سحاب اندیشه

سایت سحاب اندیشه

امام رضا (ع) و گروه های پنج گانه ی انحرافی

image_pdfimage_print

در آن زمان که مأمون امام رضا(ع) را بعنوان ولیعهدی انتخاب نمود، در اطراف منزل و محل اقامت امام جاسوس گماشته بود و مردم عوام پنداشتند که مأمون مطیع و ارادتمند ایشانست، در حالیکه امام را حتی از آوردن اهل و عیال و فرزند دلبندش امام محمّد تقی(ع) عملاً منع کرده بود تا امام مأنوسی نداشته و تنها در منزلی محصور باشد و چنین حضرت از طرف دوستان   کم عمق و لافکر، مورد ظلم قرار گرفت.


در چنین وضعیتی امام دست از کارهای سیاسی و فرهنگی برنداشت، که از جمله ی این فعالیتها، مبارزه در برابر گروه های مختلفی از جمله گروه ها و جریانهای زیر بود:

۱_ گروه غالیان:

مسئله ”غلوّ”‌ درباره پیشوایان، یکى از مهم ترین سرچشمه ‏هاى انحراف در دین بوده است. غلوّ همواره یک عیب بزرگ را به همراه دارد و آن ویران نمودن اساس دین، یعنى خداپرستى و توحید است، به همین دلیل اسلام در باره غلات سخت گیرى شدیدى کرده تا جایی که در کتب ”عقائد”‌ و ”فقه”‌ غلات از بدترین کفار معرفى شده ‏اند.
غلوّ در دین به مثابه انکار دین است؛ زیرا زیان غلوّ کمتر از زیان انکار و نقض دین نیست. گاه غلو در دین سبب مى‏ شود که بسیارى از دین برگردند؛ زیرا فطرت پاک آنان آلودگی ها و خلط هاى غلوّ را نمى ‏پذیرد.

۲_ گروه صوفیان
حضرت امام رضا(ع) درباره صوفیه چنین فرمودند:

«احدی به تصوف قائل نمی شود، مگر از روی مکر و خدعه یا ضلالت و گمراهی و یا جهل و حماقت»

صوفی گری بیماری اعتقادی و فکری می باشد، و در صحنه ها و عرصه های حیات اجتماعی ظهور و بروز نموده و جامعه ی اسلامی را با رنج و مشکل و زیان مواجه ساخته است و نه تنها در فرقه ی صوفیان، که در میان گروه هایی از مسلمانان نیز نفوذ کرده و آنان را بدون آن که خود بخواهند و یا بدانند در دام بعضی از گرایشات عرفان صوفیانه که از جنبه ی ظاهری شباهتی با برخی از مفاهیم اسلامی داشته و در عین حال هم در حقیقت و هم در محتوا تطابقی بین آنها نبوده و نیست گرفتار ساخته است. رها کردن اصل و پرداختن به فرع، نفی جلوه های دنیایی و در عین حال ضرورت های زندگی که مورد تأکید و توصیه تعالیم اسلام می باشد، رهبانیت و انزواگرایی، سطحی نگری و خرافه پرستی و… از جمله مواردی است که در میان گروهی از مسلمانان نفوذ کرده است به گونه ای که آنان در غفلت به سر می برند و نمی دانند که خاستگاه اصلی این گرایشات، افکار ناصحیح صوفیانه است.

امام رضا(ع) با این گروه هم به مقابله پرداختند و با روشنگری درصدد اعلام انحراف آنان گشتند.

۳_ جریان شعوبیه:

در زمان امام رضا(ع) اولین بار و برای سومین بار در تاریخ اسلام، اختلاف میان عرب و عجم و دعوا بر سر قومیت شکل گرفت. نهضت شعوبیه در نقاط مختلف ایران اگر چه بر اساس برتر جلوه دادن نژاد ایرانی پدید آمد، درحقیقت بر علیه مبانی اسلام بود.
این گروه نیز با انخرافات خود ظلم هایی در حق امام روا داشتند.

۴_ گروه واقفیه

پس از شهادت امام کاظم (ع) نیز، کسانی که به امامت امام رضا(ع) اعتقاد نداشتند، بر امامت موسی بن جعفر(ع) توقف کردند و بر مهدویت و قائم بودن او اعتقاد یافتند که «واقفیه» نامیده شدند.

امام رضا(ع) با این گروه هم درگیری پیدا کرده و عرصه بر حضرت به قدری سخت شده بود که آن حضرت چون مادرش،زهرا(س) دعای “عجّل وفاتی” سر می دادند.

۵_ تشکیل دارالحکمه و ترجمه ی عرفان های یونانی که به اسلام ورود پیدا کرده بود هم در زمان امام رضا(ع) از جمله معضلاتی بود که حضرت با آنها مواجه بودند.

اما از کارهایی که حضرت در رابطه با این گروه ها انجام دادند، تدوین سیستم حکومتی بر مبنای ولایت بود، و در این راستا اهتمام دادن مردم به کاوش و تحقیق و تفحص، در مورد مبانی اسلام، از فعالیت های مهم امام رضا(ع) در آخرین سال های عمر شریفشان بود.

نکته ای که در این موضوع حایز اهمیت است اینکه شباهت بسیاری میان دوران حضرت امام رضا(ع) با عصر امروز از جهات فعالیت گروه های انحرافی وجود دارد، که الگوبرداری از نهضت علمی حضرت، و بهره برداری  از  فرهنگ رضوی هم از بُعد فردی و هم از بعد اجتماعی موثر است.

در روایتی امام رضا(ع)  فرمودند:

«پیوندی که علم صاحبان خود را به هم متصل می کند از پیوندی که پدر موجب آن پیوند در بین اعضای خانواده می شود، محکم می باشد»

  آن علمی که آغاز دارد اما تکرار و پایانی برایش متصور نباشد.
لذا این بهترین مدل جهت حفظ ایمان و ممانعت از آسیب های انحرافات مختلف در آخرالزمان است.