سحاب اندیشه

سایت سحاب اندیشه

آئینه بودن دوستانم آرزوست !!

image_pdfimage_print

حتما این روایت را شنیده اید که پیامبر اکرم (ص) می فرمایند: « المؤمن مرآه المؤمن » « مؤمن آئینه مؤمن است».
حضرت علی (ع) در یک روایت به جناب کمیل (رضی الله عنه) علت آئینه خطاب شدن مؤمن را چنین بیان می فرمایند: «لِأَنَّهُ یتأمَّلهُ فَیَسُدُّ فاقَتُهُ و یُجمِلُ حالَتَهَ» « برای اینکه او تأمل و اندیشه میکند، پس جلوی فقر و فاقتش را سدّ شده و زیبا کننده حالتش می باشد».
چند خصوصیت دیگر نیز می توان با استفاده از این روایت برای آئینه ذکر کرد:
 آئیه چگونه بودن شخص را فقط به خود شخص گفته و به دیگری فاش نمیکند.
 آئینه، هم زیبایی را نشان می دهد و هم عیب و ایراد را، آن هم در اندازه خودش نه بزرگ نه کوچک.
 لکه دار بودن آئینه مانع از تشخیص و رؤیت حقیقت بوده و هیچ نفعی برای فرد نخواهد داشت.
همیشه آرزو داشتم یک مؤمن از مؤمنانی که با آنها سر و کار دارم، مرا به من آنگونه که هستم نشان دهند، اما متأسفانه علی رغم مطرح کردن این خواهش، کسی تا به حال نخواسته این نقش را برایم بازی کند و بیشتر مواقع یا نظرات از بیان دریغ شده و یا به گونه ای دیگر به گوشم رسیده …(البته شایداشکال در من است که مؤمن نیستم “والله اعلم”)
اکنون شما خواننده ی محترم بفرما که کنایه گویی و دوپهلو حرف زدن بهتر است یا نقد ممدوح و آئینه وار ؟!
شما خود کدام را می پسندید و به کدام مدل عمل مینمایید ؟!