عاشورا و لهویّات (۵) | سحاب اندیشه
“من برای اصلاح دین جدم و احیای امر به معروف و نهی از منکر قیام کردم” این صدا چقدر آشناست. انگار که سالهای سال است هر شب و روز در گوشم زمزمه می شود و گویی که خوب صاحبش را می شناسم. دوباره گوش کن. صدا نزدیک تر می شود. دقت کن ببین می شناسی صدا از کیست؟ “اگر دین جدم پیامبر(ص) جز با كشته شدن من استوار نمیشود، پس ای شمشیرها مرا دریابید” نمی دانم. صدا برایم آشناست اما این حرفها را نمی فهمم. نمی شناسم این حرفها از کیست! الله اکبر! برادر این صدای حسین(ع) است!
هان! اي مردمان! علي را برتر بدانيد، که او برترين انسان از زن و مرد بعد از من است…. هرکه با او بستيزد و بر ولايتش گردن ننهد نفرين و خشم من بر او باد. (خطبه ي غديريه)
امام حسن عسکری(ع) می فرمایند: از جمله تواضع و فروتنى، سلام کردن بر هر کسى است که بر او مىگذرى، و نشستن در پایین مجلس است.
امام حسين عليه السلام : مَن أَحجَمَ عَنِ الرَّىِ وَعَيِيَت بِهِ الحِيَلُ كانَ الرِّفقَ مِفتاحُهُ؛ هر كس فكرش به جايى نرسد و راه تدبير بر او بسته شود، كليدش مداراست. بحارالأنوار، ج75، ص128
امام صادق علیه السلام: اَفضَلُ العِبادةُ اِدمانُ التَّفکُّرفی اللهِ و فی قُدرَتهِ؛ برترین عبادت مداومت نمودن بر تفکر درباره خداوند و قدرت اوست. الکافی،ج2،ص55
قالَ الإمامُ أبوالحسن علىّ النقی الهادی (علیه السلام) :لا تَطْلُبِ الصَّفا مِمَّنْ کَدِرْتَ عَلَیْهِ، وَلاَ النُّصْحَ مِمَّنْ صَرَفْتَ سُوءَ ظَنِّکَ إلَیْهِ، فَإنَّما قَلْبُ غَیْرِکَ کَقَلْبِکَ لَهُ. از کسى که نسبت به او کدورت و کینه دارى، صمیّمیت و محبّت مجوى. همچنین از کسى که نسبت به او بدگمان هستى، نصیحت و موعظه طلب نکن، چون که دیدگاه و افکار دیگران نسبت به تو همانند قلب خودت نسبت به آن ها مى باشد.بحار الأنوار: ج ۷۵، ص ۳۶۹، ح ۴، أعلام الدّین: ص ۳۱۲، س ۱۴٫
اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج
امام حسن عسکری(ع) می فرمایند: خشم و غضب، کلید هر گونه شرّ و بدى است.
امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) فرمودند: «إِنّا غَيْرُ مُهْمِلينَ لِمُراعاتِكُمْ، وَ لا ناسينَ لِذِكْرِكُمْ، وَ لَوْ لا ذلِكَ لَنَزَلَ بِكُمُ اللاَّْواهُ، وَ اصْطَلَمَكُمُ الاَْعْداءُ. فَاتَّقُوا اللّهَ جَلَّ جَلالُهُ وَ ظاهِرُونا.» «ما در رعايت حال شما كوتاهى نمی كنيم و ياد شما را ازخاطر نبرده ايم ، كه اگر جز اين بود گرفتارى ها به شما روى مى آورد و دشمنان، شما را ريشه كن مى كردند . از خدا بترسيد و ما را پشتيبانى كنيد».
امام علی علیه السلام: العِلمُ وَراثَهٌ کَریمَهٌ ، وَ الادابُ حُلَلٌ مُجَدَّدَهٌ ، وَ الفِکرُ مِرآهٌ صافِیَهٌ؛ علم میراث گرانبهائی است و ادب لباس فاخر و زینتی است و فکر آئینه ای است صاف. نهج البلاغه،ص469
امام جواد(ع): بدان که از ديد خداوند پنهان نيستي پس بنگر که چگونه هستي!
امام صادق علیه السلام: فِکرَةُ ساعَةٍ خَیرٌ مِن عِبادَةِ اَلفِ سَنَةٍ؛ یک ساعت اندیشیدن در خیر و صلاح از هزار سال عبادت بهتر است.
پيامبر صلى ‏الله ‏عليه ‏و ‏آله : اَوصانى رَبّى بِسَبعٍ: اَوصانى بِالاِْخلاصِ فِى السِّرِّ وَ الْعَلانيَةِ وَ اَن اَعْفُوَ عَمَّن ظَلَمَنى و اُعْطىَ مَن حَرَمَنى و اَصِلَ مَنْ قَطَعَنى و اَن يَكونَ صَمْتى فِكْرا وَ نَظَرى عِبَرا؛ پروردگارم هفت چيز را به من سفارش فرمود: اخلاص در نهان و آشكار، گذشت از كسى كه به من ظلم نموده، بخشش به كسى كه مرا محروم كرده، رابطه با كسى كه با من قطع رابطه كرده، و سكوتم همراه با تفكّر و نگاهم براى عبرت باشد. كنزالفوائد،ج2،ص11
اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج
امام حسن عسکری علیه السلام: لَیسَتِ العِبادَةُ کَثرَةَ الصیّامِ وَ الصَّلوةِ وَ انَّما العِبادَةُ کَثرَةُ التَّفَکُّر فی أمر اللهِ؛ عبادت کردن به زیادی روزه و نماز نیست، بلکه (حقیقت) عبادت، زیاد در کار خدا اندیشیدن است. تحف العقول، ص442
اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج

