فلسفه ازدواج ۲

خانواده دینی و الهی

یکی از ممیزه های خانواده الهی، شادی و نشاط و دوری گزیدن از پرخاشگری میباشد، بعبارت دیگر تمامی لذتهای مشروع  برای داشتن یک زندگی بانشاط در چنین خانواده ای موجود و تمام آنچه آنها را نشاط و هدف زندگی دور کند در عدم و نیستی است.

۸۲_۱۷۵۶۸۷

دلیل این شادابی توجه به این نکته می باشد که چون بستر خانواده و نیتها خدایی می باشد، تمامی اعمال حتی ناچیزترین آن مثل پاک کردن آب بینی کودک هم الهی شده و هر کار و عملی افراد خانواده را صاحب اجر و فضیلت می کند. و همچنین چون اعضای خانواده خداوند را شاهد و ناظر اعمال خود می بینند دیگر گرفتاریها و مشکلات و درگیریها را سدّ راه خود ندیده و ابتهاج و شادابی بیشتری در زندگی بروز و ظهور پیدا میکند، چنین خانواده ای مقابله و مبارزه با اینگونه درگیریها را هم عامل رشد و پیشرفت خود خواهند دید و هم مشکل و آزمایش را وسیله رشد فردی و خانوادگی خود می انگارند، چراکه انسان در سختی خلق شده است:

« خُلق الانسان فی کَبَد»؛

یا حضرت امام سجاد(ع) در قالب دعا میفرماید:

«…لا یقول: اللهم انی اعوذبک من الفتنه بل یقول: من مضلات الفتن…»« نگویید: خدایا پناه میبرم به تو از فتنه، بلکه بگویید:خدایا پناه میبرم بتو از گمراهیهیای فتنه»

با توجه به این نکته که خانواده الهی  و فرزندان چنین خانواده هایی مورد ترفند و آسیب از بیرون می باشد، بایستی زوجین توجه داشته باشند که روابط و برخوردهای آنها در خانواده چگونه شکل بگیرد که رنگ خدایی داشته باشد و خدا را نشان بدهد تا تفاوت یک خانواده غیر مذهبی با خانواده مذهبی مشخص شود، یعنی هر فردی از بیرون داخل این خانواده میشود متوجه تفاوت شده و انرژی مضاعفی بگیرد و و الگویی برای خود و خانواده اش قرار دهد.

در چنین خانواده ای است که  زوجین به نکته ضعفها توجه نمی کنند و به همدیگر ایرادگیری مستمر نداشته ودر حکم لباس همدیگر می باشند که در قرآن نیز بدان اشاره شده است:

«هُنَّ لِباسٌ لَکُمْ وَ أَنْتُمْ لِباسٌ لَهُنَّ » (بقره/۱۸۷)،

لباس که بعد از اکسیژن و غذا، سومین نیاز بشر است ،خاصیت آن پوشانندگی رفع عیب و ایراد، زیبا نشان دادن، احساس راحتی و آرامش کردن و … است که اگر این لباس  معیوب یا آلوده شود، آنرا اصلاح و آلودگی آنرا برطرف می کنند، نه اینکه فریاد زنند و آنرا بزرگ و گسترش دهند. در واقع اگر یکی از زوجان عیب داشت، در فکر برطرف کردن آن با مهارتهای لازم باید می بود، نه فاش کردن و آبروریزی و تبدیل خانه به دادگاه.

از بُعد دیگر با توجه به جریان حضرت یوسف(ع)،  یک لباس چندین نقش میتواند بازی کند: لباس فریب و نیرنگ، لباس تهمت و افتراء و لباس شفای دردها وناراحتی ها. و اگر قرآن  برای همسران نسبت بهم تشبیه لباس را بکار برده است همسر برای همسر باید شفای دردها و ناراحتی هایش باشد. در چنین خانواده ای فرهنگ لج و لجبازی جای خود را به فرهنگ جبران عیبها و ایرادها می دهد و برای اینکه محبتها به نفرت ها تبدیل نشود از منیتها عبور می کنند که منیت و دلبخواهی عمل کردن مرز بین محبت و نفرت است، و اگر دلخوری پیش آمد درصدد جبران بر می آیند. پس در سایه زندگی الهی نشاط و شادی در خانواده حاکم و پرخاشگری و افسردگی از آن خانه رخت برمی بندد.

برگرفته از جلسات مشاوره بخش خواهران سحاب اندیشه

ادامه در مطلب آینده …

ازدواج۸