سحاب اندیشه

سایت سحاب اندیشه

آذرخشی بر شیاطین لال(۵)

image_pdfimage_print

قال رسول الله(ص):

«انّ السّاکت عَنِ الحقّ شیطانٌ اَخرَس و النّاطق بِالباطِل شیطانٌ ناطق»؛ «هر کس در برابر حق اعلام موضع نکند و سکوت نماید شیطان لال است و هرکس باطل را بگوید شیطان ناطق است».  

از موثرترین عامل سکوت انسان در برابر حقّ و بی تفاوتی و عدم موضع، داشتن «جُبن» یا همان ترس، میباشد. “جبن” جزو ویژگیهای منفی و متفاوت با خوف بوده که عنصری مثبت در وجود انسان است.
ترس و جبن انسان را از رساندن به حقیقت و رشد و کمال و فیوضات باز میدارد.
این ترس از زمان حضرت آدم(ع) وجود داشت، آنجا که آدم(ع) ترس از عدم جاودانگی اش، همان ترس، لغزشگاهش شد و به هبوطش انجامید. ترس بمیزان جزئی هم مضرّ رشد و کمال بشر میباشد.
از حضرت علی(ع) سوال شد:
«فَمَا الْجُبْنُ؟ قَالَ:الْجُرْأَهُ عَلَى الصَّدِیقِ وَ النُّکُولُ عَنِ الْعَدُوِّ» «جبن چیست؟ فرمود: جبن یعنی جرأت داشتن در برابر دوست، و ترس در برابر دشمن» (تحف‌العقول، ص۲۲۵)
باید توجه داشت که در وجود انسان امکان وجود دو نوع ترس است:

ترس طبیعی
ترس اکتسابی

حضرت علی(ع) در مورد ترس طبیعی میفرماید:«الْجُبْنُ مَنْقَصَهٌ» این ترس نوعی نقص است، و انسان را از حوادث دور کرده و دور شدن از حوادث انسان را از کمال باز میدارد.
ترس اکتسابی یا غیر طبیعی: در روایت این نوع ترس عار و ننگ نامیده شده است «الجبنُ عار».
چنانچه از روایات استفاده میشود، هر دو ترس مردود بوده و باید ازبردنش اقدام گردد. اما ترس دوم، همان ترس اکتسابی، مهمتر و آفتش برای رشد انسان بیشتر است چراکه انسان را از عنصر بسیار مهم “مروت” دور میکند.
زیرا اگر تمام اعمال خیر و خوب و فعل و عمل و قول صالح را جمع شود، انسان بامروت تعریف میشود.
حضرت زهرا (س) علت ثقیفه و چگونگی آنرا تحلیل میکند.
یک نمونه تاریخی وجود ترس اکتسابی، شخصیتی بنام سعدبن عباده میباشد، او رئیس مهاجر و انصار بود که در سال دهم هجرت، با رحلت پیامبر، این شخص و سعدبن عباده مانندهایی در خانه او جمع میشوند، زیرا میترسیدند که مهاجران و انصار مانع منافع آنها شوند، و لذا در سقیفه جمع، و صحنه گردان سقیفه شدند و بدین ترتیب، سعی کردند حکومت به علی(ع) نرسد.
نمونه دیگر خالدبن ولید فرمانده نظامی بود که اراذل و اوباش و چماق بدستها را به داخل توده های مردمی فرستاد تا بزور بیعت بگیرد بعبارت دیگر، گرفتن بیعت با ایجاد رعب و وحشت،و هتک و قتل.
یعنی کار او اینبود که اگر با هیچ طرفندی بیعت انجام نشود، با تقلب و چماخ بدستی از عوام الناس اینکار انجام یابد.
آری ترس و رعب و وحشت چه ها که نمیکند؟
یا مورد دیگر تاریخی علت شکست قیام مسلم است که آنهم در کوفه بخاطر رعب وحشت مردم از حکومت اتفاق افتاد.
آری دشمنان می ترسیدند که مبادا با علی(ع) بیعت کنند، همه چیز خود را از دست دهند.
و حضرت علی(ع) و حضرت فاطمه(س) درد مردم آن زمان را تشخیص داده بودند.
فاطمه(س) برخلاف ترسویان زمان، ترسی از خون و شمشیر نداشت. فاطمه شعب ابیطالب دیده بود و مباهله گذرانده بود،
در برابر مانورهای آتش دشمنان دلی محکم داشت و آذرخش وار وارد عرصه شده بود.
ادامه دارد….
برگرفته از برنامه فاطمیه هیئت مشتاقان ظهور