عاشورا و لهویّات (۵)

با توجه به مطالب گذشته بدست می آید که داشتن اولویت در زندگی و انتخابها، چنان اهمیتی دارد که روزی انسان لازم است بخاطر حفظ اولویتها، از مال و فرزند و عِرض و آبرو هم بگذرد و آنها را فدای اولویت کند، همانطورکه امام حسین(ع) جان و مال و اولادش را در مسیر حفظ اولویتها و ترک و از میان بردن لهویات فدا نمود و خود حضرتش به قتلگاه کشیده شد.


نکته حایز اهمیت اینکه ظرفیت و آمادگی خاصی، برای انتخاب و عمل به اولویتها لازمست، چرا که این انتخابها پیچیدگی خاص خود را دارد، و اگر ظرفیت و روحیه لازم نباشد، اثرات سوئی در پی خواهد داشت.
در رابطه با داشتن ظرفیت، قرآن به جریان بسیار حسّاس موسی(ع) وحضرت خضر اشاره دارد، تا جاییکه موسی کلیم الله، دوام همراهی و مشاهده برخی وقایع و عملکردهای خضر را نیاورد و در یک مقطع با سوال و اعتراضی به مرحله “هذا فراق بینی وبینک” رسید، لذا بالا بردن سطح توانائیها و ظرفیت سازی، از مجرای عزاداریها باید اتفاق افتد.

اگر مراسمات عزاداری با کارهای فرهنگی برگزار شود، قطع یقین بعد از اتمام مراسمات، راهی برای ورود فرهنگ حسینی به زندگی عزاداران وجود خواهد داشت و مسیر حسینی شدن هموارتر خواهد شد.
اما در آخر مبحث این دوره، به مصادیقی در مورد تزاحم دو حق النّاس و انتخاب اولویت در این موضع ارائه میشود با عنایت به اینکه قبلا اشاره شد در تعیین صحیح اولویت توجه به سه عنصر “زمان-مکان-موقعیت” نقش بسزایی دارد:
» اگر دو همسایه همزمان از فردی برای میهمانی دعوت بعمل آورند اولویت رفتن به میهمانی کدام همسایه در اولویت است؟
» اگر دونفر در حال غرق شدن باشند، نجات کدامیک در اولویت است؟
» اگر دو میهمان هست که یکی دارای روحیه ای عادی و یکی زودرنج، در زمان پذیرایی اولویت پذیرایی کردن با کدام میهمان هست؟
و یا در تزاحم دو واجب(کفایی و عینی) چه باید کرد؟ مثلا:
» اگر در مجلس علمی خبر تشییع جنازه ای داده شد، کدام برنامه باید انتخاب و عمل شود؟
و مثالهای متعددی که میتوان در این موضوع زد و اولویتها را مشخص نمود.
نکته آخر در این ایام اینکه:

