اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج
امام حسين عليه السلام : مَن أَحجَمَ عَنِ الرَّىِ وَعَيِيَت بِهِ الحِيَلُ كانَ الرِّفقَ مِفتاحُهُ؛ هر كس فكرش به جايى نرسد و راه تدبير بر او بسته شود، كليدش مداراست. بحارالأنوار، ج75، ص128
“من برای اصلاح دین جدم و احیای امر به معروف و نهی از منکر قیام کردم” این صدا چقدر آشناست. انگار که سالهای سال است هر شب و روز در گوشم زمزمه می شود و گویی که خوب صاحبش را می شناسم. دوباره گوش کن. صدا نزدیک تر می شود. دقت کن ببین می شناسی صدا از کیست؟ “اگر دین جدم پیامبر(ص) جز با كشته شدن من استوار نمیشود، پس ای شمشیرها مرا دریابید” نمی دانم. صدا برایم آشناست اما این حرفها را نمی فهمم. نمی شناسم این حرفها از کیست! الله اکبر! برادر این صدای حسین(ع) است!
هان! اي مردمان! علي را برتر بدانيد، که او برترين انسان از زن و مرد بعد از من است…. هرکه با او بستيزد و بر ولايتش گردن ننهد نفرين و خشم من بر او باد. (خطبه ي غديريه)
امام حسن عسکری(ع) می فرمایند: خشم و غضب، کلید هر گونه شرّ و بدى است.
امام حسن عسکری(ع) می فرمایند: از جمله تواضع و فروتنى، سلام کردن بر هر کسى است که بر او مىگذرى، و نشستن در پایین مجلس است.
امام صادق علیه السلام: اَفضَلُ العِبادةُ اِدمانُ التَّفکُّرفی اللهِ و فی قُدرَتهِ؛ برترین عبادت مداومت نمودن بر تفکر درباره خداوند و قدرت اوست. الکافی،ج2،ص55
قالَ الإمامُ أبوالحسن علىّ النقی الهادی (علیه السلام) :لا تَطْلُبِ الصَّفا مِمَّنْ کَدِرْتَ عَلَیْهِ، وَلاَ النُّصْحَ مِمَّنْ صَرَفْتَ سُوءَ ظَنِّکَ إلَیْهِ، فَإنَّما قَلْبُ غَیْرِکَ کَقَلْبِکَ لَهُ. از کسى که نسبت به او کدورت و کینه دارى، صمیّمیت و محبّت مجوى. همچنین از کسى که نسبت به او بدگمان هستى، نصیحت و موعظه طلب نکن، چون که دیدگاه و افکار دیگران نسبت به تو همانند قلب خودت نسبت به آن ها مى باشد.بحار الأنوار: ج ۷۵، ص ۳۶۹، ح ۴، أعلام الدّین: ص ۳۱۲، س ۱۴٫
امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) فرمودند: «إِنّا غَيْرُ مُهْمِلينَ لِمُراعاتِكُمْ، وَ لا ناسينَ لِذِكْرِكُمْ، وَ لَوْ لا ذلِكَ لَنَزَلَ بِكُمُ اللاَّْواهُ، وَ اصْطَلَمَكُمُ الاَْعْداءُ. فَاتَّقُوا اللّهَ جَلَّ جَلالُهُ وَ ظاهِرُونا.» «ما در رعايت حال شما كوتاهى نمی كنيم و ياد شما را ازخاطر نبرده ايم ، كه اگر جز اين بود گرفتارى ها به شما روى مى آورد و دشمنان، شما را ريشه كن مى كردند . از خدا بترسيد و ما را پشتيبانى كنيد».
امام علی علیه السلام: العِلمُ وَراثَهٌ کَریمَهٌ ، وَ الادابُ حُلَلٌ مُجَدَّدَهٌ ، وَ الفِکرُ مِرآهٌ صافِیَهٌ؛ علم میراث گرانبهائی است و ادب لباس فاخر و زینتی است و فکر آئینه ای است صاف. نهج البلاغه،ص469
امام جواد(ع): بدان که از ديد خداوند پنهان نيستي پس بنگر که چگونه هستي!
امام صادق علیه السلام: فِکرَةُ ساعَةٍ خَیرٌ مِن عِبادَةِ اَلفِ سَنَةٍ؛ یک ساعت اندیشیدن در خیر و صلاح از هزار سال عبادت بهتر است.
پيامبر صلى ‏الله ‏عليه ‏و ‏آله : اَوصانى رَبّى بِسَبعٍ: اَوصانى بِالاِْخلاصِ فِى السِّرِّ وَ الْعَلانيَةِ وَ اَن اَعْفُوَ عَمَّن ظَلَمَنى و اُعْطىَ مَن حَرَمَنى و اَصِلَ مَنْ قَطَعَنى و اَن يَكونَ صَمْتى فِكْرا وَ نَظَرى عِبَرا؛ پروردگارم هفت چيز را به من سفارش فرمود: اخلاص در نهان و آشكار، گذشت از كسى كه به من ظلم نموده، بخشش به كسى كه مرا محروم كرده، رابطه با كسى كه با من قطع رابطه كرده، و سكوتم همراه با تفكّر و نگاهم براى عبرت باشد. كنزالفوائد،ج2،ص11
اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج
امام حسن عسکری علیه السلام: لَیسَتِ العِبادَةُ کَثرَةَ الصیّامِ وَ الصَّلوةِ وَ انَّما العِبادَةُ کَثرَةُ التَّفَکُّر فی أمر اللهِ؛ عبادت کردن به زیادی روزه و نماز نیست، بلکه (حقیقت) عبادت، زیاد در کار خدا اندیشیدن است. تحف العقول، ص442
اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج

رفتار اداری(1)

فرسایش روحی در پروسه های اداری
فرهنگ و اجتماع مقوله ای است که جزء به جزء آن در زندگی اجتماعی پر رنگ و پر نقش است و ضرورت دارد که در دوره ی زمانی خاص به این مباحث رجوع و پرداخت گردد، تا هم با فهم بیشتر در جهت تنظیم و ساماندهی روابط اجتماعی بکار گرفته شده وهم نقبی به پیرامون زندگی خود داشته و آنرا بازشناسی کرده وانسان بداند که نسبت خود با جایگاهی که اسلام عزیز از او خواسته مطلوب است یا نه و نقص و غفلت که باعث این حضور در جایگاه نامطلوب شده را هرکس به سهم خود جبران کند.

قطعا در رهگذر چنین نگاهی اگر همت عالی اتفاق افتد دستاوردی خوبی فرا روی انسان خواهد بود و همه از حال و هوای خوبی برخوردار خواهند شد و جهت گیری بسمت جایگاهی خواهد بود که جزو آموزه ها و رهنمودهای الهی بوده و هر چیزی که مراد خدا در آن باشد جز بهره خوبی و نیکی ثمره ای نخواهد داشت.
بحث اخلاق اداری جزو همین مقوله هاست . در جامعه اسلامی با اینکه افراد آن با تابلوی دین زندگی می کنند، عدم رعایت عدالت و رسیدگی به امور افراد سفارشی و ویا عدم برخورد کریمانه در کارهای اداری، موجب شنیدن و دیدن گلایه ها و شکوه ها می شود. باید توجه داشت که هریک از افراد جامعه در این حوزه یا ارباب رجوع هست یا بعنوان کارمند وکارگزارو متکفل اجرای امور، و همه بنوعی باهم مراوده دارند، اما گاهی تلخی و عصبانیت ناشی از این مراوده ها بسیار آزاردهند است و نازیبا. بطوریکه امور اداری از طاقت فرساتنرین کارها در نظر مردم جلوه کرده و با عنوان پروسه های طولانی در میان مردم معروف شده است ومتاسفانه این حوزه با این وضعیت موجود، بیشترین فرسایش روحی افراد را در پی دارد، در حالیکه بایست در زمان حاکمیت اسلام، ساز و کار اسلامی بر اینها و چهارچوبهای ساختاریشان حاکم باشد و افراد نسبت بهم تعامل رفتاری و اخلاقی خوبی داشته باشند چراکه در جائی دیگر مراجعه کننده کارگزار است و کارگزار مراجعه کننده و این زیبائی جامعه است که باید با رعایت شئونات اداری این زیبائی را حفظ نمود.
هر الگویی بغیر از الگوهای شفاف و کارآمد و متقن ائمه اطهار(ع) ناقص است، زیرا منش و روش ائمه استنادش برای همه قابل اتکا است؛ لذا هر کارشناسی به جنس انسان غیر معصوم ناتوان از ارائه الگوی بی عیب و ایراد است، لازم است در این مباحث آموزه های بسیار عمیق بیان شده و مبانی دین و مضامین روایی که استحکام لازم را دارند در امور شکل داده شود که متاسفانه تاکنون بسیارغفلت ورزیده شده است. اگر هیچ چیز به غیر از نهج البلاغه وجود داشت انسان میتوانست چهارچوبهای نظامهای مختلف جامعه را بر اساس آن تعیین و نظامند کند. در حالیکه در کنار نهج البلاغه آموزه های اخلاق محور و روایات فراوان موجود است که یا ناظر بر تعریف اخلاق اداریست و یا آسیب شناسی اخلاق اداری است و پرداخت به ارزشهایی است که لازمه یک کارگزاراست و یا بیان رذایلی که این کارگزار را در کارش تهدید می کند.
همه متون نهج البلاغه بغیر از چند تای آنها برای ساماندهی و تدوین نظام حکومت علوی است. که یک کارگزار باید چه ویژگیهایی داشته و از چه باید دوری گزیند.برای مثال عهدنامه حضرت علی(ع) متضمن نکات مهم اخلاقی در سیاستهای اداری و حکومتی است.
اصلی ترین محور که اخلاق اداری را در نظام علوی را ساماندهی میکند رعایت “کرامت” انسان است. با توجه به مفهوم اداره که نوعی تعامل اجتماعی در آن نهفته است، هر نوع ارتباط با دیگران تحت هر موقعیتی و صرفنظر از اعتبارات ثانویه، باید با حفظ کرامت صورت گیرد و کرامت انسان محفوظ باشد. این عادت بسیارناپسند و معیوب بودن نظام است که در ادارات و سازمانها و دیگر نهادها، گاهی مراجعه کننده سفارشی، مریض سفارشی، ارباب رجوع سفارشی، مشتری سفارشی وجود داشته باشد که انتظارات بیجا ایجاب می کند نوع رفتاربا این افراد متفاوت باشد؛ و این در حالیست که امام علی (ع) براین نکته پای میفشارد که همه انسانها چون مخلوق خدا هستند، سفارش شده خدا هستند و همه کارگزاران باید از این منظر به مراجعین بنگرند، و بدانند که احترام به او احترام به مخلوق کرامت بخشیده شده از سوی خداست.که این نگاه اصولا روش تعامل کارگزار با ارباب رجوع را تسهیل می کند و ازچند رفتاری و نفاق رفتاری و سلوکی ایمن میدارد. دیده شده مراجعه کننده ای که با بی مهری روبرو می شود و بعدا که متوجه شده از نوع سفارشی است، از او معذرت می خواهد که نمی دانستم فلانی هستید. نباید با هیچ گروهی از انسان‌ها به خاطر تمایز و سفارش ، رفتار گونه به گونی در یک کار واحد داشت. تعبیر زیبا در عهدنامه امام علی(ع)به مالک اشتر وجود دارد که فرمود:

