سحاب اندیشه

سایت سحاب اندیشه

امام، نیاز آسمانی

image_pdfimage_print

انسان به خاطر انسان بودنش نیازهایی در وجود خود دارد که به نسبت خودآگاهیش این نیازها را مرتفع و یا تغییر خواهد داد. یک دسته از این نیازها به قدری شفاف و روشن است که لازم به معرفت و دین ندارد و انسان با خودآگاهی کامل،آنها را برطرف می نماید، مثل نیاز به خواب و خوردن و آشامیدن که نیازهای اولیه ی حیاتی برای انسان محسوب می شوند.

دسته ی دوم نیازهای نیمه شفافی است که انسان خودآگاهی نسبی به آنها دارد اما درک کامل آن نیازها و پیداکردن کامل آنها دشوار نبوده و می تواند،با رسیدن به آگاهی،نیمه ی مستور آن را هم روشن و شفاف سازد، مثلاً نیاز به محبت، نیاز به محبوبیت، نیاز به احترام، نیازهای روحی و عاطفی.
باید توجه داشت که نیاز به محبت و محبوبیت دیرتر از نیاز به خوردن و آشامیدن در وجود انسان خود را نمایان می کند، که انسان با حس یک نوع کمبودی در وجود و حساس شدن و توجه به خود، قطعاً می تواند نیاز و خواسته را یافته و به آن پاسخ مناسب دهد.

 

دسته ی سوم از نیازها هم وجود دارد که مستورتر و پنهان تر از نیازهای دسته ی دوم هستند، که به نسبت پاسخگویی زود هنگام یا دیر هنگام به دو دسته نیازهای قبلی، و یا همزمان با آنها خود را بروز می دهند و از طرف دیگر به نسبت بی توجهی به آن نیازها رفته رفته این دسته از نیازها که از جمله نیازهای مهم انسان می باشند پنهان و پنهان تر خواهند شد و شاید در وجود انسان دفن شده و سالها او را سرگردان نماید و این، نیازهای معنوی و الهی می باشد؛ به عبارت دیگر نیازهای آسمانی و نیاز به پرستش، نیاز به ربی که انسان را در آغوش خود بپروراند، نیاز به پدر و مادر روحانی و الهی که به او ناز و نیاز کند و راز گوید، اما چون عموماً خودآگاهی انسان نسبت به این نیازها بسیار کم است اگر انسان نیز خود به سراغ چنین نیازی نرود و از خود سوالی راجع به این دسته نیازها نداشته باشد، در نیازهای اول و دوم غوطه ور شده و دچار روز مرّگی و سپس ضلالت و هلاکت خواهد شد، چنانچه مریضی که نیاز به خوراک پیدا نمی کند روز به روز جسمش نحیف و نحیف تر شده و اگر درمان نشود آخرسر به مرگش منتهی می گردد.

 
نا گفته نماند که این نیازهای دسته ی سوم برخلاف اول و دوم، نه تنها برطرف شدنی نیست بلکه دائم رو به افزایش و تشدید شدن است و در مقاطع مختلف با شکل جدید و در قالب جدید، انسان را همیشه در تلاش و جهد و سعی نگه میدارد و این چنین علائم حیات همیشه در این فرد به چشم خواهد خورد.

 
رفع نیاز مادی برای درک نیاز عاطفی و معنوی بسیار ضروریست، و رفع نیاز عاطفی تا حدودی برای درک نیازسوم لازم و ضروریست و چنانچه گاهاً با برآورده شدن نیاز عاطفی نیاز اولیه ی حیاتی هم در مقاطعی رخ نمی نمایاند، مانند انسان محبّ که با رسیدن به محبوبی که دلبسته و وابستۀ اوست،نیازهای اولیه اش خور و خواب و … را فراموش می کند، و به همین ترتیب داشتن نیاز سوم و مقتضیات آن انسان را از نیازهای کاذب و افراطی دسته ی نخست و دوم بی نیاز می نماید.

