سحاب اندیشه

سایت سحاب اندیشه

برائت (۱)

image_pdfimage_print

یکی از موضوعات مهم و مسأله بسیار قابل توجه که از آموزه‌های اعتقادی و رفتاری دینی در دین اسلام که مذهب شیعه وبرخی فرقه‌های اسلامی را با دیگر مذاهب تفکیک داده، عنوان برائت می باشد.

برائت معانی مختلفی دارد اما در اصل به معنای دوری گزیدن، پرهیز کردن ونفرین کردن می باشد و آنچه بعنوان فروع دین مطرح می باشد اصطلاح “تبری” است بمعنای برائت گزیدن… در دیباچه بحث لازم به ذکر است که موضوع برائت در سه فصل :
معنا و مفهوم و ضرورت برائت
برائت شوندگان
مصادیق برائت
ارائه خواهد شد. معنا و مفهومی که در برائت است، تعاریف معارفی و روایی و قرآنی است که با توجه به این معانیش اهمیت پیدا می کند و اگر اساس دین حبّ و بغض معرفی شده است و تولی و تبری از فروع دین محسوب می شود، ریشه در معنای معارفی این عبارات دارد، اما متاسفانه به کارکرد تبری و برائت در این معانی توجه کمتری شده است، که می بایست دقت و عنایت بیشتری نمود.
گروهی بر این معتقدند که نیازی به برائت نیست چون برائت امر عدمی است و وجودی ندارد؛ بعبارت دیگر اگر محبّتی نباشد، برائت است و چون دین، دین محبت است، برائت جایگاهی ندارد؛ که مکتب پلورالیسم و تساهل و تسامح منفی و مکاتب و مرامهای مختلف برگرفته از این بینش است که اساسشان بر حذف برائت است تا جائیکه ائمه معصومین را در کنار دشمنان اهل بیت طرح می نمایند. بدین نحو که هم حضرت زهرا(س) را اثبات می کنند و هم عایشه را بعنوان امّ المومنین گرامی میدارند، یا جلسات قرآن معاویه را منشا اثر درآن مقطع تاریخ اسلام می دانند و یزید را حاکم قوی و جلوگیری کننده از فتنه معرفی میکنند، و در کنار این اعتقادات برای عاشورا برنامه ریزی دارند و گریه بر ابا عبدالله را هم مقدس میشمارند، و بدین ترتیب با رواج این بینشهاست که مسأله برائت در جامعه هم از بُعد دینی بتدریج کم رنگ میگردد.
اما برای فهم” برائت “ باید بسراغ خطبه غدیر و وجود گرامی حضرت امیرالمومنین علی(ع) رفت و از خود ایشان مدد گرفت، پیامبر فرمودند: بعد از من، فهم معارف دینی با علی(ع) است…

«…معاشر الناس انّی قدبیَّنتُ لک و افهمتُکُم و هذا علیٌّ یُفهِمُکُم بَعدی…»

پس قبول و رجوع به علی(ع) مساوی با فهم معارف دینی است و بدون ایشان فهم آن محال و غیر ممکن خواهد بود. اگر حضرت علی(ع) آمادگی لازم را در انسان ببیند فهم غیر اکتسابی برای انسان عنایت خواهد فرمود و اگر نباشد به حساب هادی بودنشان انسان را بسمت فهم اکتسابی و اخذ شخصی هدایت خواهد فرمود. و این برائت چنان اهمیت دارد که در گفتار ائمه(ع)، یکروز اعلان برائت، موجب نوشته نشدن گناهان در همانروز می باشد که با توجه به این فرمایش، برائت بعنوان ایجاد عصمت می تواند نتیجه گیری گردد. چون برائت کردن و گناه کردن و نوشته نشدن گناهان همخوانی نداشته و نامطلوب بنظر میرسد، اما اگر برائت اصلی اتفاق بیفتد دوری از گناه حاصل شده و عصمت نسبی برای برائت کننده ایجاد می گردد.
برای رسیدن به معنای تبری که عنصر عصمت هم ایجاد نماید، فهم معنای “تولی” راهگشاست. “تولّی” به معنای پذیرش سرپرستی و دوستی و در اولویت قرار دادن امام نسبت بخود یا قرابت به ایشان و قبولی ولایت صرف نیست، هرچند که تمامی این معانی را در خود دارد، تولی عبارت از محبّتی است که به اطاعت و قبول سرپرستی منجر گردد. زیرا ممکن است انسان به فردی حبّ داشته باشد اما پذیرش سرپرستی وی را نکند و یا برعکس پذیرش سرپرستی باشد اما محبتی در کار نباشد، لذا نکته مهم در این تعریف که معنی اصلی تبری را روشن می کند محبت همراه با اطاعت و قبول سرپرستی است.
حال با توجه به تعریف فوق بستر تبری چیست؟

