سحاب اندیشه

سایت سحاب اندیشه

از کجا…؟در کجا…؟به کجا…؟

image_pdfimage_print

موفقیت در زندگی مرهون هدف دار بودن حرکت در مسیر زندگی است، و بی شک هر انسانی فطرتا بدنبال این هدفگزاری در زندگی است؛ زیرا پیمودن این راه با آرامش و لذت، مستلزم حرکتی دقیق و هوشمندانه و هدفدار است.به عبارت دیگر، آگاهی از ابتدا وچگونگی و انتهای راه، در انتخاب مدل و روش زندگی تاثیر مستقیم داشته و انسان را از افتادن در بیراهه ها و سستی و خمودگی وغفلت می رهاند حضرت علی(ع) در کلام گهربارشان به این موضوع اساسی اشاره می فرمایند:

«رحم الله امرء عَلِمَ مِنْ اَیْنَ وَ فی اَیْنَ و الی اَیْنَ»
«رحمت خدا بر انسانی باد که بداند از کجا آمده و در کجاست و به کجا ره می سپارد».

داشتن این سه سوال اساسی و یافتن پاسخ صحیح، انسان را به فطرت حق جوی خود نزدیک کرده و هرچقدر انسان بتواند به فطرت پاک خود بازگردد بهتر می تواند مسیر در ظاهر پر پیچ و خم زندگی را به آسانی طی نموده و به سرمنزل مقصود برسد.
این کلام حضرت علی(ع) از حال دلهای بیدار حکایت دارد؛ و هشداری است برای آنانکه غرق دنیا گشته و مجالی برای ایجاد این سوالها و تفکر در یافتن پاسخی مناسب ندارند، تفکری که پای رفتن بدنبال حقایق بدهد وراهنمای او در این وادی گردد.
عدم شناخت مبدأ و حیات و معاد، سببی برای سستی در حیات دنیوی و بی هد ف پنداشتن و یا اگر مثبت بنگریم عامل محدود نگریستن و فانی دیدن آن است. امام علی(ع) در جایی دیگرمی فرمایند:«شناخت خدایی را که می پرستید در جانهای خود جای دهید تا خم وراست شدنهایتان برای کسی که می شناسید به شما سود دهد».
آری جواب به سه «اَیْنَ» از کجا؟ در کجا؟ و به کجا؟ همای رحمت خدا را یافتن است و از سستی و عذاب و بی هدفی باز ایستادن است. چه بوده ایم و چه شده ایم و چه می توانیم باشیم و کدامین راه را باید بپیمائیم روشنگر مسیر زندگی است و یافتن جهت و حرکت، می باشد؛ و در پاسخ به این سوالهاست که انسان بهترینها را برای زندگیش انتخاب کرده و بجای اسیر شدن به دنیا، امیر دنیا و نعمتهایش می شود، و در این موقعیت حکم «یخرجهم من الظلمات الی النور» بر او نافذ میگردد.
اما برعکس فریفتگان دنیا در وادی بسیار خطرناک لافکری و بی مسئولیتی و بی سوالی، از مطلوبها دور مانده و در خوشیهای چند روزه و موقت، عمر را بی هیچ هدفی سپری می کنند :
او بمانده دور از مطلوب خویش ، سعی ضایع رنج باطل پای ریش
پس آگاهی لازم و کافی ازمبدأ و معاد و چگونگی موضع گیری درزمان فی مابین مقصد و مقصود، از ضروریات راه زندگی است. امام صادق (ع) می فرماید: «العامل علی غیر بصیره کالسائر علی غیر الطریق لا یزیده سرعه السیر الابعدا» «کسی که بدون بصیرت عمل کند، مانند کسی است که در غیر طریق افتاده و بیراهه می رود و سرعت سیرش جز بر دور شدنش (از هدف) نمی افزاید».
عده ای که پیشرفت را مغایر با این کلام بزرگان می دانند و خود را عالم دهر می پندارند باید توجه داشته باشند که اتفاقا به میزان پیشرفت و ترقی باید این سوالها هر لحظه تکرار گردد، زیرا حیات بی هدف و بی تفکر و بدون بررسی ارزش زیستن نخواهد داشت.
آری داشتن هدف هشداری خواهد بود برای سالکان که هر مسیری که طی میگردد فقط یکبار است و برگشتی برای آن متصور نیست، و این خود شناختی نسبت به آفریدگار و نیز استعانت از او در همه کارها برای انسان به ارمغان دارد: «الحمد لله ربِّ الْعالمین… ایّاک نعبد و ایّاکَ نستعین، اهدنَا الصِّراطَ الْمُسْتّقیم…»

و سخن آخر اینکه انسان با یافته های خود میتواند به این نکته نیز برسدکه «الَّذِی خَلَقَ الْمَوْتَ وَ الْحَیاهَ لِیَبْلُوَکُمْ أَیُّکُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً»،

یعنی دنیا محل ابتلا است وخداوند به انسان اختیار داده و او را بر سر دوراهى قرار داده است تا خود انتخاب کند و اگر در راه خدا وتحت ولایت برگزیدگانش پیامبر و حضرت امیر المومنین علی(ع) و فرزندان طاهرینش قرار گرفت، در سایه انتخابش به رحمت الهى دست یافته و به سعادت خواهد رسید.