سحاب اندیشه

سایت سحاب اندیشه

انحراف، اقدام، مبارزه

image_pdfimage_print

اقدام جهت بازگرداندن از مسیر منحرف از مهمترین نمودهای فعالیت سیاسی و اجتماعی است و اولین کسی که بعد از پیامبر(ص) در این راه حرکت هایی نمود، حضرت زهرا (س) می باشد. حضرت زهرا آن هنگام که انحراف را در اسلامی که پدر بزرگوارشان به خاطر رشد و گسترش آن خون دلها خورده و اذیت و آزارها کشیده بود، دیدند، بی هیچ مقدمه و بدون هیچ تعللی اقدام و تلاش های خود را آغاز نمودند.

اولین انحراف بزرگی که بعد از ایشان رخ داد، کار شوم سقیفه نشینانی بود که مسیر دین را از ولایت به حکومت تغییر دادند و حضرت زهرا (س) به مدت چهل روز با حسنین (علیها السلام) به در خانه ی انصار و مهاجرین رفته و برای آگاهی دادن آنها به این امر مهم و هشدار به کج روی ها و اعوجاجات خلفا، مبارزات و اقدامات خود را علیه عوامل این انحرافات شروع نمودند.

ایستادگی و استقامت ایشان در راهِ نشان دادن و تبیین حقانیت علی (ع)، در حقیقت افشای ماهرانه ماهیت پلید سقیفه و سقیفه نشینان بود و شکست سکوتی بود که علی(ع) مأمور آن بود. اگر گفته شود، فاطمه صاحب جایگاهی بود که این حرکت از او بایست صادر می شد و بس، اشتباه نیست اما ناقص است، چراکه در مواقع خاص، دفاع از حریم ولایت بر همگان واجب است و در آن زمان فاطمه همه را به یاری در این کار می طلبید اما هرکسی به بهانه ای از زیر بار مسئولیت شانه خالی می کرد، چرا که فقط او غل و زنجیر آهنین را در دست های علی (ع) می دید و تاب سکوت و بی تفاوتی نداشت و برای متنبه نمودن مردم دست از افشاگری برنداشت و با لسان ناطق و بلیغ، به طور هوشمند و ظریف، پرده های ظاهری و نقاب های دینداری را از چهره ی کریه ی غاصبان برداشت و آنها را رسوا نمود و حجت را به پایان رسانید. گویا زبان علی در کام فاطمه می چرخید و خود علی (ع) بود که احقاق حق می کرد.

انحرافی دیگر که بعد از پیامبر (ص) به وقوع پیوست ، تحریف آیاتی از قرآن در مورد ارث بود، که با نسبت غلط و تحریف معنا، به قصد تملک باغ فدک انحرافاتی را به وجود آورده بودند که حضرت زهرا (س) در اقدامی بی هراس و محکم به دفاع از حق خود یعنی “باغ فدک” پرداختند. این اقدام در حقیقت یک اقدام سیاسی علیه خلیفه ی جور بود نه نشانگر نیاز فاطمه (ع) به آن باغ.

لذا شاید این سوال پیش آید که این اقدامات چه نتایجی به بار آورد و چه تغییراتی در وضعیت آن زمان ایجاد کرد، که جواب سوال از خطبه ی خود حضرت استفاده می گردد:

«…أَلا وَ قَدْ قُلْتُ ما قُلْتُ هذا عَلی مَعْرِفَهٍ مِنّی بِالْخَذْلَهِ الَّتی خامَرتْکُمْ وَ الْغَدْرَهِ الَّتِی اسْتَشْعَرَتْها قُلُوبُکُمْ وَ لکِنَّهُ ا فَیْضَهُ النَّفْسِ وَ نَقْثَهُ الْغَیْظِ وَ خَوَرُ الْقَناهِ و بثّه الصّدر وَ تَقْدِمَهُ الْحُجَّهِ…»

«…من گفتم آنچه گفتم در حالی که ترک وفا شعار شما شده و سویدای درون شما گردیده و شما اهل کمک کردن به حق نیستید و بی‏ وفایی مثل لباس زیر که به تن می ‏چسبد به روح شما چسبیده است، اما آنچه گفتم سرریز غصه‌های دل و آهی است که از سینه ی دردناک من بر می ‌خیرد و خروشی از روی خشم و نگرانی، و اتمام حجتی بر شماست که مبادا روزی بگویید: «ما نمی‌ دانستیم» یا بگویید: «فکر می ‌کردیم با رضایت شما این کار صورت گرفته است…»؛

و این یعنی اتمام حجت حضرت برای همه کسانی که قصد تحلیل و داوری و قضاوت این حادثه را دارند نه فقط مردمان آن روزگار…

و اینها شمّه ای از زوایای وجود گرانقدر حضرت زهرا (س) در بُعد اقداماتش در برابر انحرافات بود، ایشان زنی بود که مبارزات و تلاش های عظیم جهان شمولش نه تنها فراموش نشدنی بلکه برای همگان الگویی ارزنده و مثال زدنی است.

زندگانی ایشان و تحلیل اتفاقات و حوادث آن زمان، امروز باید منجر به تطبیق دادن زندگی محبینش با سیره و روش ایشان باشد، چرا که امروز نیز به مانند آن زمان امام عصر(عج) سکوت پیشه نموده و در اوج غربت و اضطرار تنهائی است، زهرائی بودن و زهرائی شدن در گرو عمل به عملکردهای ایشان است.

خیلی ناگوار است مخاطب این کلام حضرت زهرا شدن که در پاسخ زنانی که به عیادتشان آمده بودند و جویای احوالشان شدند، فرمودند:

«…من آنها را دور انداختم بعد از آنکه به دندان کشیدم (آزمودم)…»

که این جملات نشان دهنده ی اوج نارضایتی حضرت زهرا (س) از بی کفایتی و بی وفایی و سرمست شدن آنها از دنیاست.

۲images