سحاب اندیشه

سایت سحاب اندیشه

به یاد آریم سبزی زمین را به هنگام سپرده شدنش به آدمی…

image_pdfimage_print

آدم ابوالبشر از نخستین لحظه ی خلقت با طبیعت عجین بوده و هستی او بگونه ای است که جزء جدا نشدنی این طبیعت است. انسان در مقاطع مختلف گاهی در حصار طبیعت اسیر می شود و گاه از آن خوف دارد و گاه هم با غلبه بر آن در آغوشش می آرامد.
در تلقی دین درباره طبیعت و رابطه ی آن با انسان، آنچه اهمیت دارد اینکه می بایست این رابطه در حوزه اراده آگاهانه و اختیار انسان بوده واز آن حیث که تحت سلطه آدمی قرارمیگیرد، مورد توجه قراریابد. امروزه به حقیقت روشن گشته که انسان بنیاد همه چیز می باشد لذا باید به طبیعت نگرشی ابزاری داشته و از حیث استیلاء و بهره برداری از آن نظرنماید؛ نه اینکه خود را دستخوش تحولات طبیعت کرده و به آن تسلیم شود. علیرغم تأثیر طبیعت حتی بر فرهنگ و فیزیک انسان، انسان با غلبه بر آن ، دو نوع بهره برداری مهم از آن میتواند داشته باشد:
‏۱٫ بهره گیرى درحیات مادّى ‏«اللَّهُ الَّذی خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَخْرَجَ بِهِ مِنَ الثَّمَراتِ رِزْقاً لَکُمْ وَ سَخَّرَ لَکُمُ الْفُلْکَ لِتَجْرِیَ فِی الْبَحْرِ بِأَمْرِهِ وَ سَخَّرَ لَکُمُ الْأَنْهارَ» «خداوند آن کسى است که آسمانها و زمین را آفرید و از آسمان، آبى نازل کرد، و از آن میوه‏ها را براى روزى شما پدید آورد و کشتى را به خدمت شما گماشت تا به امر خدا در دریا به حرکت در آید، و جویها را به خدمت شما گماشت ».
‏۲٫ بهره گیرى در حیات معنوى: جهان طبیعت آیه ای از آیات حق و زبان گویای علم و قدرت و تدبیر الهی است. خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید: «إنَّ فی خَلْقِ السَّمواتِ والارض وَاخْتلافِ الَّیل والنَّهار لَآیاتٍ لِاولِی الألْباب » «به حق در آفرینش آسمان ها و زمین و رفت و آمد شب و روز، آیات و نشانه هائی است برای صاحبان خردها» بنابراین داشتن رابطه فکرى با جهان طبیعت آن هم تفکّرى متذکّرانه «… إنَّ فى ذلِکَ لاَیَهً لِقَوْم یَذَّکَّرُونَ» و تقویت اعتقاد توحیدی و توجه به معاد، بهره گیری معنوی انسان را دوچندان می کند. نعمتهاى مختلف و گوناگونى انسان را احاطه کرده که اگر فطرت او بیدار باشد و متذکر، شکر و حمد خدا نصیبش خواهد شد «وَلِتَبْتَغُوا مِنْ فَضْلِهِ وَلَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ» «از فضل خدا روزى طلب کنید؛ شاید که شکر حق را به جا آورید» و سپس به قیام در بهره گیری هایی در راستای رشد و تکامل و رهایی از اسارت طبیعت برخاسته و آنرا مسخر خود خواهد کرد.
متاسفانه امروزه در اثر استفاده ازعلوم جدید در طبیعت، اعتقادات مذهبی با وضع حیرت آوری از بین می رود و نسل انسانی با اخذ این علوم به جای این که در مراتب دینی و ایمانی پیشرفت کند، از روی غفلت، خوی جاهلیت را در پیش گرفته و از این طبیعت معصوم برای انحطاط و زدن شاهرگ حیاتی بشر که همانا معنویت است، استفاده می کند و اسارت دائمی خویش را رقم میزند. طبیعت، عبادتگاه خدای سبحان است و هر موجودى مترنّم به تسبیح خداى متعال مشغول است: «…وَإنْ مِنْ شَىء إلاّ یُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَلکِنْ لاتَفْقَهُونَ تَسْبِیحَهُمْ»«هیچ موجودى نیست جز این که به تسبیح و ستایش خدا مشغول است، ولى شما تسبیح آنها را نمى فهمید»، پس انسان نیز باید با شیوه اى عالمانه و مدبّرانه از این محیط و اسباب طبیعى در رشد معنوى خویش بهره کامل را ببرد .
‏ روز سیزده فروردین که روز طبیعت نامگذاری شده به رسم دیرینه و سنت ایرانی، مردم ایران زمین به آغوش طبیعت رفته و اینروز را در کنار طبیعت زنده و سرسبز سپری می نمایند که به هم زدن حریمها و حدودهای خدا، و بی اعتنایی و سبک شمردن واجبات ، محلّ گناه و لهو و لعب قرار دادن طبیعت است که حرکتى در جهت خلاف فلسفه وجودی طبیعت می باشد. که اگر خداوند متعال زمین را از گناهان ما آگاه ساخته بود، زمین، ما را تحمّل نمى کرد، چنانچه در دعاى بعد از زیارت حضرت رضا(ع)مى خوانیم«…سَیِّدى لَوْ عَلِمَتِ الاَْرضُ بِذُنُوبى لَسـاخَتْ بى أو الْجِبـالُ لَهَدَّتْنى أَو الْسَّمواتُ َلأخْتَطَفَتْنى أوِ الْبِحـارُ َلأَغْرَقَتْنى…»« …آقاى من! اگر زمین به گناهانم آگاه بود، مرا فرو مى برد، یا کوهها، سخت مرا در هم مى شکستند، یا آسمانها مرا مى ربودند، یا دریاها مرا غرق مى ساختند…».
در اینروز بهاری، نشستن پای درس طبیعت و تقلید ممدوح از آن انسان را متذکر نعمتهای خدا و شاکر آنها و عالم به حقیقت مالک بودن خدا می کند تا نگاه استقلالی به طبیعت نداشته و در طبیعت خدا و امانت الهی مرتکب خلاف و معصیت نگردد و فقط و فقط در راه سعادت و کمال با طبیعت همراه گردد.
این روز بر اهل تفکر و تعقل و پندآموزی مبارکباد