سحاب اندیشه

سایت سحاب اندیشه

از بعثت تا ظهور…

image_pdfimage_print

حضرت رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) بعنوان آخرین پیامبر الهی در عصر جاهلیت بدستور الهی ظهور کرد و ارکان جهل را متزلزل و نابود نمود و با انقلاب سخن و بیان و با اتمام مکارم اخلاق به بشریت و جامعه انسانی حیات واقعی بخشید و با بیداری فطرت و عقل و قلب انسان، حیات فردی و اجتماعی را اصلاح نمود و برای برپائی یک جهان واحد و اجتماعی برتر و حکومت جهانی، همه قیدها را در یک فراگرد بی سابقه و بی همتا درهم شکست. آن حضرت با اندیشه مهدویت (پیروزی نهائی حق بر باطل) تبرّج جاهلی و حمیّت جاهلی را از بین برد و به برکت نزول آیات قرآن در طول بیست و سه سال پیام بعثت را که بیدارشدن و بیدار کردن و شورش بر بیعدالتیها وتبعیض ها و ظلم ها و اجحافها بود، جهانی ساخت و در آیات متعدد قرآنی با قاطعیت تمام پیروزی نهانی حق بر باطل را به تمامی مسلمانان نوید داد از جمله آیه:

« وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ ءَامَنُواْ مِنکمُ‏ْ وَ عَمِلُواْ الصَّلِحَتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فىِ الْأَرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِن قَبْلِهِمْ وَ لَیُمَکِّنَنَّ لهَُمْ دِینهَُمُ الَّذِى ارْتَضىَ‏ لهَُمْ وَ لَیُبَدِّلَنهَُّم مِّن بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا یَعْبُدُونَنىِ لَا یُشْرِکُونَ بىِ شَیْئاً وَ مَن کَفَرَ بَعْدَ ذَالِکَ فَأُوْلَئکَ هُمُ الْفَاسِقُون‏»

«خدا به کسانى از شما که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‏اند وعده کرده که شما را در این سرزمین جانشین دیگران کند، آن چنان که اسلاف و گذشتگان آنان را جانشین کرد، و نیز دینشان را آن دینى که براى ایشان پسندیده استقرار دهد و از پى ترسى که داشتند امنیت روزیشان فرماید تا مرا عبادت کنند و چیزى را با من شریک نکنند و هر کس پس از این کافر شود آنان خود عصیان‏پیشگانند»

و این آیه نمونه ای از یکصد و بیست آیات مربوط به مهدویت در قرآن می باشد.

وقایع مهم سال دهم هجری

در سال دهم هجرت، حادثه بزرگ و خبر عظیم اعلام شد و در وادی غدیر حضرت رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) بدستور الهی، امامت و ولایت و سلسله آنرا به مردم اعلام نمود و اسلام به حد رضایت پروردگار رسید و دین اسلام به کمال و نعمت خداوندی اتمام یافت. و بدین ترتیب با ماجرای غدیر، ولایت پاداش رسالت گردید و مرحله آغازین و مرحله کمال و مرحله پیروزی اسلام بطور دقیق و شفاف ترسیم شد و جانشینان حضرت علی علیه السلام یکی پس از دیگری وجود امام مهدی را و ظهور آن حضرت و پیروزی نهائی حق بر باطل بوسیله آن حضرت را به امت اسلامی بشارت دادند و از سوی دیگر تمامی مصائب و غم و غصه و دردها و زخمهای حضرات معصومین علیهم السلام با توسل و نگرش به آن حضرت مرهم و التیام یافت چنانچه امامان معصوم و اولیای الهی در طول تاریخ با نام حضرت مهدی(عج) شاد و با یاد او خود را تسلّی می دادند، بطوریکه وقتی حضرت زهرا(س) در آخرین ساعات عمر حضرت پیامبراکرم صلی الله علیه وآله گریه و ناله میکرد و میفرمود: ای پدر بعد از تو از تباهی و ضایع شدن دین و عترت میترسم و حضرت ایشان را با این جملات دلداری و تسلای خاطر می داد که:

ای دخترم مهدی امت از نسل تو ظهور می کند و ریشه گمراهی را برمی کَنَد.

