سحاب اندیشه

سایت سحاب اندیشه

بابی دیگر به سمت ارتباط با قرآن

image_pdfimage_print

معمولا مباحث دینی در میان دینداران با سه رویکرد دنبال می شود:
با رویکرد افزایش معلومات و اطلاعات
با رویکرد حل تئوریهای مربوطه و یا جواب دادن به شبهه
رویکرد سوم فارغ از دو رویکرد قبلی صرفا جهت انفعال و بهره مندی شخصی
که هیچیک لزوما در تقابل هم نبوده و فاقد از هم و بی بهره از هم نیستند، ولی سخن در این مطلب در مورد رویکرد سوم است. که انسان در یک جلسه دینی بنشیند و یا به فایل صوتی گوش دهد و بجای افزایش فیشهای مطالعاتی و افزودن به ذخایراطلاعاتی جهت استفاده در مباحثه ها و مناظره ها، در پی این باشد که چه تغییری در وجودش ایجاد شد و آن فایل صوتی یا آن جلسه با او چه کرد؟ چه انقلابی در وجودش ایجاد شد؟ چه اتفاقی در ساحتهای چهارگانه اش افتاد؟ و سعی بر این است که این تغییر و تاثیر، در مورد قرآن بر انسان مورد توجه قرار گیرد تا باب دیگری که خداوند برای ارتباط انسان با خالق توسط کتاب آسمانی قرار داده برجسته شده و شاید قدمی در راه درآوردن قرآن از مهجوریت باشد.
اما پیش زمینه ها و سوالهایی که محرک ورود به این بحث شده است سوالاتی نظیر موارد زیر می باشد:
• چرا قرآن را ارتباط پذیر نمی بینم و با آن نمیتوانم ارتباط برقرار نمایم؟
• چرا قرآن تنهایی مرا مدارا نمی کند؟
• چرا قرآن اختلافها را برطرف نمی کند؟
• عصای موسی (ع) معجزه ای بود که ساحران را به سجده وادار کرد، چرا من در برابر معجزه پیامبر(ص) به سجده نمی افتم و اعجاز آنرا حس نمی کنم؟
• چرا درعصرما با وجود روشهای مختلف برای رویکرد به قرآن و بهره مندی از آن، تغییری حاصل نمی شود و بعداز جلسات مختلف و حتی گرفتن مدرک قرآنی، بدون بهره مندی از آنها فارغ شده و هنوز فربه نشده از آن سیر می شویم؟
و چندین سوال دیگر که تلاش این مطلب بر این است که راهکار خود قرآن را در این رابطه ارائه دهد، به عبارت دیگر این مطلب میخواهد بگوید که باید کاری در مورد قرآن کرد که اتفاقی در انسان بیفتد و تاثیر ی ماندگار ایجاد کند تا زمینه ای برای موضوعیت یافتن قرآن در زندگی فراهم گردد، و از بُعد دیگر یکی از موارد مهجوریت قرآن برطرف شده و راه ارتباط با خداوند متعال که متاسفانه تا حدودی مسدود گشته، گشوده گردد.
خداوند متعال در آیه ۲۰۴ سوره اعراف می فرماید:

«فَاِذا قُرِءَ الْقُران فَاسْتَمِعُوا لَهُ وَ اَنْصِتُوا لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُون»

«زمانیکه قرآن قرائت میشود پس گوش فرا دهید و سکوت کنید شاید مورد رحمت قرار بگیرید».

