سحاب اندیشه

سایت سحاب اندیشه

آموزه هایی از شبهای قدر(۲)

image_pdfimage_print

دومین شب قدر مصادف است با شب شهادت حضرت علی(ع) یار دیرینه بانوی دو عالم حضرت زهرا (سلام الله علیها). شب مستجاب شدن دعای حضرت علی(ع) و شب شتاب ایشان بسوی دیدار اولیا و مقربان الهی.
چنانچه در آموزه های شب اول بیان گردید شبهای قدر شبهای محاسبه و خودارزیابی است و مثلث شوم دوران غیبت که متشکل از سه ضلع “فترت، حیرت، خیبت” می باشد، موارد بسیار مهمی برای بازشناسی شخصیت و بازسازی آن است. این عناصر شوم به قدری مهلک است که در دعاهای وارده از طرف معصومین و نیز در خطبه حضرت زهرا(س) شکوه و ناله های فراوان از آنها شده است و در طول تاریخ جوامع انسانی را به بدترین وضع ممکن دچار ساخته است. ضلع نخست آن با عنوان فترت مطرح گردید، حال به بررسی ضلع دیگر آن با نام “حیرت” پرداخته می شود.
حیرت به معنای سرگشتگی و سرگردانی و ناتوانی است و در قرآن با سه کلمه طرح شده و اهمیت آن بیان گردیده است:
“یَعْمهون” از ریشه “عَمَه”:

« وَ لَوْ یُعَجِّلُ اللَّهُ لِلنَّاسِ الشَّرَّ اسْتِعْجالَهُمْ بِالْخَیْرِ لَقُضِیَ إِلَیْهِمْ أَجَلُهُمْ فَنَذَرُ الَّذینَ لا یَرْجُونَ لِقاءَنا فی‏ طُغْیانِهِمْ یَعْمَهُونَ» (۱۱/ یونس)

«لَعَمْرُکَ إِنَّهُمْ لَفی‏ سَکْرَتِهِمْ یَعْمَهُونَ» (۷۲/حجر) «اللَّهُ یَسْتَهْزِئُ بِهِمْ وَ یَمُدُّهُمْ فی‏ طُغْیانِهِمْ یَعْمَهُونَ» (۱۵/بقره)

” یَتیهون” از ریشه “تیه”:

«قالَ فَإِنَّها مُحَرَّمَهٌ عَلَیْهِمْ أَرْبَعینَ سَنَهً یَتیهُونَ فِی الْأَرْضِ فَلا تَأْسَ عَلَى الْقَوْمِ الْفاسِقینَ»(۲۶/مائده) و خود کلمه “حیران”از ریشه “حَیَرَ”: «قُلْ أَ نَدْعُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ ما لا یَنْفَعُنا وَ لا یَضُرُّنا وَ نُرَدُّ عَلى‏ أَعْقابِنا بَعْدَ إِذْ هَدانَا اللَّهُ کَالَّذِی اسْتَهْوَتْهُ الشَّیاطینُ فِی الْأَرْضِ حَیْرانَ لَهُ أَصْحابٌ یَدْعُونَهُ إِلَى الْهُدَى ائْتِنا قُلْ إِنَّ هُدَى اللَّهِ هُوَ الْهُدى‏ وَ أُمِرْنا لِنُسْلِمَ لِرَبِّ الْعالَمینَ» (۷۱/ انعام)

