سحاب اندیشه

سایت سحاب اندیشه

آذرخشی بر شیاطین لال (۴)

image_pdfimage_print

قال رسول الله(ص):

«انّ السّاکت عن الحق شیطان اَخرس و النّاطق بالباطل شیطان ناطق»؛ «هر کس در برابر حق اعلام موضع نکند و سکوت نماید شیطان لال است و هرکس باطل را بگوید شیطان ناطق است».


هجمه های وارده بر فاطمیه روزبروز افزایش یافته تاجاییکه تاریخ معاصر قصد پوشش دادن جنایات صدراسلام را دارد، تا توجیهی بر افتضاحات دشمنان اسلام نموده و با عملکرد آنها با تسامح و تساهل برخورد شود.
و در نتیجه بیداری لازم و آگاهی برای امت اتفاق نیفتد و جریانات مثل چندصدسال قبل باز تکرار شود، و آنان به خواسته های شومشان رسیده و مردم جاهل به حقیقت را، به مزدوری بگیرند.
و این در حالیست که حضرت زهرا(س) هزار و چهارصد سال پیش با سفارش اینکه سلام مرا به فرزندانم برسانید، این پیام را انتقال داده که تاریخ اسلام بفراموشی سپرده نشود و بفکر مظلومیت و ظلم های وارده به ایشان بوده و برای ظهور منتقم ایشان، شرایط لازم فراهم گردد.
اما در کنار اینهمه توطئه ها، انجام این کار در مدل «شمّروا» با امر پیامبر(ص) محقق شدنیست.
بعبارت دیگر «شمروا»یعنی یافتن ممیزه ها و بکاربستن آنها، تا در طی این فرایند، اولویت کاری روشن گردد.
توجه به این نکته ضروریست که چنانچه بیان گردید حضرت زهرا (س) نیز در تمامی حرکات و سکنات و در نهایت قیامشان اولویتی برای خود داشتند.
اولویت ایشان در دوره بعد از شهادت پدر بزرگوارشان، بیداری مردم مرتجع بود.
اگر دقت شود تمامی گفتار و مخاطبان حضرت زهرا(س) در آن مقطع حساس، رو به مردم میباشد،«… معاشر الناس….»؛ هرچند عموم احکام دین برای حضرت امری احیا شدنی بود اما در آن شرایط احیای امر امام، در تشخیص حضرت زهرا(س) آگاهی دادن به مردم و انذار آنان بود. و در حقیقت بخاطر این موضوع محوری بود که دعای «اللهم عجل وفاتی سریعا» را سر دادند و به اجابت رساندند.

و حقیقت تلخ هم اینجاست که این مردم که مورد طعنه و سرزنش حضرت قرار گرفته بودند، مردم تارک الصلاه و یا کافر ملحد نبودند، بلکه نمازخوان و اهل روزه و حتّی قرآن را هم تلاوت مینمودند.
لذا کمر همت بستن حضرت زهرا با ندای «شمّروا» بعد از پیامبر، در این حوزه بود.
در راستای این هدف و در واقع احیای امر بود که حضرت زهرا(س) با حسنین(ع) به در خانه های انصار میرفتند و از آنها طلب نصرت و بیعت مینمودند.
اما عمده عاملی که انسان را به تشخیص اولویت جهت احیای امر سوق میدهد، عنوان اصلی “عصری بودن” است؛ بعبارتی شناختن عصر و زمان خود و اینکه چه پیامی باید برجسته و چه امری لازمست احیا گردد.
عصری بودن و آشنایی با زمانه، در حقیقت آشنایی با زمینه ­هایی است که از یکطرف عامل رخداد حوادث است و از طرف دیگر اعلان موضع انسان در برابر حوادث را در پی دارد. پس شناخت از اتفاقات محیط پیرامونی و نوع موضع گیریهای خود و دیگران و تشخیص و انتخاب صحیح ترین رفتار و نیفتادن به شک و شبهه، در حقیقت عصری بودن است؛

امام صادق(ع) فرمود:

«العالِمُ بِزَمانِهِ لا تَهجُمُ عَلَیهِ اللَّوابِس».

اما برای عصری بودن نیز زدودن عنصری بنام جمود لازم میباشد، جمود حالتی نشأت یافته از تعصب و تحجّر است.
» تعصب، و بعبارتی قسات قلب نداشتن، چون انسان با دارا بودن به این حالات حق را بهیچ عنوان نپسندیده و آنرا انکار خواهد کرد و زدودن تعصب یعنی عقاید خود را متهم دانستن، و آنرا به بوته نقد و بررسی کشاندن لحظه ای.
» تحجّر: واقعیتها را ندیدن و فقط آخرتی دانستن دین.
که چنانچه این موارد انجام یابد، عصری بودن هم اتفاق می افتد. که از جمله ویژگیهای افراد عصری:
«تاویل آیات قرآن
«تشخیص عمل الویت دار
«تشخیص حق از باطل
« آینده نگری و انتخاب صحیح
از اثرات عصری بودن میباشد.
ادامه دارد….
برگرفته از برنامه فاطمیه ۹۵ هیئت مشتاقان ظهور