خداوند دو کار مستلزم هم در این آیه برای انسان امر می فرماید: انصات و استماع. “انصات“، یعنی سکوت آگاهانه و از روی رغبت، سکوت برای شنیدن و فهمیدن. نه سکوت حاصل از رنج و اعتراض، نه سکوت بی حرفی، بلکه سکوت جهت ایجاد ارتباط و انتظار برای انفعال و جلب رحمت الهی. چراکه سکوت شکلی از ارتباط است و سکوت های متفاوت، مفاهیم گوناگونی، دارد؛ و چه دستور بی نظیری برای برقراری ارتباط با وحی چرا که سکوت همراه با استماع نفوذ وحی را بر دلها ممکن می سازد و برای ایجاد این ارتباط باید در تقویت انصات و استماع کوشید.
“استماع” به معنای گوش فرا دادن با میل و اراده، با جان و دل گوش دادن که در بعضی جاها به معنای شنیدن برای اطاعت نیز آمده است؛ یعنی بشنوید و متعاقبا عمل کنید و این معنی در کلام حضرت علی (ع) خطاب به خوارج نمود دارد، ایشان در خطبه ۱۲۲ چنین میفرماید: « أَمْسِکُوا عَنِ الْکَلَامِ وَ أَنْصِتُوا لِقَوْلِی وَ أَقْبِلُوا بِأَفْئِدَتِکُمْ إِلَیّ‏…» «(ای خوارج) ساکت باشد وحرفهای مرا بشنوید و با قلبهایتان به من روی آرید…»، و با رجوع به آیه ۲۶ سوره فصلت نیز اهمیت استماع قرآن و اثرات آن روشن می شود،« وَ قالَ الَّذِینَ کَفَرُوا لا تَسْمَعُوا لِهذَا الْقُرْآنِ وَ الْغَوْا فِیهِ لَعَلَّکُمْ تَغْلِبُون» در این آیه جریانی به این مضمون بیان میشود که چون کفار بخوبی اثرات استماع قرآن را میدیدند هنگامی که رسولخدا (ص) آیات را بر مخاطبان می خواندند، با ایجاد سر و صدا و هلهله و تشویق دیگران به اینکار سعی میکردند تا مانع رسیدن کلام خداوند به گوش فطرت های بیدار شوند، پس با استفاده از این آیه می توان گفت که این دستور و امر الهی امر ارشادی می باشدکه جهت انفعال انسان و بهره مندی انسان از رحمت واسعه خداوند و در نتیجه رشد او به سبب قرآن برای انسان فرموده است.
اصوات نقش مهمی در ایجاد آرامش و رفع نگرانیها و اضطرابها دارند که از جهت علمی نیز در دهه اخیر با آزمایشهای مختلف اصوات بر روی مولکولهای آب توسط پروفسور ایموتو، ثابت شد، که یکی از این صداها صوت قرآن بود، بطوریکه درحین پخش آن مولکولهای آب در منظم ترین حالت خود نسبت به دیگر صداها قرار میگرفتند، و چون ۶۰ تا ۷۰٪ بدن انسان را آب تشکیل داده است، تاثیرگذاری آن بر انسان از جهت فیزیولوژیکی حتمی و قطعی است که این خود از اعجاز قرآن است و رحمت بالغه خداوند بر انسان.
پس منظور قرآن از شنیدن و سکوت، شنیدن و سکوتی نیست که فقط جلوی حرف زدن گرفته شود و دل، در پی هوای خود بگردد و انسان منتظر ختم قرائت شود و همین که به پایان رسید صحبتش را ادامه دهد! که اگر چنین باشد باطل است و ارزشی ندارد؛ بلکه توجه دادن انسان به خود است که درسراسر وجود آمادگی برای شنیدن قرآن ایجاد کند و به خویشتن خویش بگوید سخن خالقم به گوش میرسد گوش کن و آرام باش، بایدگوش جان را برای استماع آیه های شفا بخشش باز کرد و قلب را برای پذیرش آنها ساکت و آرام نمود. باید گفت ای قلب اجازه بده در بندبند وجودم کلام الهی رخنه کند، ای زبان مبادا وسط سخن خدا بچرخی و سکوتت را بشکنی وای جان مبادا آرامشت را برهم ریزی پس مرا در عمل به این دستور همراهی کنید…
لازم به ذکر است که وجوب این دستور هم در نماز است و هم در غیر آن « یجب الانصات للقران فی الصلاه وغیرها ؛ اذا قرئ عندک القران وجب علیک الانصات والاستماع» و در عمل به این دستور، مهم نیست چه کسی قاری قرآن باشد، خدا در این آیه دستور به تدبر نمی دهد، تفسیر نمی خواهد، فقط ای انسان گوش کن و ساکت باش تا رحمت خداوند از راه قرآنی که حدود ۵۵ اثر و کارکرد برایش ثبت شده بی بهره نشوی. شاید در این استماع فردی شفایی یابد، برای فردی تذکری حاصل شود و بیماری نسیانش برطرف گردد، شاید برای فردی بعد از استماع، رحمت خدا بدین گونه شامل شود که حالت استغفار و توبه به او دست دهد، شاید قلبش رقت یابد و اشک از چشمانش جاری گردد ودست از ظلم بکشد، شاید فرقانی جهت تمییز حق از باطل شود، شاید بشیر و نذیری بر وجودش حاکم گردد و شاید عظمت خدا برایش متجلی شود و سر به سجده گزارد، شاید غم تنهایی اش را برطرف سازد و چندین رحمتی که بیانش از فرصت این مطلب خارج است و اگر هیچیک هم اتفاق نیفتد شاید تلنگری برای او باشد که با خودش چه کرده و یا چه اشکالی در استماعش داشته که هیچ تغییر و انفعالی در خود حس نمی کند چرا که قطعا تمامی اسامی قرآن در موقعیتها و زمانهای مختلف قابل تحقق است، فقط کافیست دل سپرد و در برابرش سکوت درون داشت.
حاصل مباحث اینکه این آیه در راستای فرهنگ سازی برای تعلیم شفاهی قرآن و توجه به اصل استماع و انصات حین قرائت می باشد، از طرف دیگر چون قاعده متنبّه شدن و کلید انفعال تا حدودی بدست خود انسان است، لذا میتوان زمینه قرائت و تعلیم و بهره مندی از رحمت الهی را خود فراهم نمود تا هم جان با صدای فطرت عجین شود و روح با نوای آن آرام گردد و هم رحمت خدا از باب استماع و انصات حین قرائت قرآن شامل حال انسان گردد، رحمتی که همه عالم در ضمیر ناخودآگاهشان بدنبال آن هستند و بدان نیاز دارند،و این همان رحمت عام خداوند است که کسانی که علمی از قرآن ندارند نیزمی توانند باگوش دادن به قرائت قرآن در ثواب آن شریک شوند که در آخر چند روایت در ثواب استماع قرآن ذکر می گردد:
پیامبر خدا (ص) فرمودند:
« قارى قرآن و شنونده، پاداش یکسان دارند».
«هر کس به یک آیه از کتاب خداوند متعال گوش دهد ، برایش ثوابى دو چندان نوشته مى‏شود».
« سوگند به آن که جانم در دست اوست، شنیدن یک آیه از کتاب خدا، اجرش بیشتر از صدقه دادن به اندازه صُبَیر (از بزرگ‏ترین کوه‏هاى یمن)است».
«خداوند، از شنونده قرآن، بلاى دنیا را دور مى‏کند و از قارى قرآن، بلاى آخرت را».
«هرکس قرآن را بشنود، خداوند به ازاى هر حرفى، یک حسنه براى او مى‏نویسد و در زمره کسانى که قرآن مى‏خوانند و (از درجات و پلّه‏هاى بهشت ) بالا مى‏روند، محشور مى‏گردد».
و امام سجاد(ع) فرمودند:« هر کس حرفی از کتاب خدا را بشنود بدون اینکه خود قرائت کند، خداوند برایش حسنه‌ای مینویسد و یکی از گناهان او را محو می‌کند و مقام او را یک درجه بالا می‌برد».