ودرکتاب لغات از آبی که به دورخود بچرخد و راهی برای جاری شدنش نباشد تعبیر به «حائِر » شده است «ماءُالْحائِر:گرداب»؛ که صرف نظر از تفاوت جزئی آنها، همگی بمعنای سرگردانی و سرگشتگی می باشد به عبارتی گشتن و راهی پیدا نکردن.
“حیرت” نیز به مانند “فترت” در دو حوزه اندیشه و رفتار و عمل خود را نشان می دهد، به عبارت دیگر فرد مبتلا به حیرت از جهت اندیشه و فکر ناتوان از یافتن حقایق و واقعیتها و تحلیل آنهاست و از جهت عمل و رفتار دچار ماندگی و حیرت شده و نمی داند که چه انجام دهد.در حالیکه در فترت می دانست اما به تعویق و تأخیر می انداخت.
با رجوع به معارف اهل بیت(ع) نتایج و آثار این ضلع مهلک نیز بدست می آید آثاری چون:
۱- “ذلت” (ذلیل شدن، بطوریکه فرد حیران، ذلیل شده و تحت تاثیر هر حرف و سخنی قرار می گیرد و مثل کسی که راه گم کرده از تمام حرفها متاثر میشود.)
۲- حقارت (خودکم بینی، که باتوجه به روایات ریشه تمام رذایل خود کم بینی است و عدم شناخت قدر و منزلت خود، حضرت پیامبر(ص) میفرماید: هر کس خود کم بین باشد متکبر می شود. یا در روایت دیگری عامل خشمگینی خود کم بینی بیان شده است.)
۳- عمل بلا اثر (یعنی اگر روزه بفرموده حضرت زهرا تثبیت اخلاص است فرد مبتلا به حیرت از اخلاص اثری نخواهد دید و به حیرت و سرگردانیش افزوده می شود.)
قرآن برای توجه دادن انسان به این مسئله موضوعات حساسی را بیان فرموده است. مثلاً جریان قوم یهود و نفرین حضرت موسی(ع) و سرگردانی چهل ساله آنها که در سوره مائده آمده است: «قالَ فَإِنَّها مُحَرَّمَهٌ عَلَیْهِمْ أَرْبَعینَ سَنَهً یَتیهُونَ فِی الْأَرْضِ فَلا تَأْسَ عَلَى الْقَوْمِ الْفاسِقینَ». آنها نزدیک به شصت هزار نفر بودند که در منطقه بیت المقدس و سرزمین مصر تقریباً حوالی رود نیل در محدوده ای به وسعت ۴۸۴۰۰ کیلومتر بمدت ۴۰ سال به سرگردانی مبتلا شدند و آبادانی نیافتند و به گفته علامه طباطبائی(ره) تا چهل سال موفق به داخل شدن در آن سرزمین مقدس نشدند و از صبح تا شام به طرف آن سرزمین راهپیمایى کردند ولى مانند اسب عصارى در آخر روزدیدند که در همان نقطه‏اى هستند که صبح از آنجا براه افتاده بودند، نه قدمى به سوى آن سرزمین نزدیک شده باشند و نه لحظه‏اى و روزى به شهر دیگرى از شهرهاى روى زمین برسند، چنان خستگى و سرگشتگی به آنها روآورد که حتی زندگى صحرانشینى هم نتوانستند داشته باشند و چون قبائل بدوى و صحرانشین زندگى کنند. چنان حیرت و سرگردانی که به جرات می توان گفت فعلا هم نتوانستند ازآن رها شوند وبا تمام تلاشهایی که برای بالا بردن مقام و موقعیت خود می کنند، رسوای جهان هستند.
عوامل حیرت نیز در قرآن کریم بروشنی بیان شده است:
۱- نفاق (که آیه ۱۵ بقره به این گروه(منافق) اشاره فرموده است: «اللَّهُ یَسْتَهْزِئُ بِهِمْ وَ یَمُدُّهُمْ فی‏ طُغْیانِهِمْ یَعْمَهُونَ» و معنای نفاق: عدم تطابق قول با عمل می باشد)
۲- فسق و گناه ( که در بیان گناهان قوم لوط در قرآن (حجر /۷۲)چنین آمده است: «لَعَمْرُکَ إِنَّهُمْ لَفی‏ سَکْرَتِهِمْ یَعْمَهُونَ».)
۳- عدم اعتقاد به آخرت و محاسبه عمل(«وَ لَوْ رَحِمْنَاهُمْ وَ کَشَفْنَا مَا بِهِم مِّن ضُرٍّ لَّلَجُّواْ فىِ طُغْیَانِهِمْ یَعْمَهُونَ»(۷۵/مومنون).)
۴- عدم اطاعت از ولیّ زمان و عدم استجابت دعوت امام معصوم(ع) (همان جریان قوم حضرت موسی که بعد از نجات یافتن از دست فرعونیان توسط حضرت موسی(ع) که لطف و نعمت بزرگی بود، به حرف حضرت گوش نداند و با نفرین حضرت موسی سرگردان شدند«قالَ فَإِنَّها مُحَرَّمَهٌ عَلَیْهِمْ أَرْبَعینَ سَنَهً یَتیهُونَ فِی الْأَرْضِ فَلا تَأْسَ عَلَى الْقَوْمِ الْفاسِقینَ»(۲۶/مائده).)
