سحاب اندیشه

سایت سحاب اندیشه

ترسیم سیمای غدیر تحقق یافته( مقاله ارائه شده در همایش تخصصی غدیر)

image_pdfimage_print

چکیده مقاله :
در این مجال برآنیم تا ارتباط غدیر با ظهور و دولت کریمه حضرت حجت (ع) را به بحث و بررسی بنشینیم و لبّ مطالب مطروحه را در مطلع عرایضم تقدیم میدارم.
• اسلام شناسی و دینمداری در عصر غیبت حضرت با استواری بر سه رکن رکین بعثت، غدیر و ظهور حاصل می‌شود.
• ظهور انتهای تفصیلی صراط مستقیم غدیر است.
• ظهور تجلی کامل تعالی بشر است.
• اسلام بدون غدیر بی‌محتواست و غدیر بدون ظهور تجلیگاه جهانی نخواهد داشت.
• برای جبران غدیر از دست رفته توسط سقیفه باید دست بیعت با وارث غدیر برای عصر ظهور داد.
• در عصر ظهور معلوم خواهد شد که مردم چقدر به غدیر نیاز داشتند و چه چیزی را پشت پا انداختند.
• غیر نشان داد که انسان‌ها وقتی آزاد باشند باز هم خوب را که غدیر است برنمی‌گزینند و بد را که سقیفه است انتخاب می‌کنند.
• غدیر مأیوس کردن دشمنان از نابودی دین خدا بود.
• غدیر بشارت کمال دین و تمام نعمت و رضایت خدا و اهانت به شیطان و ناامیدی ستمگران بود.
• امام غدیر آن پیشوای هدایتگری است که رسالت جهانی ختم نبوت را بر عهده دارد.
• انسان راهرو کمال است با برنامه مدون غدیر.
• غدیر استمرار حلقه پیوند انسان با آفریدگار اوست.
• غدیر بهترین شیوه بهره‌برداری از جهان هستی را در اختیار انسان قرار می‌دهد.
• مردم چاره‌ای جز بازگشت به سوی غدیر ندارند که معنای آن حرکت به سوی ظهور است.
• غدیر نماد حق است که در عصر ظهور خود را نشان خواهد داد.
• خط غدیر در پی عدالت فراگیر و همه جانبه در جهان است.
• مردم به خاطر قطع ارتباط با امام غدیر به انواع گناهان آلوده شدند و گناهان را با فقر و سختی تاوان دادند.
• با ظهور صاحب غدیر رفاه همگانی مردم جهان را فرا می‌گیرد.
• غدیر آغاز ظهور است و ظهور پایان غدیر.
مقدمه :
عصر ظهور افق بیکرانه‏اى است که بشر از تصور آن عاجز است، و نزولِ رحمت است آن گونه که انسانیت تاکنون تجربه نکرده است، و کمالِ تعالى و رشد است در گونه‏اى که هنوز عقل بشریت به آنجا نرسیده است. پس هر چه بگوییم دورنمایى از یک بهشت نادیده است که فقط شنیده‏ایم و ایمان آورده‏ایم، و هر تصورى در ذهن بپروریم چشم اندازى از سرسبز آرزوهاست که تا محقق نشود لذت آن قابل احساس نخواهد بود
این ناشناخته ظهور، آن قدر شیرین است که حتى یادِ آن کاممان را حلاوت مى‏بخشد، امّا همچون جنینى در رحم مادر هستیم که تا در کنار حجّت پروردگار زندگى نکنیم حقیقت آن را در نخواهیم یافت؛ به خصوص آنکه سقیفه چنان زهر تلخى به همه چشانده و پرده‏هاى تیره و تار ظلم را بر سراسر جهان آویخته، که دیدن آن روز موعود از فراسوى روز حضورش بر چشمان غبار گرفته ما بسیار سخت است.

در مجموعه حاضر میکوشیم تا تصویرهاى زیباى روزگارِ ظهور را به نام غدیر ترسیم کنیم، و کام هاى تلخ شده از نکبتِ سقیفه را با زنده کردن یاد روزهاى پر خاطره ظهور که در پیش داریم معطر سازیم ، و براى لحظاتى لذت ظهور و حضور را بچشیم هنیئا” لکم ایّها المنتظرون الحجه.