که در جواب باید گفت بغض تنها بستر تبری می باشد بدین نحو که موجب عصیان و طغیان گردد و تبری شونده حیات تبری کننده را مرگ خود بپندارد. بعبارت روشنتر پرداخت بیشتر و بهتر بدانچه که مورد پسند دشمن نیست و نسبت به آن بیزاری دارد از سوی تبری کننده اتفاق بیفتد.
پس بستر تبری بغض می باشد، اما در اینکه بغض چیست، آیا حالت است؟ احساس و هیجان است؟ امر عدمی است یا وجودی؟ می توان چنین گفت که “بغض”، عبارت است از علنی کردن مخالفت در آنچه که مورد حبّ نباشد، یا ظاهرسازی و نمایش همراه قدرت و موقعیت اجتماعی که ریشه در فهم داشته باشد، بغض می باشد، لذا بغض حالت صرف نیست بلکه فعل و انفعال است در برابر آنچه که مورد محبت و پسند نیست. و همچنین بغض امرعدمی نیست و فقط با عدم محبت ایجاد نمی شود بلکه امر وجودی می باشد و با سرکشی و عصیان حاصل می گردد.که جریان ایمان آوردن ساحران به موسی و ایستادن در برابر فرعون نمونه قرآنی “بغض” می باشد. یا جریان برائت حضرت زهرا(س) که در واقع اوج تبری می باشد و بعد از ایشان حضرت علی(ع) که در دعای نماز شبشان نیز از خدا می خواستند:

tabarri23.jpg

« اللهم العن الجبت و الطاغوت»؛

و نمونه تبرّی در تاریخ انبیاء، تبری حضرت ابراهیم بود که در مورد ایشان خداوند متعال در قرآن می فرماید:

«… فلمّا تبیّن له انّه عدوّ للّه تبرّأ منه انّ ابراهیم لاوّاه حلیم» (توبه: ۱۱۴)؛«… اما هنگامی که برای او روشن شد که وی دشمن خداست، از او بیزاری جست. به یقین، ابراهیم مهربان و بردبار بود».

در ادامه یافتن جوهره بغض نیز در فهم برائت ضروری است، که موارد چندی در روایات وجود دارد:
۱- امام جعفرصادق(ع) میفرماید:«کسی که نفهمد و نشناسد آنچه که بر ما وارد شده است و از ظلمی که بر ما روا شده و حقی که از دست ما رفت پس او شریک با ظالمین است».
۲- در روایت دیگری از امام صادق(ع) آمده است: «دورباد! دروغ می گوید آنکه ادعای محبت ما را دارد و هرگز بیزاری نمیجوید از دشمنان ما».
از توجه به روایات فوق و معنای بغض و حبّ، فهم و شناخت ظلم و استمرار برائت، را بعنوان جوهره تبری می توان نام برد.
تبری در نوع خود مصادیق و انواع و مراتبی دارد، مرتبه اول آن ” لعن” می باشد که دعای منفی است بمعنای استدعای قطع رحمت خدا از کسی، اما نه قطع رحمانیت خدا چون دشمنان خدا نیز همراه با عموم، از رحمانیت خدا(رحمت عامه) در دنیا برخوردارند و میخورند و می آشامند و زندگی میکنند، اما قطع رحیمیت خدا که در لعن از خدادرخواست میشود، یعنی عدم رسیدن انسان به توفیق و خودآگاهی و یقظه و فرو رفتن درخذلان و غفلت؛ مرتبه دوم برائت “نفرین” بوده که بمعنای استدعای بلا از جانب خدا بر کسی است و بعبارت روشنتر انتقام گیری از دشمن می باشد.

نا گفته نماند که تبری در معارف و متون دینی سختتر و مهمتر از مسأله تولی مطرح شده است که از عوامل مهم ارجحیّت تبری بر تولی از سوی تحلیل گران دو موضوع: محاسبه گری و ایجاد اعتماد عنوان شده است، یعنی “بغض” محاسبه گر است و” حبّ  “، اعتماد آفرین می باشد؛ یعنی اگر انسان در حوزه بغض بیفتد محاسبه خواهد کرد و به وادی حبّ بیفتد اعتماد خواهد نمود، و با توجه به این روایات و مطالب است که اگر امام حسن عسگری (ع) روزی به فردی سلام داده و احوالش را می پرسد اما روزی که همان فرد لعن میکرد حضرت به او سلام نداده و مانع ذکرش نمی شود به دلیل اهمیت تبری نسبت به تولی می باشد.
در این عنوان در خصوص مفهوم و تعریف و ضرورت “برائت” مطالب مجملی بیان گردید که تحقیق در این حوزه مخصوصا در علت ارجحیت تیری بر تولی و کاربردی نمودن این مضوع مهم، بسیار ضروری است؛ انشاءالله برائت شوندگان و اثرات تبری در عنوان بعدی با عنایت به آیات و روایات علی الخصوص آیه ۶ سوره فتح وآیه ۳۷ سوره یوسف ارائه خواهد شد.

مطالعه بیشتر