و یا در ماجرای خونین کربلا و قیام عاشورای حسینی ملائک آسمانی به قتلگاه حسین علیه السلام فرود آمدند و ناله ها و گریه ها سر دادند و در نهایت بیقراری بودند که با دیدن شمایل و چهره رعنای منتقم حسین علیه السلام، یعنی مهدی موعود(عج) آرام گرفته و با امید به انتظار ظهور آن حضرت می نشینند چراکه انتظار انتقام عاشوراست، انتظار ادامه عاشورا و چشم براه حسین دیگری نشستن در کربلایی به وسعت جهان است و فرهنگ عاشورا زمینه ساز فرهنگ انتظار.یاران مهدی عاشورایی اند و راهیان مهدی در مکتب عاشورا آب دیده شده اند. فلذا در طول تاریخ به نام حسین علیه السلام و به یاد مهدی فاطمه، انقلابها و نهضتهای زیادی بوقوع پیوسته و طومار حکومت ننگین هزارماهه بنی امیه و حکومت و شرارت بیش از ۵ قرنی بنی عباس با امید و اندیشه مهدویت و قائمیت به هم پیچیده و از بین رفته است.

قرن سوم هجری
فلذا در قرن سوم هجری در ایام امامت حضرت امام هادی علیه السلام و حضرت عسگری علیه السلام و نزدیک شدن زمان ولادت امام مهدی(عج) و نیز شایع شدن اینکه سرنگونی تاج و تخت حکومتهای باطل بوسیله امام مهدی رقم خواهد خورد، باعث وحشت حکام ستمگر می گردید و فشارها و سختی ها بر فرزندان پیامبرصلی الله علیه وآله ابعاد گسترده تری می یافت بطوریکه خلیفه ظالم عباسی بنام متوکل در سال ۲۳۲ هجری قمری، امام هادی و فرزندش امام حسن عسگری علیه السلام را بالاجبار از مدینه به سامرا کشاند و در محله عسگری که محله نظامی بود، منزل داد، همچنین زیارت قبر اباعبدالله الحسین را ممنوع و بارگاه آن حضرت در کربلا را تخریب نمود. دشمنان، امام هادی علیه السلام را سخت کنترل می کردند و بدون هماهنگی قبلی به تفتیش منزل آن حضرت می پرداختند ولی این تضییقات و دشمنی ها و کینه ها نتوانست کاری از پیش ببرد تا اینکه سال ۲۵۴ هجری قمری فرا رسید و حضرت امام حسن عسگری با نرجس ملیکه دختر یشوعا پسر قیسر روم ازدواج نمود، نرجس کنیزی مخفی در خانه حکیمه خاتون خواهر امام هادی علیه السلام بود که مادرش از فرزندان شمعون وصی حضرت عیسی بودند. ایام و ماهها گذشت و سنت الهی بر این قرار گرفت که دوباره تولد پنهانی حضرت موسی اینبار بنام حضرت مهدی(عج) در تاریخ تکرار شود و علیرغم خواسته فرعونیان زمانه، قدرت و شوکت وعظمت خداوندی بار دیگر در بدنیا آمدن آخرین ذخیره الهی و موعود امم به منصه ظهور برسد و عالمیان بار دیگر خواسته و اراده و مشیت خداوندی را به عینه مشاهده نمایند.
تولد مهدی موعود آری لحظات موعود فرا رسید؛ در شامگاه چهاردهم شعبان سال ۲۵۵ هجری قمری، که عصر پنجشنبه بود، حکیمه خاتون حضرت امام حسن عسگری علیه السلام به دیدن پسر برادر خود می رود و زمانیکه می خواهد برگردد حضرت از وی تقاضا می کند که آنشب را نزد ایشان بماند، حکیمه خاتون می گوید: امام فرمود: عمه امشب نزد ما بمان که در این شب فرزندی متولد می شود که خداوند بوسیله او زمین را به علم و ایمان و هدایت پس از آنکه به کفر و ضلالت مرده باشد زنده می گرداند که او حجت خدا در روی زمین است. پرسیدم: از چه کسی متولد می شود؟ فرمود از نرجس، و چون هیچ اثر حملی در نرجس نیافتم به خدمت آن حضرت رفتم و گفتم، اثری از حمل در نرجس نیست، آن حضرت تبسم نمود و فرمود:

مَثَل حمل او مَثَل حمل مادر موسی است.

مدتی از شب گذشت و هر ساعت حیرتم زیادتر می شد، در این شب بیش از شبهای دیگر به نماز و تهجّد پرداختم و چون به نماز وتر رسیدم، نرجس از خواب برخاست و وضو نمود و او نیز نماز شب را آغاز کرد. صبح کاذب طلوع نمود، خبری از حمل نبود، ناگاه امام حسن عسگری علیه السلام از حجره صدا زد: عمه جان وقتش نزدیک است. باز حضرت فرمود:

سوره دخان را بخوان.

شنیدم که طفل نیز سوره قدر می خواند، ناگاه پرده ای میان من و نرجس حائل شد، حضرت صاحب الامر بقیه الله را دیدم که رو به قبله به سجده افتاده و می گوید:

«اَشْهّدُ اَن لا الهَ الْا الله وحْدهُ لا شَریکّ لَه و اَنَّ جّدّی رّسولُ الله وَ اَنَّ ابی امیرالمومنین وصی رسول الله…»

و آن حضرت یکایک امامان را شمرد تا به خودش رسید و فرمود:

«… اللّهُمَّ انْجِزْ لی وَعْدی و اَتْمِمْ لی اَمْری و ثَبِْتْ وَطاتی وامْلَاءِ الارْضَ بی عدْلاً وقِسْطاً»

«خداوندا به وعده و نصرتی که به من فرموده ای وفا کن و امر خلافت و امامت مرا تمام کن و استیلا و انتقام مرا از دشمنان ثابت گردان و زمین را به سبب من از عدل و داد پرکن».

حکیمه خاتون گوید: طفل را نزد امام عسگری بردم، نام حضرت از قبل مشخص بود و همنام حضرت پیامبر و القابش: مهدی، مهتدی، منتظر، مطهرالارض، عدل مشتهر، نور، صاحب الغیبه، صاحب السیف، مضطرّ، فرید، منصور، منتقم و غریم است که غریم به معنای طلبکار و بدهکار بوده و رمزی بین شیعه بود که حضرت مهدی را از روی تقیه با این نام یاد میکردند و با عنایت به معنی غریم، بایستی گفت که حضرت حداقل ۸۰ حق بر گردن پیروان و دوستداران خود دارد که باید اداء شود. پس از تولد حضرت، امام حسن عسگری علیه السلام عقیقه نموده و بین فقراء تقسیم فرمودند، اصحاب خاص حضرت به دیدار فرزندش رفته و بر وی تبریک و تهنیت گفتند و بدین ترتیب وعده الهی محقق گشت.
از سال تولد حضرت مهدی یعنی از سال ۲۵۵ تا سال ۲۶۰ هجری حوادث مهمی اتفاق افتاد، مثلا بدستور حضرت امام حسن عسگری برای حفاظت از جان کودک تازه تولد یافته، مهدی(عج) همراه مادر بطور پنهانی به سرزمین مدینه کوچ داده شد و حضرت امام حسن عسگری علیه السلام با شگردهای خاص توانست دولت عباسی را از تولد مهدی موعود، غافل نماید و نیز در سال ۲۶۰ هجری امام حسن عسگری علیه السلام جلسه ای با حضور چهل نفر از صحابه و ارادتمندان مخلص تشکیل داده و فرزند خود را به ایشان نشان دادند و در این سال حضرت امام حسن عسگری علیه السلام توسط معتمد عباسی ملعون به شهادت رسید.
دوران غیبت صغری
سال ۲۶۰ تا سال ۳۲۹ که اولین دوره امامت حضرت مهدی بود به دوران غیبت صغری معروف و مشهور می باشد. دراین دوران که دوره حیرت نیز نامیده می شود ارتباط حضرت با مردم بوسیله چهار نائب خاص که توسط خود امام و پدران بزرگوارشان امام حسن عسگری و امام هادی علیه السلام مشخص شده بودند ممکن می گردید، چراکه پنهان بودن جسم و عنوان حضرت مهدی به تناسب شرایط ویژه ی زمانی و مکانی به اراده الهی لازم گردیده بود، که از جمله آن شرایط می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  •  ظهور جعفر کذاب که خود را به عنوان جانشین حضرت امام حسن عسگری معرفی نمود و ادعای امامت داشت و منکر وارث شرعی امام علیه السلام بود، و ماترک امام عسگری علیه السلام را هم تصرف کرد.
  •  حماسه و فداکاری بعضی زنان امام عسگری علیه السلام از جمله صیقل که با مطرح کردن حامله بودن خود و قرار دادن خود در معرض آزار و اذیت عباسیان، به رد گم کردن و گمراه نمودن آنها در دستیابی به حضرت مهدی اقدام کرد.
  •  تشدید فعالیتهای ضد مهدویت و جستجو برای یافتن حضرت مهدی به مدت بیست سال
  •  شورش صاحب و قیام زنج
  •  انتقال مرکز خلافت از سامرا به بغداد
  •  ایجاد فرقه های نوظهور به تعداد بیست فرقه
  •  تبدیل مهدی نوعی به مهدی شخصی و نفی مهدی مفهومی

