سحاب اندیشه

سایت سحاب اندیشه

امام یاوری تجلی امام باوری[مطالب ارائه شده در شبهای قدر]

image_pdfimage_print

در مبحث قبل امام باوری در سه مدل مطرح گردید: امام به عنوان سمبل، امام در بحران و به عنوان رافع حاجات، و امام به عنوان اسوه وا لگو؛ بیان گردید که مدل مطلوب در امام باوری امام را به عنوان الگو باور داشتن است. اگر امام باوری صحیح باشد بطوریکه امام در تمام لحظات زندگی انسان حضور مستمر داشته باشد و انسان امام را از اعمال و سکنات خود باخبر بداند، این امام باوری فرد را به امام یاوری خواهد کشاند. اما در این مقوله نخست این سوال مطرح است که آیا انسان موظف و مکلف است امام را یاری کند؟ که پاسخ به این سوال را در کلام حضرت علی(ع) می توان یافت؛ حضرت علی (ع) میفرماید:

«اعینونی بالورع و الاجتهاد و والعفّه و السَداد»

«مرا یاری کنید با ورع و اجتهاد و عفت و سداد».

با این کلام و فرمایش حضرت علیه السلام تکلیف روشن میگردد که باید امام باوری به امام یاوری منجر گردد که این درخواست یاری فرمان و امر امام در هر زمان میباشد و امروز نیز حضرت حجت فریاد کمک و استغاثه و عونت از سیاه پوشان و عزاداران علی (ع) دارد که برای عرض تسلیت به محضر حضرت در این شب اجتماع کرده اند. در روایت فوق عنصر اول برای یاری امام “ورع” می باشد. ورع یعنی ایستادن و توقف در برابر شبهات و شبهه یعنی عدم علم به حلال و حرام بودن موضوعی، که حضرت با این عنصر مردم را به عونت خود فرا می خواند.”اجتهاد” عنصر دوم است به معنای نهایت سعی و تلاش و جد و جهد.و عنصر سوم “عفت” یعنی حجاب درونی، پرهیز از شهوات وشبهات و بعبارتی مهار نفس و مطیع کردن شهوت با عقل. اما آنچه مورد بحث امشب است مبحث “سداد” است. که متاسفانه توجه کمتری به این موضوع شده است. حضرت با این مورد هم به کمک و یاری امر می فرماید. بای ورود به بحث نخست باید معنای “سدید” را دانست. سدید چیست؟

سدید یعنی: یافتن نکته ضعفها و برطرف کردن ضعفها، پر کردن شکافها، رفع عیبها.

