سحاب اندیشه

سایت سحاب اندیشه

اصل “آب پز کردن قورباغه زنده”

image_pdfimage_print

تاکنون از دریچه ی بحث ارتباطات درچند مطلب توجه خاصی به مقوله ی ماهواره و اینترنت شده است، در این مجال قصد ورود به همین بحث از دریچه ی دیگر داشته تا نوع تعامل و مکانیزم ارتباطی با این پدیده ی مدرن امروز، جهت گیری شود.

 

۱۱۳۶۵۲_۹۸۵

ماهواره یک پدیده ایست که در دهه ی اخیر بعنوان عضوی از اعضای خانواده در بیشتر خانواده ها جایگاه خود را پیدا کرده است، و همانطور که می دانید ویژگی هر پدیده ی اجتماعی درگیر کردن عموم مردم در جامعه بصورت مستقیم و غیر مستقیم بوده و تاثیر آن غیر قابل انکار است، لذا جا دارد توجه ویژه ای به این مقوله داشت و به دور از پیش داوری و قضاوت شتابانه، اما نه ساده انگارانه از هر بعد، این مسئله را مورد بررسی قرار داد.
مهمترین مسئله در این مقوله اینکه این موضوع از خواستگاه فرهنگ مصرف باید مورد توجه قرار گیرد چون ماهواره در کنار تهدیدها، فرصتهای بسیار خوبی را هم در اختیار انسان قرار می دهد، لذا لازمست برآیند فرصت و تهدیدها را در نظر گرفت. به این پدیده ی تقریباً نوظهور میتوان از دو منظر پرداخت کرد هم از منظر تکنولوژی خالی از محتوا وهم محتوای این تکنولوژی و ماهیت ارسال کننده های ماهواره ای.
قصد این مطلب از منظر تکنولوژی نیست بلکه سعی دارد با توجه ویژه به شبکه های فارسی زبان ماهواره ماهیت و محتوا را مورد مداقه قرار دهد. امروزه تلویزیون ،گیرنده ی فرستنده های ماهواره ای، به عنوان عضوی در گوشه ای از خانواده ها قرار گرفته که مثل پدربزرگ و مادربزرگ قصه میگوید و تاریخ سرایی و حکایت اتفاقات گوناگون می کند تا حدی که خنده ها شکل میگیرد و گریه ها پای آن ریخته می شود و احساسات و باورها را تحت تاثیر خود قرار می دهد. لذا ضروریست که بدانیم، این عضو چه اعتقادی دارد؟ چه می گوید؟ چه می پوشد؟ بعنوان هم بازی فرزند چه چیزهایی را به فرزندان و اعضای خانواده انتقال می دهد؟ پس بجاست جدی گرفته شده و شناختی کافی از آن بدست آورد. هم اکنون حدود ۱۴۰ شبکه فارسی زبان بغیر از شبکه های ایران وجود دارد که انواع و اقسام سیگنالها را به تلویزیونهای ایران ارسال می کنند؛ حتی این شبکه ها ساعت خود را با ساعت رسمی ایران تنظیم کرده و برنامه پخش می کنند که نشان دهنده ی هدفدار بودن این شبکه هاست . نا گفته نماند که این شبکه ها برای هر صنف و هر گروه حتی ظریفتر از آن برای هر نوع نیاز و جنبه های مختلف یکنفر، شبکه و برنامه تولید می کنند. لذا این سوال باید طرح شود که علت فعال شدن این شبکه ها چه می تواند باشد؟ در یک رویکرد شناسی، اینگونه نتیجه گرفته شده که رویکرد نهایی و مسئولیت این شبکه ها به مقوله ی سبک زندگی ایرانیان است و هدف آنها دخالت و تغییر این سبک و تاثیر گزاری در این مقوله بس مهم است.
ماهواره ها از سال ۷۳ وارد آسمان ایران شده و تا اواخر سال ۸۷ صرفا نگرش سیاسی داشتند و در حوزه فرهنگ هم، عمده توجه آنها سرگرمی و مُد و موسیقی بود و از این طریق به دنبال تاثیر گزاری بودند اما از آنجائیکه نتوانستند کاری پیش ببرند و در تغییر باورها و الگودهی برای بیشتر مردم ایران موفق نبودند، از آن سال به بعد با رویکردی دیگر در حوزه ی محتوا تحول دیگری رخ داد و برای رسیدن به اهدافشان سبک زندگی را مورد توجه قرار دادند، چرا که پیشرفته ترین و پیشروترین نظریه های علمی در حوزه ی تاثیر گزاری فرهنگی ، بحث سبک زندگی است، که در مکتب اسلام و اهل بیت هم قدمت این مکانیزم به قدمت نزول قرآن است، لذا چون می خواستند باورها را عوض کنند، به این نتیجه رسیدند که باید سبک زندگی را تغییر دهند.

