سحاب اندیشه

سایت سحاب اندیشه

تجدد بدون فکر

image_pdfimage_print

از دیگر آفتهای عصر تجدد و مدرنیته، مد شدن نگهداری حیوانات خانگی در منازل مسکونی میباشد. مقوله ای که هم از جهت شرعی مشکل دار است، هم از جهت بهداشتی و هم از جهت عقلی. متاسفانه امروزه با تقلید کورکوانه از ممالک غربی که نام پیشرفت و روشنفکری بر آنها بارگزاری شده و رفتارهای آفت زا را توجیه می کند، در جاهایی دیده می شود که سگ بعنوان عضوی از اعضاء خانواده در منزل و خانه ای که محل آرامش و آسایش انسان است، رفت و آمد و بعبارت دیگر زیست می نماید.

مشکل دار بودن و نادرست بودن اینکار چنانچه گفته شد از سه منظر قابل بررسی است. در متون فقهی و احکام اسلامی حکم سگ به منزله نجس است یعنی این حیوان ذاتا نجس بوده و با شستشوی ظاهر آن، حتی عریان و بدون پشم و مویش هم تطهیر نمی شود؛ باید توجه داشت که چیزهایی که بر آنها نجس اطلاق می شود دلیل بر اهانت و یا عبس و بیهوده بودن و بی ارزش بودن خلقت آنها نیست، مانند: نجاست خون، چنانچه انسان با وجود اشرف مخلوقات بودن اگر خونی که نجس است درونش جریان نداشته باشد حیات ندارد، پس نجس بودن خون از ارزش آن نمی کاهد، نجس بودن سگ هم دقیقا همینگونه است؛ سگ خصایص مهمی دارد از جمله وفاداری و نگهبانی، که از ویژگیهای خاص آن است، اما از جهت فقهی نجس است و باید ازهرگونه تماس با آن خودداری کرد. احکامی که برای سگ مترتب است ضرورت اجتناب از این حیوان را روشن می کند مَثََل شاهد اینکه: ظرفی را که سگ در آن غذا خورده را باید یکبار با خاک شسته و دو بار باید آب کشید و از آب باقیمانده در ظرفی را که سگ از آن خورده، نمی شود استفاده کرد و وضو گرفت در حالیکه در مورد سایر حیوانات چنین نیست هرچند که از جهت بهداشتی اجتناب می شود، اما نجس نیستند. هر حکمی فلسفه خود را دارد و باید بدانگونه که بیان شده عمل نمود، مثال دیگر:چنانچه اگر ده بار زیر دوش حمام بدن شسته شود، غسل واجب در صورت بر گردن داشتن از انسان ساقط نمی شود در حالیکه در هر دو زیر دوش رفته و بدن شستشو داده می شود، همانگونه اگر ده بار سگی در استخر شستشو داده شود چون ذاتش نجس است، نه تنها پاک نمی شود بلکه آنجا را هم نجس می کند.
پس چگونه باید قبول کرد که حیوانی با این شرایط در محل و مکان حیات و رشد و نمو انسان آن هم بدون اختصاص دادن جایگاهی زندگی کند و این یک تقلید کورکورانه و بی فکراست؛ چون اینگونه افراد فقط نگهداشتن سگ را تقلید می کنند نه طرز نگهداری از آنرا، چراکه غربیها معمولا جای خاصی برای نگهداری از سگ در نظر می گیرند حتی برای دفع فضولاتش هم محل خاصی اختصاص میدهند(هرچند که در هر دو صورت جایز نیست). از جهت عقلی هم می توان این کا را نادرست دانست چون عقل انسان عدالت را می پسندد و عدالت به یک معنا یعنی عدم ظلم و هرچیزی جای خود قرار گرفتن، لذا چون جای حیوان در محیط و فضای باز است اگر به داخل خانه مجلل و حتی قصر هم آورده و نگهداری شود چون حیوان در جای خود نگهداشته نشده، ظلم به آن حیوان محسوب می شود و کاری غیر معقول می باشد، و با فرض اینکه خوب به آن رسیدگی شود و ماهانه به کلینیک حیوانات هم برده شود و بهترین گوشت به او خورانده شود ظلم و غیر عقلانی است.
لذا هر حرمتی که در دین و هر ممانعت از کار یا خوردن و نوشیدنی که در دین وارد شده فارغ از فلسفه مخصوص خود، بیشترش ریشه عقلانی و بهداشتی و سلامتی داشته و در واقع جلوگیری از متضرر شدن و آسیب رسیدن به انسان است. چنانچه توصیه شده در محیط زیست غذایی برای حیوانات موجود اختصاص داده شود و طبق روایت گوشت بر استخوانی باقی گذاشته شود تا حیوانی مثل سگ از آن استفاده کنند، در جای دیگر هم از آوردن این حیوان به منزل و تماس با آن بشدت نهی شده است.
آخر کلام اینکه سگ نشانه تجدد نیست و نگهداری از سگ با ژست حیوان دوستی و محافظت از حیوانات، احکام مربوط به آن را تغییر نمی دهد، لذا افرادی که این عمل ناپسند را انجام می دهند و در مکانهای عمومی سگ به اصطلاح خانگیشان را بغل گرفته و با افتخار گردش می کنند، باید ابتدا تکلیف خود را با خود روشن کنند که آیا مسلمانند یا نه، اگر مسلمانند باید به قوانین اسلام و باید و نبایدها عمل نمایند؛ و اگر نیستند نامسلمانی خود را اعلام کنند تا باعث گمراهی و انحراف عده ای دیگر نباشند و تجددگری بدون فکر و با مصادیق نادرست و مخالف با شرع، خودِ تجدد را در نظر افراد، امری ضد دینی و مخالف و مقابل سنت جلوه ندهند.