أَللهُمَ نـَوِّر قـُلوُبَنــَا بالقـــُرآن وَ زَیّــِـن أَخلاقـَنا بـِالقُرآن وَ أَصلِـح اُمُورَنـــَا بالقـُــرآن وَأشفِ مَرَضَینـَا بـِالقـُـرآن وَاَدِّ دُیــونــَنـَــــــا بالقــُــرآن وَ فـَرِّج هُمُومَنـَا بـِالقــُرآن وَ اغـــفِر لِمُوتـَنـَــا بالقــُرآن وَ سَلِم مُسافِـرَینـَا بالقـُـرآن وَ احفَظ إمَامَ زَمَانِنَا بالقــُرآن وَ عَجِّل فَرَج إمَامَ بالقـُرآن
وَأحفَظ عُلَـــمَانَنــا بالقـــُرآن وَأکشـِف کُـرُوبَنــَا بالقــُرآن وَأحـفـَظ قَـآءِدَنـــَا بالقـــُرآن وَأنصـُر جُـیـُوشَنا بالقـــُرآن وَأرحـَم إِمـَامـَنــَا بالقـــُرآن وَأرحــَم شُهَـداءِنـَا بالقـــُرآن وَنَجِـّنـَا مـِنَ النـَّار بالقـــُرآن وَ أدخـِلنـَا فِی الجـَنـَّه بالقـــُرآن أَللهُمَ أجعَلِ القـُرآنَ لَنـَا فِـی الدُنیَا قَـَرِینـًا وَ فـِی ألقـَبرِمُـونِـسًـا وَ أنیسًـا وَ عَلَی الصـِّراط نـُورًا وَ دَلِیلـًا وَ فـِی ألجَنـَّهِ رَفِیقـًا وَ شَفِیقـًا