سحاب اندیشه

سایت سحاب اندیشه

آیا وقتش نرسیده؟…

image_pdfimage_print

خیلی وقت بود از وسایل حمل و نقل عمومی استفاده نکرده بودم، چند روز پیش ماشین دستم نبود و چون نسبتا فرصت هم داشتم تصمیم گرفتم به جای آژانس از اتوبوس BRT استفاده کنم، به علت طول مسیر با محاسبه تقریبی، یک ساعت زودتر از وقت جلسه از منزل بیرون آمدم، اتوبوس مسیرِ رفت با کمی معطلی رسید و سوار شدم و با آرامش و آسایش و سر وقت به مقصد رسیدم، اما امان و فغان از برگشت، که از بس در انتظار اتوبوسی که جا برای پا گذاشتن داشته باشد؛از بس به سمت راست نگاه کرده بودم، گردنم درد می کرد، حدود چهار اتوبوس آمد و رفت اما دریغ از بیست سانتی متر جا !!! به خودم اجازه نمی دادم با آن شرایط سوار اتوبوس شوم…
خیلی دیر شده بود چاره نبود و تصمیم گرفتم به اولین اتوبوسی که در ایستگاه توقف می کند سوار شوم، دستم یک کیف لپ تاپ با سر رسید که بیشتر از ۵ کیلو وزنش بود و در شانه دیگر کیف دوشی کوچک؛ به زور برای دستم جایی پیدا کردم که خودمو کنترل کنم، اما فشار جمعیت به قدری بود که اگر دستم را به همان منوال نگه می داشتم شکستنش حتمی بود، راننده هم جایش نرم و گرم و راحت بود، و هرجور دوست داشت رانندگی می کرد و ترمزهایش اصلا مناسب وسیله عمومی نبود، دقیقا با هر ترمز در داخل اتوبوس موج مکزیکی ایجاد می شد، از خانومی که نشسته بود خواهش کردم هوای کیف لپ تاپمو داشته باشه تا بتونم جابجا بشم و خودمو مسلط تر برای سرپا وایستادن کنم، بعد از کمی که یه جای تقریبا نوک پایی پیدا شد کشیدم کنار و نظاره گر ایستگاه ها و مدل سوار شدن و پیاده شدن جماعت شدم…
صحنه های بسیار شرم آور و غم انگیزی بود، همه باهم درگیر می شدند و لفظا از هم گلایه می نمودند، بعد از پیاده شدن از تکون خوردن لباشون مشخص بود که غرغر زنان ایستگاه را ترک می کردند، اعصابم به شدت داغون شده بود، با خودم فکر می کردم :
چرا باید در یک مملکت و شهر اسلامی این اتفاقات روی دهد؟!
چرا مردم در یک مسیر حداکثر یک ساعتی باید این همه باهم بگو مگو داشته باشند؟!
چرا این همه ظلم و حق کشی باید صورت بگیرد؟!
چرا باید با پیشرفت روز افزون علم و تکنولوژی و صحبت از به روز شدن و با کلاس بودن،به جای فراهم شدن آسایش و امنیت بیشتر در اماکن عمومی، شرایط برعکس دیده بشود؟
چرا هیچ کس اعتراضی به این رویدادهای ناهنجار اجتماعی نمی کند؟
چرا مسئولین مربوطه تدابیری برای ساعات پر ازدحام ایستگاههای اتوبوس نمی اندیشند؟
چرا مر دم به آسانی با هم درگیر شده و حرفهای ناشایست به همدیگر رد و بدل می کنند؟

از خودم پرسیدم:
آیا وقتش نرسیده کمی به خود آئیم و قدر و ارزش خود را بهتر بشناسیم؟!
آیا وقتش نرسیده به حقوق هم احترام گذاشته و در ادای حقوق کم نگزاریم؟
آیا وقتش نرسیده …

در پی یافتن جوابی برای این چراها بودم که متوجه شدم به ایستگاه مقصد نزدیک می شویم، با کمک و یاری دو نفر توانستم خودم را به در خروجی که نیم متر فاصله داشتم برسانم و بعد از توقف اتوبوس، با فشارهای زیاد ، از اتوبوس پیاده گردم! تصمیم گرفتم در اولین فرصت اعتراض خود را به شرکت اتوبوسرانی رسانده و جزو آنان نباشم که زیر بار ظلم می روند و دم بر نمی آورند…
با خود می اندیشیدم که خیلی انتظار ظهور حضرت مهدی (ع) را می کشیم تا با آمدنش دنیا را از لوث ظلم پاک کرده و حکومت عدالت گستر جهانی را تشکیل دهد، اما تا زمانیکه خود در رفع ظلم تلاش و کوششی نکنیم خدا نیز تغییری در شرایط به وجود نخواهد آورد چراکه خدا خود در قران می فرماید:

«اِنَّ اللّهَ لا یُغَیِّرُ ما بِقَومٍ حَتّیَ یُغَیِّروا ما بِاَنفُسِهِم»
«همانا خدا تغییر نمی دهد (شرایط) قومی را تا اینکه خود تغییری در خودشان به وجود آورند».
(سوره مبارکه رعد / ۱۱)