سحاب اندیشه

سایت سحاب اندیشه

ارزشهای پاتوقی

image_pdfimage_print

امروزه بیشتر دیده می شود که هر گروه و هر طیفی برای خود فرهنگ خاصی داشته و الفبای گفتاری منحصر به گروه در میان محاورات آنها حاکم است. گروههایی که تشکیل آن بر اساس مذهب و فعالیتهای دینی صورت گرفته ادبیات کلام مخصوص خود، گروههای اداری نیز به همین گونه و گروههای دوستان، که متشکل از هم سن و سالها و یا هم مرام و هم خصلتهاست هم، مدل کلامی مخصوص خود را دارند. اما آنچه در این میان مورد بحث است استفاده از کلمات خاص در محاورات و دیالوگها و ارزشهای حاکم است که در این گروهها وجود دارد.

هرچند مفاهیم اخلاقی تا یک حدود مجاز در محیط ها و طبقات مختلف و حتی در جنسیت، تعاریف و ارزشهای متفاوت دارد اما اگر همگی ریشه در اخلاق اسلامی داشته باشد به هیچ عنوان معضل نمی آفریند و افراد را بسمت ضد ارزشها نمی کشاند. تضاد اخلاقی در محیطها موجب اختلال در مفهوم اخلاقیات میگردد و شخص را دچار دودلی در بکارگیری این اخلاق می کند. برای روشنتر شدن موضوع باید چنین گفت که متاسفانه اخلاق و فرهنگ حاکم در بعضی از گروهها و جمعها اصلا قابل قبول نبوده و مخالف اخلاق دینی و فرهنگ اسلامی بروز و ظهور دارد، در حالیکه ارزش ها تعریف شده و مادام العمر ارزش محسوب می شوند و ضد ارزشها تا آخر ضد ارزش، بنا نیست با تشکیل پاتوقها و یا گروهها در محیطهای مختلف این ارزشها زیرپا گزارده شود و تعابیر عکس و متضاد از آنها بکار گرفته شده و در جای خود استفاده نگردد. گاها دیده می شود افراد گروه با نامهای رکیک و غیر انسانی همدیگر را مخاطب قرار می دهند یا با تحریف کلمات محاوره ای و کم و زیاد کردن آن گفتاری مخصوص بوجود می آورند. یا در برابر هرگونه برخوردی، دشنام و فحش آن چنانی به هم می گویند آنهم بطور عادی که هیچکس متعرض این رفتار نمی شود چراکه بصورت فرهنگ آن گروه درآمده است. یا کلماتی که بار عاطفی دارد و بکار بردن آنها که جایگاه خاص خود را می طلبد، براحتی در جمعها مورد استفاده قرار می گیرد مانند کلمه”عشق”،”عزیزم”، “قربانت”، “فدایت”، “عاشقتم” و… که متاسفانه چنان آسان و بدون در نظر گرفتن معانی از این کلمات استفاده شده که در موقع لازم حس بکارگیری از این عبارتها بوجود نمی آید و یا در صورت بکارگیری ، بچشم تعابیر مجازی نگریسته می شود نه حقیقی و اثر واقعی خود را نمیگزارد.
اما کوتاه سخن اینکه این فرهنگ و ارزشهای پاتوقی ریشه در چه دارد و چرا براحتی در فرهنگ اصیل ما رخنه می کند و مورد پذیرش قرار می گیرد، سوالی است که بنظر پاسخ آن در چند جمله زیر می توان بیان کرد:

برداشت فرزندان از ارزش های والدین
برداشت دانش آموزان از ارزش های مدرسه و معلمان
برداشت از ارزش های گروه همسالان
طینت و روحیه و میزان مذهبی و غیر مذهبی بودن خود فرد
میزان رضایت اجتماعی فرد
احساس محرومیت نسبی فرد
تاثیر پایگاه اقتصادی_اجتماعی والدین در افراد

همه و همه میتواند منشا و سرآغاز یک اخلاق باشد و تکرارش منجر به شکل گیری یک فرهنگ غلط در جامعه گردد. بعبارت دیگر شکل گیری این فرهنگها و ارزشها آنی و لحظه ای نیست، بلکه فرد در طی پروسه ای و تحت تاثیر رفتارهایی از درون و بیرون، صاحب این نوع فرهنگ شده و به تبع آنبه هیچ وجه معترض صاحبان این فرهنگ وخلقیات هم نمی گردد.
آری در دنیایی زندگی می کنیم که تا حدودی اثر واژه ها از بین رفته و سمّ و مفهوم از آنها گرفته شده است، دنیایی فاصله گرفته از صداقت ، دنیایی آمیخته با مجاز و چند رنگی که بازی با کلمات و تعابیر حتی در مطالب دینی و جمعهای دینی ، سوژه ای برای دلخوشی افراد گشته و اگر خوش بینانه بگوئیم ناخودآگاه بسمتی جهت گیری می کنند که در مقطعی میتوانند براحتی با خود نیز ارتباط مجازی و دروغین داشته و با ارزشهای ضد فرهنگ و اصول دین با ظاهری فریبا و پرجلوه، زندگی بی حیات و بی روح داشته باشند، که روانشناسان دینی تعبیر”مردگان عمودی” را در رابطه بااین افراد استفاده می کنند.
لذا بهتر است بازگشتی به خود داشته و نسبت خود را به آنچه که باید باشیم بسنجیم وفاصله جایگاه فعلی خود را در هستی باجایگاه اصلی که بایست در آن قرار بگیریم اندازه بگیریم و ببینیم چقدر رسیدیم و چقدر نرسیدیم؟ آیا دلخوشی به گروهها و حرفها و شادیهای کاریکاتوری برای ما کافیست، یا لازم است که بدانیم این روح که در وجودمان به ودیعه گذاشته شده خواهان یک تعالی و رشد است که در اثر حاکمیت ارزشهای انسانی و دینی بدست ی آید؟!
اگر باور داشته باشیم این فرهنگهای موجود ساخته خود بشر است، براحتی می توان ایرادات وعیوبش را برطرف کرد و در صورت لازم با جدیت و بصورت تدریجی تغییر فرهنگ و رویه داد، برای مثال می توان دروغ گفتن یا دادن القاب زشت به همدیگر را با مقرر کردن جریمه ای بصورت تدریجی ریشه کن کرد. قطعا آنچه بوجود آورنده اش خود انسان باشد خود انسان هم می تواند برای نابودیش اقدام کند، مخصوصا اگر به قصد اصلاح باشد نصرت و یاری خدا و اولیائش شامل حال انسان در اینراه خواهد شد.