علل ربوده شدن حال مناجات از منظر دعای ابوحمزه

از مواردی که انسان معنوی و اهل دعا و عبادت، آن را بر خود نمی پسندد و از آن زجر می کشد، نداشتن حال دعا و کسلی و بی میلی برای مناجات با خداوند احدیت است؛ که چند مورد از عوامل فقدان حال مطلوب برای مناجات و راز و نیاز در دعای پر مضمون ابوحمزه ثمالی ذکر شده است که به آنها اشاره می‌گردد:


در اواسط دعا این چنین موضوع آغاز می شود:

خدایا من زمانی که مهیا برای نماز و مناجات می شوم خوابی خفیف مرا می گیرد و حال مناجات را از من سلب می کند و این درست زمانی است که با خود می گویم به تحقیق خوب و اصلاح شد درونم و نزدیک است همنشین توبه‌کاران باشم، که در این حین اتفاقی رخ داده و قدمم می لغزد و میان من و تو حائل می گردد…
(چرا خدایا اینچنین؟)
در ادامه ی دعا علت ها و فرضیه ها را چنین برمی شمرد:
۱_ شاید از درگاهت راندی و از خدمتت دور کردی!!
۲_ شاید حقت را سبک شمارنده دیدی و دورم کردی!!
۳_ شاید مرا روی گرداننده از خودت دیدی!!
۴_ یا مرا در مقام دروغگویان یافتی و دورم انداختی!!
۵_ شاید دیدی شکرگزار نعمتهایت نیستم پس محرومم ساختی!!
۶_ یا در مجلس علما مرا نیافتی پس خوارم داشتی!!
۷_ یا دیدی از غافلانم پس در رحمتت ناامیدم کردی!!
۸_ یا دیدی که با مجالس بیهوده انس یافتم و مرا با آنها گذاشتی!!
۹_ یا شاید دوست نداشتی که دعایم را بشنوی!!
۱۰_ یا به جرم و گناهم کیفرم کردی!!
۱۱_ یا به کم حیایی از تو، مجازاتم کردی!!
آری این موارد می‌تواند عوامل و موانع حال دعا و مناجات و راز و نیاز انسان با خدا باشد.
دعای ابوحمزه ثمالی علاوه بر مضامین عالی در زمینه ی دعا و درخواست، در رابطه با نحوه ی ارتباط با خدای متعال، به بهترین شکل ممکن، مدل ارتباطی و سخن گفتن داده و از همه مهمتر علل و چگونگی حالات مختلف را بیان کرده است و برای همه آنها از خداوند متعال راهکار و عفو و بخشش طلب می‌کند.
در حقیقت دعاها خود منابع مهم و محکمی برای یادگیری معارف و اخلاقیات و اصول عقاید هستند.