«هر کس که به نوعی کارش با تو گره خورده «امّا اخٌ لکَ فِی الدّین او شبیه لکَ فِی الخلق»« یا برادر تو در دین است یا همسانان تو در خلقت» و وظیفه تو حفظ حرمت است.

بعبارتی حفظ کرامت به علت انسان بودن؛ حال این انسان جنوب شهری باشد یا بالا شهری؛ پسر باشد یا دختر، کاسب باشد یا تاجر…آنچه مهم است انسان بودنش است، صفت انسان کافیست تا انگیزه احترام را در انسان برانگیزد چراکه در جامعه تعامل متقابل وجود دارد.
این اصل یعنی رعایت کرامت انسان بسیار اصیل و پر رنگ است؛ بحدی که امام علی(ع) در حالیکه در مرکب بود پاسخ پرسش کسی را که پیاده بود ندادند، زمانیکه آن مرد در مسجد پاسخش را شنید، علت عدم پاسخ در آن زمان را از حضرت پرسید،حضرت فرمود: «این اخلاق حاکم را فاسد می کند و مومن را خوار،(در این فضای روبرو و همسان صحبت مناسب است) ». و این اصل در فرهنگ وحیات بقیه امامان(ع) وجود دارد؛ چنانچه در زمان امام حسن(ع) زمانی که نیازمندی به درشان می آمد از او میخواستند نیازش را بر روی شن بنویسد و بعد از خواندن پاک میکردند تا مطرح کردن آن باعث خواری درخواست کننده نشود. پس این اصل مهم دررفتارهای اجتماعی است و طبق معارف دینی و آموزه های قرآنی، انجام تکلیف و نیکی و احسان نباید با آزار و منت آلوده و همراه باشد و در برآورده کردن حاجات و امور مردم در هر عنوان و منصبی، عدالت و کرامت باید رعایت گردد، زیرا در غیر اینصورت آثارش را از دست خواهد داد، و دریافت هر وجهی از کارفرما بعنوان اجرت در قبال این گونه رفتار، دارای اشکال شرعی است.
اصل دوم اخلاق اداری در مطلب بعدی ارائه خواهد شد.

image_pdfimage_print

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

یک آیه تصادفی

ثُمَّ أَتْبَعَ سَبَبًا
He then followed (another) road

Alternative content

بایگانی

آمــار

  • کاربران حاضر: 1
  • بازدید امروز: 123
  • بازدید دیروز: 147
  • بازدید هفته: 1,039
  • بازدید ماه: 3,992
  • کل بازدید ها: 837,118
  • کل نوشته‌ها: 930