 
باید دانست که هدف از گذاشته شدن و طرح این نیازها برای انسان، رسیدن به نیازهای والامرتبه، یعنی آسمانی و الهیست که گاهاً چون انسان سعی در برطرف کردن مناسب و متعادل دو نیاز نخست نمی شود، نمی تواند به نیازهای والا مرتبه و الهی نیز دست یابد، مانند کسی که سیری خود از غذا را حس نمی کند و فقط چشمش به دنبال لقمه ای است که باز تناول نماید، غافل از اینکه زیاده روی، او را از نیازهای دیگر بازمی دارد و این حکمت و فلسفه ی حکم حرام در احکام است که انسان را از حرام ها باز می دارد تا موانع برای رسیدن به مراتب بالاتر نیازها کنار زده شود.

 
عدم احساس نیاز به خدا و اولیای خداوند، پیامدهای سوئی برای انسان دارد که این عدم نیاز نشأت یافته از بیماریی به نام جهل است، جهل به خود و خدا و اولیای خدا. دین گریزی و افتادن در وادی معصیت و پوچ انگاری و بی هدف و بی انگیزه شدن در زندگی، و خلاصه شدن در دنیای محدود خود ساخته و هزاران نکبت دیگر، از اثرات بی نیازی به خدا و ولیّ خداست، اما با خودآگاهی و حس کردن نیازهای اولیه و برطرف کردن آنها، نیازهای بعدی و برتر به وجود خواهد آمد، به عبارت دیگر با برطرف گشتن تدریجی نیازهای زمینی، نیازهای آسمانی خود را بروز داده و از ضمیر پنهان انسان کاملاً بیرون کشیده می شوند، چون دو نیاز نخست مقدمه بر نیازهای دسته ی سوم است که رسیدن به کمال و سعادت انسانی با آنها تأمین می گردد.

 
نکته ی قابل توجه در این موضوع اینکه چنانچه به نیازهای دو دسته ی قبل اگر با معیار “ضرورت” پرداخت و رفع گردند نه با معیار “کفاف” و یا”رفاه”، نیازهای دسته ی سوم زودتر در وجود انسان بروز و ظهور یافته و انسان سریعتر به آنچه که باید برسد، خواهد رسید.

 
مطلب دیگر اینکه ، در رفع نیازها گاهاً انسان به خود فراموشی مبتلا شده و برطرف شدن نیاز را حس نمی کند که حرص و طمع و حسادت و خودخواهی و توقف در سطح های پایین نیازها، پنهان ماندن نیازهای اساسی را سبب شده و با این حال، تا شکل گیری این نیازها، اطاعت و عبادت و گفتگو با خدا و اولیای خدا، تکلیف مانند و اجباری و تحمیلی فرض خواهد شد. در حالیکه خداوند متعال در قرآن با معرفی خود و حتی با طرح بهشت و جهنم، در بیداری این نیازها، انسان را ترغیب و راهنمایی فرموده است. خداوند متعال دنیا را فرصتی قرار داده برای تلاش در این زمینه، اما هستند انسان هایی که با بی توجهی به نیازهای وجودی، در لحظه ی جان کندن و مرگ ، متوجه این نیازها می شوند که کار از کار گذشته است.

 
نیاز به وجود امام، که هادی و رهبر و مهربان تر از مادر به طفل شیرخوار است، نیاز اساسی وجود انسانهاست که خدا یکی پس از دیگری برای هدایت انسان ها گمارده و انسان می باید که اگر احساس نیازی به این وجودها نمی کند، دلمشغولی هایی که سبب بی توجهی و عدم بروز نیازها به امام شده را در خود بیابد.

 
دینداری و خداپرستی و در خدمت اولیای الهی که خود را پدران و مادران روحانی معرفی نمودند، نیاز اساسی است، اگر انسان خدا را دوست دارد، جانشین و خلیفه ی او را باید در روی زمین جستجو کند و تشنه ی دیدارش گردد. احساس نیاز به خدا و گفتگو و ایجاد رابطه و مأنوس شدن ، ملاقات با نبی خدا و ولیّ خدا، نیازهای آسمانی است و این نیاز است که با مقدمات نیازهای اول و دوم، سرانجام انسان را به سعادت و عاقبت بخیری منجر خواهد نمود.

 

«بار خدایا نیازهای اولیه ی همه را مرتفع و نیاز به وجودهای آسمانی را در همگان محقق بفرما»

«الهی آمین»