در قرآن برای سدید مصداقی بیان شده است «واتّقوالله و قولوا قولا سدیدا» (نساء/۹) پس از دیدگاه قرآن قول سدید از مصادیق “سداد” می باشد. منظور قرآن از قول سدید “قول صدق” به اضافه “قول حق” است، یعنی اینکه مثلا اگر در یک مورد اختلاف فقط جانب حق گرفته شود و طرف دیگر را درنظر نگیرد این قول سدید نیست. یا مثال دیگر برای قول سدید این که اگر در مجلسی همه سیاه پوش نباشند اما گفته شود که همه سیاه پوشیده بودند، این قول سدید نیست. از مصادیق دیگر سداد عمل سداد و احساس سداد است، اگر احساس انسان محکم باشد و هر روز این طرف و آن طرف نچرخد، این احساس سدید است و نکته ضعفی دراین احساس وجود ندارد. شب قدر شب برطرف کردن نکته ضعفها و رفع عیبهاست، تقدیرات یکساله توسط حضرت حجت (عج)نوشته خواهد شد، لذا باید با شناخت نکته ضعفها در تقدیر مطلوب یکساله امور تلاش کنیم که شناخت بسیار مهم است و ۵۰ درصد از مشکل حل میشود و سپس ازحضرت بخواهیم ما را در رفع عیوب و ضعفها یاری فرماید. “سداد” بصورت کلی در دو حوزه مطرح می باشد: فردی و اجتماعی؛ در حوزه اجتماعی برداشتن کار بدون فاعل و در زمین مانده، خود مصداق فعل سدید در حوزه اجتماعی است. چراکه اینکاردر اثر ضعف کسی بوده که در زمین مانده و انجام این فعل چون پر کردن ضعف و شکاف و رفع عیب است، فعل سداد می باشد و حضرت به اینکار امر فرموده و انجامش را عونت به خود میداند. اما در حوزه فردی انسان نکته ضعفهای عمومی دارد که رفع آنها در عمل به فرمایش علی(ع) کمک می کند. خداوند در قرآن این نکته ضعفها را مطرح فرموده است که به چند مورد از آنها اشاره میگردد: ۱- ضعف « خلق الانسان ضعیفا» انسان ضعیف خلق شده است.(نساء/۲۸) ۲- عجله و شتاب «خُلق الانسان عجولا»-«و کان الانسان عجولا» انسان شتاب کننده است.(اسراء/۱۱( عجله انسان را از فهم بازمیدارد. ۳- کَفور و ناسپاس«و کان الانسان کفورا» انسان بسیار ناسپاس است.(اسراء/۶۷) «ان الانسان لربه لکنود» همانا انسان به پروردگار خویش ناسپاس است. (عادیات/۶) ۴- مجادله گر «و کان الانسان اکثر شیء جدلا» انسان بیشتر از هر چیز طالب ستیزه‌گری است.(کهف/۵۴) ۵- تنگ نظر«قل او انتم تملکون خزائن رحمه… و کان الانسان قتورا» بگو اگر شما می‌داشتید گنج‌های رحمت پروردگار من را باز همه از ترس فقر از انفاق خودداری می‌کردید و انسان بسیار بخیل است. ۶- مایوس و نا امید در مشکلات «انه لیئوس کفور»به درستی که او نومید ناسپاس است. (هود۹/) ۷- حریص «ان الانسان خلق هلوعا» همانا انسان آزمند آفریده شده است. (معارج/ ۱۹) ۸- طغیان گر«کلا ان الانسان لیطغی* ان رءاه استغنی» همانا انسان سرکشی می‌کند، چون خود را بیند بی‌نیاز. (علق/۶،۷) ۹- خلوتش را خالی از کس پنداشتن «اَیحسبُ ان لَم یَرَهُ احد» (بلد/۷) ۱۰- لجاجت «بَل لَجّوا فی عُتُوٍّ و نُفُور» (الملک/ ۲۱) ۱۱- حسادت «…یَحسُدون النّاسَ علی ما اتاهُم…» ( نساء/۵۴) ۱۲- سوء ظن «اجتنبوا کثیرا من الظنّ انَّ بعض الظنّ اِثمٌ…» (حجرات/۱۲) ۱۳- فخور «انه لفرح فخور» که او شادمان خودستاست. (هود/۱۰) باید توجه داشت که نکته ضعفهای کوچک در لحظات حساس انسانهای بزرگ را نابود و شکست داده است. به عنوان نمونه چه کسی میتوانست به در مقدس حضرت زهرا جسارت کند؟ اما ملعون دوم این جسارت را کرد چون دارای نکته ضعف بود و نکته ضعفش عدم غلبه بر خشمش بود. بطوریکه با آمدن خشم همه چیز را فراموش میکرد. ابن عباس مشاور علی(ع) که در ۳ جنگ شرکت کرده بود حضرت به عنوان نماینده انتخابش کرده بود، توفیق شرکت در رکاب حضرت را از دست داد، چون بصیرت در تحلیل حوادث و اوامر امام را نداشت و از جنگ خسته شده بود و جنگ را در نظرش بیفایده میپنداشت لذا بطرف عافیت منفی و زندگی خصوصی و فردی روی آورد و این نکته ضعف او را از یاری امام بازداشت. برای برطرف کردن این نکته ضعفها در روایات و دستورات دینی راهکارها و مدلهایی بیان شده است که میتوان بسراغ آنها رفت و برطرف نمود. اما انسان یکسری نکته ضعفهای خصوصی هم دارد، مثلا خدا می فرماید من اگر به این بشر رزق زیادی بدهم ادعای “قارونی” و “عِندی” می کند،و این یکنوع نکته ضعف خصوصی است. باید توجه کرد که این نکات ضعف ممکن است در فردی ضعف باشد و در دیگری نکته قوت، برای مثال زمانیکه انسان از کاری روی برمیگرداند و از آن صرفنظر میکند ممکن است علت رویگرداندنش براساس نکته ضعفهایی مثل سستی، تنبلی، غرور،خودخواهی، بی توجهی، بی ذوقی، عدم اعتماد به نفس و عدم خودآگاهی باشد، که بیشتر این نکته ضعفها را میتوان با جایگزین نمودن خود بجای دیگران در یک کاری که توسط فردی دیگر انجام می یابد یافت. مثلا فردی که در مساله ازدواج با خود کلنجار میرود اگر انسان خود را جای آن فرد بگزارد و عکس العمل و نوع رفتارش را درآن موضع بیابد و از خود بپرسد من بودم چه میکردم؟ به نکته ضعفهای خود تا حدودی پی خواهد برد. فلسفه اینکه حضرت با این عناصر به ما امر به عونت میفرماید چیست؟ جواب این را در فلسفه وجودی امام در هستی میتوان یافت، چنانکه میدانیم امام هادی است و اوامر امام که در راستای هدایت انسان به او بیان میفرماید مایه سلاکت و رشد انسان است لذا اگر امر به عونت فرموده برای رشد و رسیدن به کمال و سعادت است. حال اینکه چگونه باید این نکته ضعفها را شناخت، خود مساله ای مهم است. برای اینکار از دیدگاه روایات سه راه مطرح است: ۱- افتادن به حادثه ها و بحرانها ؛ حادثه یعنی امر پیش بینی نشده که عوارضات فکری و روحی و جسمی و مالی ممکن است داشته باشد. در اثر این حوادث است که انسان مثلا میزان صبر خود، خشم خود، شکرخود، خودخواهی و منیت خود، میزان دینداری خود را میتواند پیدا کند؛ مثالی دیگر برای این مورد مریضی است که انسان مبتلا میشود، که در روایت آمده: «هرکس سه روز از مریضی خود شکوایه نداشته باشد خداوند خون تازه ای به او میدهد»، چراکه در این مریضی انسان به نکات ضعف خود پی برده و بجای شکایت شکر خدا را بجای می آورد. ۲-بستر و عامل دوم برای شناسایی نکته ضعفها مصیبت و بلاهاست. و این با حادثه ها متفاوت است. ۳-و عامل سوم امتحان و فتنه ها درشناخت نکته ضعفها نقش دارند. مثلا انسان با دادن امتحان به نکات ضعف خود و ندانسته های خود پی میبرد.و در فتنه نیز همینطور، نکته قابل توجه در اینمورد اینکه فتنه امتحانیست که سوالاتش خیلی بهم شبهاهت دارد، امتحانی سخت و سنگین؛ مانند این حدیث پیامبر(ص) که فرمود: «نگاه بعد از نگاه فتنه بزرگی است»، یعنی نگاه دوم به نامحرم انسان را به مسیر شهوت و خطا می اندازد. و این نکته ضعف بزرگی است که انسان نتواند نگاه خود را کنترل نماید. نمونه دیگر اینکه بزرگترین امتحان برای انسانِ منتظر نحوه استفاده از شب قدر است که امام در این چند ساعت حضور و شهود و ظهور دارد و به تصریح قرآن «خیر من الف شهر» میباشد، انسان در اینجا هم می تواند از خود شناخت حاصل نماید بطوریکه در شب قدر و بعد از آن فکر کند که چه می کند و چه کرد در این شب، چقدر خود را در حضور امام حس کرد؟ و چقدر ظهور امام را در این شب حس نمود؟ با نقل جریانی که امام یاوری انسان را به بوته آزمایش می کشاند این موضوع پایان داده می شود. در تاریخ ابن اثیر کامل نقل است که مغیره به معاویه ملعون گفت: ما اهل کوفه را به بیعت با یزیدخریدیم؛ معاویه میپرسد: به چند درهم؟ که نویسنده میزان هزینه کرد برای بیعت گرفتن را با پول امروز ۲۸۸ میلیون تومان ، ذکر کرده بود، که آنها را با این رقم به بیعت با یزید فرا خوانده و سپس برای جنگ با امام حسین(ع) ترغیب و آماده کرده بود. و این علقه دنیوی است و ضعف در امام باوری و امام یاوری، و بسیار امتحان بزرگی است، چه بسا امروز فردی باشد که با نصف این رقم هم خود را در مقابل امام قرار دهد. اگر در این شبها حال و هوای بکاء نیست و قطره اشکی فرو نمی چکد ومناجات و نیایش آه و ناله نیست و قلب به تلاطم نمی آید، باید بدنبال نکته ضعفها گشت؛ که امام سجاد(ع) از این احوال می نالد و بخدا شکایت می کند که خدایا مراچه شده آیا مرا در مجلس بطالین دیده ای که در آن مجلس ذکر تو نبود؟ باید توجه نمود که فرمایش حضرت امیرالمومنین(ع) امر مولوی است و انسان اگر انجام ندهد، عقوبت و کتکش را خواهد خورد و اگر انجام دهد جامعه، جامعه علوی و بهشتی خواهد شد. امشب شب تشخیص نکته ضعفها در محضر امامی که ملجأ العاصین است و بروی انسان نمی آورد، اما فقط از ما آمادگی می خواهد تا دمدمی مزاج نیاشیم که در این صورت بشرط خواستن انسان در شناخت و برطرف کردن نکته ضعفها انسان را کمک می کند. امام دوست دارد از او هدایت خواسته شود نه فقط فرزند و ماشین و خانه و… ایشان از انسان فعل و قول و احساس سدید می خواهد. انسان باید ضعفهایش را بشناسد و از حادثه ها و امتحانات نترسد، نگوید خدایا مرا امتحان نکن چون فلسفه دنیا امتحان است و باید بداندکه او از چیزهایی که مورد علایقش است امتحان خواهد شد، چنانچه حضرت ابراهیم(ع) و حضرت یعقوب(ع)در مورد فرزندانشان که بسیار مورد علاقه شان بود امتحانی سخت شدند. باید توجه داشت که بنابه تعبیر یکفرد خوش ذوق نکته ضعف انسان نکته قوت اوست که اگر از آن مواظبت نکند نکته ضعف برایش خواهد شد.

پس با این دغدغه ی فکری بهتر است از خدا و حجت خدا بخواهیم ما را در شناخت و برطرف کردن نکات ضعف و عونت امام با فعل و گفتار و احساس سدید موفق بدارد به حرمت صلوات بر محمد و آل محمد… «اللّهمّ صلّ علی محمّد و آل محمّد»

بیشتر بخوانید: