سحاب اندیشه

سایت سحاب اندیشه

ای وای از دست یاران و اصحاب …

image_pdfimage_print

در ایام پایانی ماه صفر و در آستانه شهادت حضرت امام حسن (علیه السلام) تنهایی ، غربت و مظلومیت امام حسن مجتبی (علیه السلام) دلها را بی قرار و آه و افسوس و نکبت را روانه ی یاران و اصحاب بی وفا ی آن امام همام می نماید. زیرا امام حسن (علیه السلام)تنها امام معصومی است که یاران و پیروانش او را شکست داده و گرفتار مظلومیت نموده و به قول امام امت خمینی (قدس سره) بزرگ بنیانگذار نظام جمهوری اسلامی ایران “امام حسن (علیه السلام)آن اندازه گرفتاری که از این دوستان و اصحابش داشت از دیگران نداشت”.
اصحابی که توجه نداشتند که امام زمانشان به چه نقشه ای دارد عمل می کن،,باخیالهای کوچکشان و با افکار ناقصشان در مقابلش ایستادند،غارتش کردند، اذیتش کردند و معاهده با دشمنش کردند و هزار جور بساط درست نمودند.
آری یاران و اصحاب حضرت امام حسن (علیه السلام) گرفتار مثلث شوم مال، جاه، مقامِ تعریف شده از سوی معاویه بودند و نفاق، جهل، حماقت، رخوت و سستی چنان آنان را فرا گرفته بود که امام و رهبر را به ضلالت و گمراهی متهم می نمودند.
چندین بار قصد جان امام خود را کردند و یاران آن حضرت چنان ذلیل شده بودند که برای فروش خود با خریداران انسانیت و شرف به نام معاویه و سپاهش چانه می زدند و چنان دلبسته و فریفته” اسلام اشرافیت” شده بودند که اصلا توجهی به ”اسلام عدالت” نکرده و از طرح آن سخت ناراحت می شدند.
چنان در شک و تردید و حیرت اسیر بودند که امام خود را مجبور به صلح با معاویه نمودند؛ فلذا امام آن سردار تنها و اسوه غربت در مزمت یاران خود چنین می فرمایند:

شگفت از مردمانی که پی در پی نه حیا دارند و نه دین؛ وای بر شما، سوگند به خدا اگر مرا بکشید معاویه به هیچ یک از وعده هایش که برای کشتن من داده است عمل نخواهد کرد؛ سوگند به خدا معاویه برایم بهتر از آنان است ؛ می پندارند که شیعیان من هستند ولی در پی قتل من بر آمدند و اموالم را به غارت بردند، سوگند بخدا اگر با معاویه بجنگم اینان مرا کتف بسته تسلیم او می کنند.
من کاری بهتر از جهاد با معاویه سراغ ندارم اگر یارانی می یافتم شبانه روز را در مبارزه با معاویه می گذرانیدم و کار را در دست او نمی گذاشتم.