دوران غیبت کبری
از سال ۳۲۹ هجری قمری دوران غیبت کبری آغاز گشت. دورانی که بسیار طوفانی و دوران آزمونی عظیم و مجازاتی سخت و دردی جانکاه است. در این دوران باب نیابت خاصه بسته گردید و شیعیان موظف گردیدند که مدعیان نیابت خاصه و معین کنندگان وقت ظهور را تکذیب کنند. این دوران بدستور و تاکید امام زمان به دوران فقه و فقهاء مشهور گشت.
دوران غیبت و انتظار
دوران غیبت به دوران انتظار معروف است و منتظران واقعی و راستین برترین مردم همه روزگاران هستند و مثل حاضران در خیمه آن حضرت در هنگام ظهور می باشند، و منتظران مثل کسانی هستند که در حال نماز و روزه بوده و بعنوان گرامی ترین امت و رفیق پیامبر صلی الله علیه و آله مطرح شده اند. و پاداش هر یک از آنها برابر هزاران شهید از شهیدان صدر اسلام می باشد.
انتظار یعنی چشم براه بودن، دیده بانی، ناراضی بودن از وضع موجود و تلاش برای وضع مطلوب، انتظار به معنی و مفهوم اصلاح گری، تحرک آفرینی، و تعهدآوری است. فلذا منتظران وظایف عام و خاصی دارند که پایداری در محبت اهل بیت، پرهیزگاری، و رعایت تقوای الهی و پیروی از دستورهای امامان و دستگیری از ضعفا و فقیران، از وظایف عام و صبر بر سختی های دوران غیبت و دوستی با دوستان و دشمنی با دشمنان حضرت مهدی و دعا برای فرج حضرت مهدی(عج) آماده باش دائمی و بزرگداشت نام و یاد آن حضرت و حفظ پیوند با مقام ولایت و نائبان عام آن بزرگوار و بالاخره آرزو و تلاش برای ملاقات و جلب نظر آن حضرت از وظایف خاص منتظران در دوران غیبت کبری می باشد و در این دوران سخت غیبت با تهذیب نفس و اضطرار میتوان فیض حضور و ملاقات با امام معصوم، آن یار غریب و مضطرّ را پیدا کرد، چنانچه یکی از این رهیافتگان به بارگاه مهدی(عج) علی بن مهزیار است. شخصیتی که با جهاد و مبارزه با نفس و شرکت در جهاد کبیر و اکبر، در آرزوی وصال خویش سوخت و بیست بار به قصد دیدار و درک وصال امام زمان خود به مکه رهسپار شد تا اینکه در شب جمعه ی آخرین سفر به مکه جوانی مژده وصل داده و او را رهسپار کوی یار کرد.
اما سال ظهور، ظهور کی اتفاق می افتد؟ سوالی که جوابش خیلی مهم و سخت است، چراکه ظهور اختیاری است و بعد از لبریز شدن جهان از ظلم و پیدا شدن مردمانی مهذب و اجتماع قلوب شیعیان بوقوع می پیوندد و در آن دوران جهان رنگ و بوی دیگری می یابد.
آری جهان با ظهور حضرت مهدی بهار می شود و دولت حق آشکار و اهل آسمان و زمین شاد و باطل برای همیشه نابود و حق پیروز می گردد و علم و عقل بشر به نهایت رسیده و صلح و آرامش و امنیت فراگیر و برکات زمین و آسمان ظاهر می گردند و آرزوی تمامی انبیاء و اولیاء تحقق می یابد؛ به امید آنروز…..