سحاب اندیشه

سایت سحاب اندیشه

آذرخشی بر شیاطین لال(۲)

image_pdfimage_print

فاطمیه اول

قال رسول الله(ص):

«انّ ساکت عن الحق شیطان اَخرس و النّاطق بالباطل شیطان ناطق»

« هر کس در برابر حق اعلام موضع نکند و سکوت نماید شیطان لال است و هرکس باطل را بگوید شیطان ناطق است».

چنانچه در مطلب قبلی نیز اشاره شد، نکته کلیدی این حدیث شریف، حقّ و ادای حقّ و عدم بی تفاوتی در برابر حقّ میباشد.
حقّ، گونه ای سلطه است که دارنده آن، بر طرف دیگر، ایجاب تعهد کند.
بعبارت دیگر آنچه پایدار، با ثبات، و مطابق با حقیقت است را «حقّ» می گویند.
حقّ همواره منشأ تکلیف است، چون یک گونه و یک طرف حقی بر دیگری دارد که لازم به ادا کردن میباشد.
در کنار نکته کلیدی این حدیث، آنچه انسان را به تعجب وامیدارد اینکه:
خداوند متعال درنهایت کرامت و حریت انسان را خلق فرموده و او را جانشین خود ساخته، اما چگونه میشود که این انسان تبدیل به شیطان گشته و با او هم پیمان میگردد و در برابر حقّها سکوت میکند؟
چگونه این انسان که مخلوق احسن الخالقین است، عمل شیطانی که لال است را مرتکب میشود؟
عوامل این گرفتاری انسان و علت تشبیه شدن او به چنین وضعیتی، سکوت در برابر حق است، و این سکوت یعنی عدم موضع داشتن و عدم موضع گیری در برابر یک موضوع، _چون گاها سکوت وظیفه انسان میباشد و لازم است موضع سکوت را برگزیند_.
در مطلب قبلی از حقوق انسانها نسبت بهم که ملزم به رعایت و ادای آن است، در قالب “حق جلیس” نمونه هایی بیان شد؛ و چنین ذکر شد که در صورت عدم رعایت این حقوق، نباید سکوت نمود، و اجازه بی تفاوتی داد؛ چراکه بتدریج این بی تفاوتی ها عادی شده و با عادت گشتن بی تفاوتی، یا حق و باطل در هم آمیخته گشته و شبهه ایجاد میشود و یا “باطل” ظهور خواهد کرد.
پس بدنبال بی تفاوتی، عادی شدن اتفاق خواهد افتاد، و سپس راضی شدن به عادی بودن در بی تفاوتی، و سپس قاسی شدن قلب را در پی خواهد داشت؛ قلبهایی که خداوند در قرآن چنین توصیف میفرماید: “سخترتر از سنگ”.
انسان قسی القلب انسانی خشن و تند مزاج است؛ که در اینجا لازم به ذکر است که گفته شود: آنهایی که در مدینه و مسجد النبی بودند بودند انسانهای ساده و معمولی نبودند، اما چون قلبهاشان در اثر بی تفاوتی به حقوق، قسی شده بود، هیچ عکس العملی در برابر ناله ها و گریه های حضرت زهرا(س)نشان ندادند. لذا چنین برخوردهایی حضرت زهرا را به این درخواست کشاند که مدام از خدا چنین طلب کند:

«اللهم عجل وفاتی سریعا».

خشکیده شدن اشک چشم، یکی از اثرات قساوت قلب میباشد، در روایات نیز برای نجات از خشونت و رفع قساوت:
رفع بی تفاوتی از خود
و حساس شدن به حقوقها هر چند حقوق کوچک؛ که باید مورد توجه انسان قرار بگیرد.
قلب دروازه عواطف و مرکز اخذ حقایق است لذا باید آنرا برای درک حقیقتها همیشه آماده ساخت.اگر قلب انسان وارد به مراحل خطرناک فوق شود، به نازلترین حالت خود رسیده از دست رفته و دروازه عواطف بسته شده و حقیقتها دیده نمیشود، زیرا قساوت قلب مساوی با انکار حقیقت میباشد. و این همان رتبه پستی است که خداوند متعال میفرماید:

«اولئک کَالانْعام بَلْ هُمْ اضلّ».

برای رفع قساوت قلب دو راه بسیارموثر میباشد:
*تلاوت روزانه قرآن
*فکر معاد
*نوشتن وصیتنامه و ادای حق و دین در ضمّه
اما از دیگر حقوق مهمی که بایست در برابرش موضع داشته و بهیچ عنوان درقبالش بی تفاوت نبود، حق ولایت و امامت است. حضرت علی (ع) در خطبه ۳۴ در رابطه با حقوق متقابل إمام و أمّت میفرماید:

«أیها الناس، إنّ لی علیکم حقّا و لکم عَلَیّ حق ٌ…. و أمّا حقّی علیکم:
۱_ فالوفاء بالبیعه
۲_ و النصحیه فی المشهد والمغیب
۳_ و إجابه حین أدعوکم
۴_ و الطاعه حین آمرکم».
حال سوال مهم این است که کدام حق امام امروز باید ادا شود؟
در روایتی دیگر در کتاب مکیال المکارم ۸۰ وظیفه برای ماموم در قبال امام تعریف شده است. و تشخیص اینکه امروز کدامین حق مطرح است، نکته مهم این قضیّه میباشد.
مردمان صدر اسلام و نیز در زمان امامان(ع)، بعد از پیامبر در تشخیص اولویت و وظیفه خود وحق امامشان مرتکب اشتباه شدند و بدین ترتیب ۱۱ گل سر سبد خلقت و در راس آن بزرگواران حضرت زهر(س)به اشتباه مردم پرپر گشتند، لذا امروز در زمان غیبت علیرغم مشکلات زمانه و عدم دسترسی به امام، فرصت توان یابی جهت تشخیص اولویت با مدل “احیای امر” ائمه علیهم السلام است که براحتی قابل اجراست.
در روایتی آمده است که «خداوند متعال زمانیکه می بیند دو نفر باهم به گفتگوی معارفی مشغولند به فرشتگانش مباهات میکند». و روایات مختلف دیگر درین باب سفارش و توصیه شده است که
که نتیجه این گفتگوها و احیای امر این است که انسان میتواند اولویت دارترین حق را نسبت به امام تشخیص و ادا نماید.
ادامه دارد…
برگرفته‌از مراسم ایام فاطمیه هیئت مشتاقان ظهور