نکته قابل توجه اینکه اگر جریان حضرت موسی(ع) در قرآن بصورت ریز بیان شده است به این دلیل است که بنابه فرمایش خود پیامبر تمامی حوادث آن قوم بر امت حضرت پیامبر (ص) هم خواهد آمد: قال رسولُ اللّه‏ِ صلى ‏الله‏ علیه ‏و ‏آله : «لَیَأتِیَنَّ على اُمَّتِی ما أتى على بَنی إسرائیلَ حَذوَ النَّعلِ بالنَّعلِ… إنّ بنی إسرائیلَ تَفَرَّقَت على ثِنتَینِ و سَبعینَ مِلَّهً ، و تَفتَرِقُ اُمَّتی على ثلاثٍ و سَبعینَ مِلَّهً کُلُّهُم فی النارِ إلاّ واحِدَهً» پیامبر خدا صلى ‏الله‏ علیه ‏و ‏آله فرمودند:«آنچه به سر بنى ‏اسرائیل آمد ، مو به مو بر سر امّت من نیز خواهد آمد… بنى اسرائیل هفتاد و دو ملّت شدند و امّت من نیز بزودى هفتاد و سه ملّت خواهند شد، که بجز یک ملّت (فرقه)، همه در آتش باشند».
و این ۴۰ سال سرگردانی مسلمانان از اجابت ناله و نفرین حضرت علی (ع) شروع شد: «بارالها آنها را (از بس نصیحت و پند دادم) خسته و ناراحت ساختم و آنها نیز مرا خسته کردند من آنها را ملول و آنها مرا ملول ساختند به جای آنان افرادی بهتر به من مرحمت کن و به جای من بدتر از من بر سر آنها مسلط نما . خداوندا دلهای آنها را آب کن همانطور که نمک در آب حل می شود…چقدر دوست داشتم که هرگز شما را نمی دیدم و نمی شناختم همان شناسائی که سرانجام مرا این چنین ملول و ناراحت ساخت، خدا شما را بکشد که اینقدر خون به دل من کردید و سینه مرا مملو از خشم ساختید و کاسه های غم و اندوه را جرعه جرعه به من نوشاندید با سرپیچی و یاری نکردن نقشه ها، طرحهای مرا (برای سرکوبی دشمن و ساختن یک حکومت عدالت گستر اسلامی) تباه کردید…» آری هفته ای نگذشت که دعای حضرت مستجاب شد و سپس جریانها یکی پس ا زدیگری بوقوع پیوست، عملکردهای معاویه، کمبود یاران و جریان صلح حضرت امام حسن(ع)، برنامه های حَجّاج، جریان حرّه، که همگی دالّ بر حیرت و سرگشتگی و سرگردانی مردم می باشد و در حال حاضر نیز دوران غیبت کبری است به فرموده حضرت علی(ع) دوران حیرت کامل است.
۴- خیال پردازی افراطی (ندیدن حقایق و واقعیتها و دل سپردن به خیالها و توهمات مثلا: عدم مواظبت از عمل و گناه کردن و خیال شب قدر و بخشش را در سر پروراندن؛ قرآن درباره این خیال پردازان می فرماید:«وَ الشُّعَرَاءُ یَتَّبِعُهُمُ الْغَاوُن؛ اَ لَمْ تَرَ أَنَّهُمْ فىِ کُلّ‏ِ وَادٍ یَهِیمُونَ؛ وَ أَنهَُّمْ یَقُولُونَ مَا لَا یَفْعَلُونَ»«و شاعران را گمراهان پیروى مى‏کنند؛مگر نمى‏بینى که آنان در هر وادى سرگردانند؛و چیزهایى مى‏گویند که خود عمل نمى‏کنند» (۲۲۴ الی ۲۲۶/ شعراء)، که عامل افتادن به خیال پردازی هم عدم تعریف صحیح از آرمان و حقیقت و واقعیت می باشد.)
لازم به ذکر است که حیرت همیشه منفی نیست و حیرت و تحیّر مثبت هم وجود دارد که آن حیرت بعد از آگاهی می باشد حضرت پیامبر(ص) در دعاها چنین درخواست می کند:«یا ربّی زِدْنی فیکَ تحیّراً»« پروردگارمن حیرت مرا درباره خودت افزایش ده» اما حیرت منفی ریشه در جهل دارد. بنابراین در مقابل حیرت منفی که شک و تردید و سرگردانی است، یقین مطرح است که دومین ضلع مثلث نور در برابر مثلث شوم است. و ضلع نخست آن که در برابر فترت قرار می گیرد “عزم” می باشد که در آموزه های (۱) بیان شد. حال برای رهایی از حیرت راهکارهایی نیز در معارف وجود دارد از جمله:

