سحاب اندیشه

سایت سحاب اندیشه

تأثیر مهم کوبیده شدن افراد منافق در افکار عمومی

image_pdfimage_print

در یکی از آیات شریفه قرآن مجید آمده:
«وَ عَلَى الثَّلاثَهِ الَّذِینَ خُلِّفُوا» «و بر آن سه نفر که باز ماندند» ( یعنى از جنگ تبوک باز ماندند و همراه رسول خدا نرفتند)
«حَتَّى إِذا ضاقَتْ عَلَیْهِمُ الْأَرْضُ بِما رَحُبَتْ» « تا اینکه دنیا با همه فراخیش بر آنها تنگ گردید»( و این تعبیر براى بیان حال کسى است که به نهایت پشیمانى رسیده باشد تا بدان حد که گویا براى خود راهى نیابد)
«وَ ضاقَتْ عَلَیْهِمْ أَنْفُسُهُمْ» یعنى چنان کار بر آنها سخت شد که گویا جایگاهى براى پنهان کردن اندوهشان در جان و نفسشان نمى‏یافتند»( این تعبیر را براى مبالغه در غم و اندوه میکنند و برخى گفته‏اند: معناى تنگى جان تنگى سینه‏هاشان بود)
«وَ ظَنُّوا أَنْ لا مَلْجَأَ مِنَ اللَّهِ إِلَّا إِلَیْهِ» «و یقین کردند که جز خدا جایگاهى نیست که بتواند آنها را از خدا حفظ کند و بدان پناه برند»( و معناى این جمله آنست که دانستند پناهگاهى از خدا نیست جز خود او، و چیزى جز توبه نمى‏تواند آنان را از عذاب خدا رهایى بخشد)
«ثُمَّ تابَ عَلَیْهِمْ لِیَتُوبُوا» « سپس خداى تعالى توبه را بر ایشان آسان کرد تا توبه کنند».
«إِنَّ اللَّهَ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِیمُ» «که براستى خدا بسیار توبه پذیر و نسبت به بندگانش مهربان است».
در شان نزول این آیه آمده است که جنگی به نام «تبوک» برای مسلمانان پیش آمد. در آن جنگ به مسلمانان خیلی سخت گذشت و به فرموده قرآن در آیه ۱۱۷سوره توبه برای مسلمانان ساعت عسرت و هنگامه سختی بود، جابر بن عبداللّه می گوید:ما در این جنگ گرفتار سه نوع سختی شدیم، سختی زاد و توشه، کمبود آب، گرسنگی و تشنگی چهارپایان و پیاده ماندن مردم. رهبر اسلام به فرمان خداوند ازمردم برای شرکت در آن جهاد مقدّس دعوت کرد. منافقان در مدینه و اطراف آن مشغول تبلیغات سوء شدند و برای سست کردن اراده مسلمانان از شرکت در جنگ، به فعالیت پرداختند و گفتند: این چه بساطی است که هر ماه و هر هفته باید به جهاد رفت و مال و جان به هدر داد، این چه آیینی است که ما را از زندگی بازداشته و راحتی را از ما سلب کرده است.
تبلیغات آنان در عدّه ای از مردم اثر گذاشت و ایشان بدون عذر شرعی از شرکت در آن جهاد مقدّس خودداری کردند. رسول خدا صلی الله علیه و آله پس از بازگشت از جهاد، مورد استقبال مردمی که از شرکت در جهاد معذور بودند قرار گرفت. آن سه نفر هم که به بهانه جمع کردن میوه و انجام کارهای عقب افتاده، در واقع به خاطر سستی و تنبلی در جهاد شرکت نداشتند به استقبال آمدند. رسول خدا صلی الله علیه و آله دستور اکید دادند که احدی از مسلمانان حق معاشرت و رفت و آمد با آنان را ندارد؟! تمام مردم مدینه علیه آنان بسیج شدند. فروشندگان به آنان جنس نفروختند، معاشران از معاشرت با آنان پرهیز کردند، دوستان نسبت به آنان آهنگ جدایی زدند، زن و فرزند نیز از ایشان روی گرداندند. حتّی زنان آنان به مسجد آمدند و به رسول خدا صلی الله علیه و آله عرضه داشتند: چنانچه خداوند به ما اجازه معاشرت با آنان را نمی دهد، ما را طلاق بگویید.پیامبر صلی الله علیه و آله رضایت به جدایی ندادند، ولی فرمودند: ترک معاشرت را نسبت به آنان ادامه دهید.
آری این تاکتیک پیامبر اعظم و کوبیدن آن سه نفر در افکار عمومی، گوئی زمین با همه وسعتش بر آنان تنگ کرد و از این بی توجّهی جانشان به لب آمد. آنان گناهی بزرگ مرتکب شده بودند، گناه تخلّف از فرمان حق و خودداری از شرکت در جهاد . چون وضع را بدین صورت دیدند، از شهر و دیار دست کشیده و رهسپار بیابان شدند. چهل شبانه روز گریستند و در آن مدّت همسرانشان به دستور پیامبر صلی الله علیه و آله وسائل لازم را برای آنان می بردند. پس از آن همه گریه و زاری و عذر آوردن به پیشگاه حق، خبری از عفو و مغفرت نشنیدند. کعب دو رفیق خود را صدا زد و گفت: علّت عدم پذیرش توبه ما، دوستی ما با یکدیگر است حال که همه از ما بریده اند، بیایید ما هم از یکدیگر کناره گرفته و هریک به بدبختی و روسیاهی خود در پیشگاه حق بنالیم. بدین گونه عمل کردند. سرانجام خدای مهربان آیه ۱۱۸ سوره توبه را نازل نمود پیامبر عزیز صلی الله علیه و آله مردم را مأمور بازگرداندن آنان کرد و خود، در جلوی مسجد به انتظار آنان قرار گرفت. مردم با احترام ایشان را وارد مدینه کردند، چون چشم پیامبر صلی الله علیه و آله به کعب افتاد او را در آغوش محبّت گرفت و فرمود: ای کعب! در تمام مدّت عمرت ساعتی به ارزش و قیمتِ ساعت قبولی توبه ات وجود ندارد.