سبک زندگی یعنی: چه بگویم؟ چه بپوشم؟ چه کنم؟ به عبارت دیگر، جلوه های بیرونی رفتار فرد، در حقیقت نشانگر سبک زندگی اوست.
حال با این روند، سوال اساسی اینکه: امروز که متاسفانه با تغییر این سبک مواجه هستیم چه باید کرد و در کنار هشدارها و گفتن تاریخچه ی هدفگزاری دشمن به مخاطب و ایجاد ممنوعیتها و محدودیتها برای مخاطب مبتلا، چه جایگزین و ما به ازائی وجود دارد؟
باید گفت که اگر فرد مبتلا مریضی را احساس کرد و در پی درمان باشد باید به دنبال یادگیری فرهنگ استفاده از آن بوده تا هر سبک زندگی بر او تحمیل نشده و پرهیزهای لازم را در استفاده از این پدیده بکار بندد. باید توجه داشته باشد که این شبکه های فارسی زبان به ظاهر مذهبی در صدد القای نادرست سبک زندگی هستند؛ برای نمونه یکی از کارهایشان این است که در ظاهر لوگو و آرم تسلیت وشهادت امامان یا تبریک آنها را در گوشه ی تصویر نمایش می دهند اما سریالها و برنامه های آنچنانی غیر مشروع پخش می کنند، یا این فرهنگ را انتقال می دهند که نماز و روزه و قرآن خواندن جای خود، تماشای برنامه های غیردینی هم بعنوان سرگرمی جای خود را داشته و هیچ ایرادی ندارد؛ اما آیا زندگی ایمانی با سرگرمی ماهواره ای سازش دارد؟
لذا مخاطب باید این درجه آگاهی را داشته باشد که بایست فرهنگ استفاده از پدیده ها را یاد گرفت و دانست که در برابر رخدادهای نگران کننده چه باید کرد و این رخدادها کجای زندگی را مورد هدف قرار داده و در کدام حوزه تاثیر می گزارد؟چگونه فرهنگ اصیل را از فرد می گیرد؟ در اینصورت می توان در برابر بسته بندی های مختلف فقط با یک استراتژ خاص یعنی آموزش فرهنگ استفاده صحیح ، مقابله نمود.فرهنگ استفاده از رخدادها و مجهز شدن به نگرش صحیح در همه حال از فرد صیانت خواهد کرد. آگاهی دادن مخاطب به ضرورت شناخت حریم و مرزها، و اینکه هنگام مواجهه چه کند و چه برخوردی داشته باشد، می تواند با این پدیده برخورد صحیح داشته باشد و دیگر اعضای خانواده را هم بخوبی توجیه کند، زیرا اگر همه اعضا توجیه نباشند این آسیبها برای خانواده بسیار تهدید کننده می باشد.
حربه ی تهاجم فرهنگی امروز بیشتر در ساخت سریالهای چند صد قسمتی است، با اینکه سریال از پر هزینه ترین گونه های بر نامه سازیست اما چون هدف ویژه ای دنبال این برنامه هاست، لذا از سرمایه گزاری در این حوزه هیچ کوتاهی نکرده و به گفته ی کارشناسان و محققان، با بکاربندی ۵ روش و یا مرحله تاثیر سریال بر اساس اصل “آب پز کردن قورباغه زنده”، این کار انجام می یابد. این اصل که در واقع تدریجی بودن تاثیر گزاری را نشان می دهد، با این مراحل پیش می رود، محققان بر این نظرند که چنانچه نمی توان قورباغه ی زنده را در ظرف آب جوش انداخت و پخت، چراکه فرارش حتمی است، لذا نخست در دمای ملایم آب انداخته و سپس آرام آرام این آب را به درجه جوش می رسانند و قورباغه در طی این شرایط تدریجی هم دمای محیط شده و زمانیکه عضلاتش شل شد توان خارج شدن را نخواهد داشت و بدین ترتیب زنده زنده پخته خواهد شد. و این اصل تغییر تدریجی در سریالها وجود دارد زیرا آنچه موجب تحریک اعصاب است اختلاف دما می باشد، اما چون انسان تحمل تغییر دمای نازل را دارد، لذا با این اصل به تغییر فرهنگ و سبک زندگی انسانها می پردازند، پس اگر کسی در ابتدا توان تشخیص نداشته و فرهنگ موجود را نشناسد قطعاً متوجه تغییر دما نشده و آرام آرام ذائقه اش در معرض تغییر برنامه ریزی شده ی تهاجم فرهنگی قرار خواهد گرفت.

آنان ۵ مرحله تدریجی تغییر ذائقه ها و سبک زندگی توسط سریالها را به ترتیب زیر عنوان می کنند:
انتخاب سادگی روایت سریال و عدم پیچیدگی آن
موضوع داستانها، بسیار آشنا و ملموس
پیشرفت سریال، بسیار کُند، بطوریکه اگر ده قسمت دیده نشود باز هم می توان از موضوع سردر آورد
تکرار پیام در سریال
افزایش شدت و حدّت پیام بصورت تدریجی
و این چنین ماهواره ها، عضو ناهمگون اجتماع کوچک جامعه، سبب خانمان سوزی خانواده ها شده و آسیبها و آفتهای گاهاً جبران ناپذیر بر پیکر خانواده وارد می سازند.

 

مطالعه بیشتر