  • تفکر و تدبر ( تفکر و یافتن خیمه گناه و خطاها و توبه در شب قدر)
  • ارتباط و انس با امام معصوم (خدمت و نصرت و عونت به اهل بیت(ع) و ارتباط عاشقانه که شب قدر و قرآن برسر نهادن و بی هیچ القابی نام مبارک آن بزرگواران را تک تک به زبان آوردن و به آنها قسم یاد کردن، نمادی از این ارتباط عاشقانه و انس با آنهاست. دوران غیبت دورانی است که اگر انس با امام نباشد و خدمت به ساحت ایشان صورت نگیرد آن هم بصورتی که استراحت خادم و خادمه حین خدمتش باشد و به نصّ روایات روی مرکب و بصورت آماده باش استراحت کند، دچار حیرت و سرگشتگی خواهد شد. و در کارش گشایشی نخواهد دید. و حرکت در مرام امام معصوم وتولی و تبری از دشمنان آنها، انس را بیشتر می کند. حضرت امام رضا(ع)می فرماید: وای ازبرخی شیعیان من که از دجّال بدترند، آنها تبری ندارند و حق و باطل را به هم می آمیزند.)
  • تلاش دررفع قساوت قلب و ثبات در دین (امام علی(ع) می فرماید:«اگر کسی در دوران غیبت که دوران حیرت است به قساوت قلب مبتلا نشود و در دین ثابت قدم بماند در بهشت با ما هم درجه خواهد بود»، ثبات در دین با عدم ترک امر به معروف و نهی از منکر و رفع قساوت قلب با شب زنده داری، ناله های شبانه، اشک بر ابا عبدالله، و دعا خاصه بر حضرت)

شب قدر و شب ناله و دعا برای تقرب که اگر از درگاهش دور شویم حیرانیم و سرگردان و رأس دعاها با زمزمه دعای فرج

«الّلهمَّ کُنْ لِولِیّک الحُجَّه ابن الحَسَن صلواتُکَ علیه و عَلی آبائِک فیه هذه السّاعَه و فی کُلِّ السّاعَه ولیّاً و حافِظاً و قآئِداً و ناصِراً و دلیلاً وَ عَیْناً حتّی تُسْکِنَهُ اَرْضَکَ طوْعاً و تُمَت‍ِعَهُ فیهَا طَویلاً»