سحاب اندیشه

سایت سحاب اندیشه

تحویل سال با تحویل حال

image_pdfimage_print

هرچقدر تحویل سال نزدیک که می شود تب و تاب مردم بیشتر و شور و حال آنها متفاوت تر میگردد، ذهنیت عجیبی رواج یافته که همه بر این باور شده اند که تمامی کارها می بایست تا سال نو نشده به اتمام برسد؛ گویا دیگر زمانی باقی نیست و فرصتی نمانده است، این بینش هرچند به حرکتها شتاب بخشیده و در انجام کارها جدیت و اهتمام می آفریند، اما آخرش چه؟ و برای چه باید اینگونه روزهای آخر سال را به پایان برد؟ مگر نه اینکه زمان ادامه خواهد یافت؟ این فکر (به اتمام رسیدن فرصت) اگر در تمامی سال در ذهن انسان باشد بسیار بسیار مطلوب است، اما چرا فقط آخرسال و آخرین روزها این حرکتها دیده می شود، جای تامل دارد؟ به نظر میرسد اینگونه بینش انسان را به یک چرخه معیوبی می اندازد که هر سال یکبار به این حال میرسد و بی هیچ نتیجه ای سال را به مانند سالهای قبل نو می کند و دوباره به کارهای قبل روی می آورد و شاید بتوان گفت تحرکها و تلاشهای آخر سالی هم نوعی تکرار آداب و رسومی است که از نسلهای پیش مانده است. اما اگر در کنار این تکاپوی ظاهری و تکراری که اثرات مثبتی هم دارد به این موضوع اندیشه شود که کدام تغییرات، کدام تحولات ظاهری و باطنی در نقشهای موجود انسان منشأ خیر بوده و میتواند سال خجسته و میمونی به ارمغان بیاورد، کاملا نیک و حَسَن بوده و هدف از نوروز را در انسان محقق میکند، توجه به کلمه “نوروز” زمینه ساز مهمی برای ایجاد این تغییرات در همه اوقات و لحظات است. “نوروز” یعنی “روز نو” نه “سال نو”، پس نوگرایی و نوشدن و ایجاد تغییر و به پایان بردن کارهای ناتمام، امری است که هر روز باید اتفاق بیفتد چراکه بعد از پایان روز، روزی دیگر درحال نو شدن است.


پس اگر این چنین نگرشی بر “نوروز “باشد، آیا سال به سال برای تغییرات و تحولات خیلی دیر و طولانی نیست؟ اگر قبول داریم بشتابیم و قدر زمان را بدانیم که فرصت ها همیشگی نیست، که اگر هوشیار نباشیم “حسرت” و “پشیمانی” در آینده، کام انسان را تلخ خواهد نمود.

یا مقلّب القلوب والابصار، یا مدبّر اللیل و النهار، یا محوّل الحول و الاحوال
حوّل حالنا الی احسن الحال