust, then a drop of semen, then formed you into a man?

Alternative content

بایگانی

آمــار

  • کاربران حاضر: 1
  • بازدید امروز: 5
  • بازدید دیروز: 194
  • بازدید هفته: 1,948
  • بازدید ماه: 9,337
  • کل بازدید ها: 796,584
  • کل نوشته‌ها: 910