سحاب اندیشه

سایت سحاب اندیشه

آیین نامه ی رسالت

image_pdfimage_print

هر رسالت و مسئولیتی برای به انجام رسیدنش، آئین نامه و قواعد و ضوابطی تعریف شده می طلبد تا در راستای آن، حرکت صورت گرفته و ازمسیر و هدف اصلی عدول نکند، و هر مسئولی بنابر ظرفیت خود، خود را در معرض این آئین نامه قرار داده و با تطبیق عمل بر اساس آن،هم به ظرفیت خودش پی می برد و هم به نسبت درجهُ ایفای نقش و مسئولیت، امتیازات خود را بالا برده و مقام و مسئولیت خود را ارتقاء می بخشد.
مسئولیت بدون آیین نامه و قوانین، شاید زیاد سخت نباشد، چرا که انسان با تشخیص خود و در نظر گرفتن سلایق و روحیات خود تا آنجایی که بر خلاف اصل مسئولیت نباشد، می تواند در حوزه ی مسئولیت خود نقش ایفا کند، اما سختی و ظرافت و حتی زیبائی و حلاوت کار در آنجاست که مسئول آنچه را که به او محول شده و آنچه به عنوان آئین نامه و قواعد و اصول مسئولیت بیان گشته، بدان عمل نماید و از سختی آن نگریزد، هر چند که در این مسیر، ظاهراً به تعلقات و دلبستگی هایش آسیبی برسد و یا آنها را از دست بدهد. برای مثال: اگر انسان در مسیر بندگی کاملاً مختار باشد و فقط اصول و ضوابط کلی را در نظر داشته باشد، بندگی کردن به سهولت و با روش های مختلف اتفاق خواهد افتاد، اما چیزی که حساسیت بندگی را نشان می دهد، بندگی کردن طبق خواسته و قانون خداوند متعال است. شیطان ملعون زمانیکه خداوند به او فرمود تا بر حضرت آدم سجده کند، در معرض این قانون بندگی قرار گرفت، قبل از این دستور، آزادانه عبادت خدا می کرد، اما با صدور این فرمان از سوی خدا و عدول از طرف شیطان، تمامی بندگیش بر باد فناء رفت و از دایره ی بندگی خارج شد و از درگاه الهی رانده گشت.
یکی از آیاتی که به موضوع قانون و اطاعت از اوامر اشاره کرده است آیه ۱۱۲ سوره مبارکه هود می باشد:

 

« فَاسْتَقِمْ کَما أُمِرْتَ وَ مَنْ تابَ مَعَکَ وَ لا تَطْغَوْا إِنَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصیر»

 

در این آیه خداوند به پیامبر می فرماید که چنانچه قبلاً امر شده بود استقامت کن و نیز آن کسی که با تو به خدا برگردد، به عبارتی در این آیه خداوند فرمان می دهد تا پیامبر(ص) کما فی السابق رحمت للعالمین بودن خود را حفظ کرده و همانطور عمل نماید که در اوایل بعثت عمل می نمود. این قانون ممکن است قانون های دیگری را که در ضمن مسئولیت خطیر پیامبر به مردم بیان شده تحت الشعاع قرار دهد، اما چون از طرف همان قانون گذار احدیت رسیده است، پیامبر خدا مطاع است و امین و بنده ی برگزیده ی خدا در اطاعتش.
بنابه فرمایش خود پیامبر خدا(ص)، این آیه ایشان را پیر نمود، چراکه در قبال اطاعت از این آیه می بایست هزینه های بسیاری می داد، لقب “اُذُن” گرفتن، تحمل نفاق، عدم افشای منافقان، باز شدن راه برای حاکمیت منافقان، قربانی شدن پاره تنش زهرای اطهر(س)، طناب انداخته شدن به گردن نفس و جانش علی(ع) و ۲۵ سال سکوتش که گویا استخوان در گلو و خار در چشم بود، برگشت مردم به اعقابشان و نادیده انگاشتن زحمات و سفارش اکید پیامبر «لا اسئلکم علیه اجرا الا الموده فی القربی»، همه و همه از پیامدهای اطاعت از این آیه است، که در عین اینکه ظاهراً تلخ و دردناک است اما حلاوت بندگی و ایفای مسئولیت به تمام و کمال را در خود دارد.
و این آیه برای علی(ع) هم جوری دیگر تفسیر شد، آن هم عمل به وصیت پیامبر(ص) بود که فرموده بود: 

«یا علی! تا ۴۰ نفر یار و اعوان وجود نداشت، نباید قیام کنی»، و عمل به این دستور پیامبر، علی(ع) را دست بسته نگه داشت تا در مقابل چشمانش فاطمه اش را بین در و دیوار بگذارند و آن جنایت و جسارت را نسبت به ریحانه و امانت پیامبر روا دارند و علی(ع) هم بنابه سفارش پیامبر(ص) نتواند هیچ عکس العملی از خود نشان دهد و فقط سکوت نماید.
لذا در مسئولیت و ایفای آن به نحو اکملش باید مقاومت داشت…
در عین داشتن قدرت از قدرت استفاده نکرد…
در عین داشتن علم به قضیه ای، بر طبق آن علم تصمیم نگرفت…
حلیم بود و در عین دیدن نادیده انگاشت…
در عین شنیدن نشنیده فرض کرد…
وهر چه در دستور کار بود آن را عمل نمود و لاغیر.
و این چنین است که گفته می شود گوهر مرکزی عمل به وظیفه نمودن در مسئولیت و کار گروهی، مخالفت با “خود” _هرچند حق باشد_ و عمل به اولویت و ترجیحات و فرمان برمتقضای شرایط از طرف کارگزار و قانون گزار، بزرگترین عامل موفقیت می باشد.