*** چگونه حسینی بمانیم؟

چنانچه در شماره ۴ این مطلب هم اشاره شد، بعد از دههٔ اول محرم دسته ها و مجالس عزاداری، بتدریج و ظاهرا کمتر شده و مردم تقریبا به روال عادی زندگی برمیگردند، اما آنچه این برگشت را موجه کرده و اولویت آنرا تایید میکند، عمل به آموزه هایی هست که از کانال این مجالس، اخذ شده است، بعبارتی اگر برگشت و برچیده شدن تکیه ها و مراسم ها همراه با آوردن مرام و فرهنگ حضرت اباعبدالله(ع) به متن زندگی باشد، به فلسفه عزاداریهای دهه پی برده شده و به مراد و هدف از عزاداریها رسیده شده، و بی شک این “بازگشت” اولویت محسوب میشود، اما اگر در خوش بینانه ترین حالتش، برگشت با روحیات و عملکرد سابق باشد، باید گفت در انتخاب اولویت اشتباهی رخ داده است، چرا که از یکطرف حضرت اباعبدالله الگوی مبارزه با لهویات میباشند و از طرفی دیگر، عاشورا، صرفا یک واقعه تاریخی نیست، بلکه جریانی است که ساری و جاری بوده و در لحظات زندگی بروز و ظهور دارد.
دلیل بر این نکته، کلام حکیمانه حضرت زینب (س) میباشد. زمانیکه از کنار اجساد می گذشتند، چنین فرمودند: «بِاَبی مَنْ لا غَایِبَ فَیُرْتَجی…»
« … پدرم فدای کسی که غایب نشده تا انتظار برگشتش باشد … ».
نکته مهم اینکه حضرت زینب(س)، با این کلام فهماند که حضرت همیشه زنده است و در سیر و سلوک زندگی زینب(س)، جاودانه حضور دارد و حتی بعد از شهادتش هم زندگیش را با اولویت امامش بسر خواهد برد.
باید توجه داشت که در زمان غیبت حضرت حجت(ع)، تعیین و انتخاب اولویت، امری در خور توجه است که اگر دقتی نباشد، ظهوری اتفاق نیفتاده و حضرت همچنان غریب و مضطر و سرگردان در پس پرده غیبت بوده و ندای هل من ناصرش همچنان بی جواب خواهد ماند، و این اوج نکبت و خواری و ذلت و بدبختی برای مردمانی است که نام منتظر برخود نهاده و به امام شهید گریه میکنند و از امام حیّ و حاضر، غافل و برای ظهورش تلاشی ندارند، که در حقیقت زندگی چنین افرادی، لهوی بیش نیست.
برگرفته از سخنرانی برنامه هیئت مشتاقان ظهور _ محرم۹۶

image_pdfimage_print

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

یک آیه تصادفی

يُبَشِّرُهُمْ رَبُّهُمْ بِرَحْمَةٍ مِنْهُ وَرِضْوَانٍ وَجَنَّاتٍ لَهُمْ فِيهَا نَعِيمٌ مُقِيمٌ
Their Lord announces to them news of His mercy, acceptance, and gardens of lasting bliss

Alternative content

بایگانی

آمــار

  • کاربران حاضر: 1
  • بازدید امروز: 121
  • بازدید دیروز: 209
  • بازدید هفته: 1,939
  • بازدید ماه: 10,946
  • کل بازدید ها: 759,184
  • کل نوشته‌ها: 904