سحاب اندیشه

سایت سحاب اندیشه

بانگ آغاز مصیبت در خواب

image_pdfimage_print

حضرت زینب (ع) حدودا در سن پنج سالگی بود که حضرت پیامبر(ص)در بستر بیماری بودند. در صبح یکی از این روزهای غمبار و اندوهناک و سرنوشت سازحضرت زینب (ع) برای تعبیر خوابی که پریشان و بیقرارش ساخته بود به نزد بستر جدش رسول اکرم(ص) رفته و چنین بیان داشت: ای جد بزرگوار! خواب دیدم که در اثر وزش باد سیاه و تندی، هوا تاریک شد و من از وحشت آن در پشت درخت‏ بزرگی پناه گرفتم، که ناگهان آن درخت عظیم در اثر فشار باد از جای کنده شد . خود را به درخت دیگر رساندم که شاخه همان درخت ‏بود، اما تند باد سخت آن را نیز از جای برکنده و با خود برد . پس از آن به شاخه‏ای دیگر از آن درخت پناه بردم، آن هم شکست. آنگاه خود را به دو شاخه باقیمانده رساندم، اما آن‏ها نیز یکی بعد از دیگری در مقابل وزش توفان از من جدا شدند و من از شدت اضطراب از خواب بیدار گشتم.
با شنیدن حرفهای دردانه علی(ع)، پیامبر زارزار گریست وچشمان اشک آلودش را به چهره غمناک و معصوم زینب دوخت و فرمود: دخترم! اما آن درخت‏بزرگ من هستم که از میان شما می‏روم و شاخه اول آن مادرت فاطمه (س) است . شاخه دوم پدرت علی (ع) و دوتای دیگر برادرانت‏ حسن و حسین (علیهما السلام) هستند که با رفتن آن‏ها فتنه ها شکل گرفته و جهان تیره و تار می‏گردد.
تعبیر خواب زینب کبری(س) توسط پیامبر خدا نشانگر عظمت و مقام والای آن بانوی کریمه است. زندگی سراسر افتخار این بانو، ایشان را از دیگر بانوان جدا ساخته و تبلور صفات شجاعت و فصاحت و عقیله العرب بودن، ایشان را زبانزد خاص و عامش کرده است.

اسیر و در بند هدف و مقصد و مقصود زینب بودن ، رسیدن به آزادی مطلق است.