آنچه از رنگ رنگِ روزهاى قشنگ غدیر در ظهور بر صفحات این مرقومه نقش بسته ، برگرفته از کلام خداوند و بشارت‏هاى معصومین‏علیهم السلام است که از آن روزهاى شیرین خبر داده‏اند. با الهام از کلام پیامبرصلى الله علیه وآله و امامان‏علیهم السلام، مى‏توان نتایجى به دست آورد که لطافت و خنکاى آن روزگار شیرین‏تر از عسل را به ما نشان دهد، و این همان تصورى صحیح از روزگار غدیرىِ ظهور میباشد.
به عنوان استقبال از این دورنماى زیباى عصر ظهور که غدیر در آن تجلّى کرده مطالب را بتفصیل در اختیار عزیزان قرار میدهیم .
متن مقاله :
ارتباط غدیر با ظهور را در بخشهای زیر دنبال مى‏نماییم:

 

الف . غدیر، از آغاز خلقت تا ظهور و تا قیامت‏
ب . سقیفه، مانع غدیر تا ایام ظهور
ج . ظهور با پیام غدیر
د . آثار غدیر در ایام ظهور

غدیر از آغاز خلقت تا ظهور و تا قیامت‏
عالَم با غدیر آغاز شده و با غدیر ادامه دارد و با غدیر پایان مى‏یابد، که همان محبت و ولایت محمد و آل محمدعلیهم السلام است، و بر همین اساس مهمترین رسالت پیامبران ابلاغ پیام غدیر بوده است.

ما معتقدیم غدیر استمرار حلقه پیوند انسان با آفریدگار است که از روز اول بدان نیاز داشته و تا قیامت این روند ادامه دارد. غدیر پاسخ به منجى گرایى بشریت و پاسخ به درخواست «اِهدِنَا الصِّراطَ المُستَقیمَ»(۱) انسان است. در واقع انسان رهروِ راه کمال است با برنامه مدوّنِ الهى، که در غدیر تکمیل شد و پیشواى هدایتگر آن در غدیر معرفى گردید.

پس جا دارد بگوییم: غدیر بهترین شیوه بهره بردارى از جهان هستى را در اختیار بشر قرار مى‏دهد. غدیر شاقول الهى افکار است که در طول تاریخ تنها میزان سنجش از طرف پروردگار بوده است.
بنابراین مى‏توان نتیجه گرفت که توحید از آغاز خلقت با آموزشِ فرستاده و نماینده خدا پایه گذارى شد، و ملائکه و انبیاء هم توحید را از چهارده معصوم‏علیه السلام آموختند، و اوج این عظمت در غدیر اعلام شد. و چه زیباست که بگوییم: «کمال دین و نعمت و رضایت الهى که انسان از آغاز خلقت در انتظارش بود، با غدیر اعلام شد».

خداوند منّان سه تعبیر درباره بعثت و غدیر و ظهور در قرآن آورده که این روند را به خوبى ترسیم مى‏نماید: بعثت را منت خود بر خلق شمرده و فرموده: «لَقَد مَنَّ اللَّهُ عَلَى المؤمنینَ اِذ بَعَثَ فیهِم رَسولاً»(۲)؛ و غدیر را کمال دین خود اعلام کرده و فرموده: «الیَومَ اَکمَلتُ لَکُم دینَکُم»(۳)؛ و ظهور را تابشِ نور الهى به حساب آورده و فرموده: «وَ اَشرَقَتِ الاَرضُ بِنورِ ربِّها».(۴)

این مسیر از آغاز خلقت تا بعثت و از بعثت تا غدیر، مسیر خود را طى کرد تا به دوران بعد از پیامبرصلى الله علیه وآله رسید. در واقع غدیر وصیتنامه اجرائى پیامبرصلى الله علیه وآله بود که باید بعد از آن حضرت عملى مى‏شد؛ و اوجب واجبات در روزگار فقدان نبى امامت بود که معناى دقیق جانشینى و خلافت به حساب مى‏آمد. یعنى در غدیر مُبیِّن دین همانند مؤسِّس آن معرفى شد که مقام عصمت است. اکنون که پیامبرصلى الله علیه وآله از دنیا رفته باید این روند تا قُلّه خود پیش رود و اوج گیرد و هیچ مانعى – حتى اگر سقیفه باشد – نخواهد توانست مانع این پایه گذارىِ خلقت شود.

اگر در زمانى موقت، فتنه‏هاى سقیفه مغزها و افکار بشر را از راه راست بهشت منحرف کرد و امتحان الهى تحقق یافت؛ امّا اراده پروردگار بر اجراى امر خود درباره غدیر، پشتوانه‏اى است که در زمان ظهور خود را نشان خواهد داد آنجا که فرموده: «کَتَبَ اللَّهُ َلاَغلِبَنَّ اَنَا وَ رُسُلى».(۵)

اکنون باید گفت: ظهور انتهاى تفصیلى صراط مستقیمِ غدیر و تجلّى کاملِ تعالىِ بشر است. اسلام بدون غدیر و غدیر بدون ظهور متجلى نمى‏شود. آن کمالِ اعلام شده در دین و آن نعمتِ به اوج رسیده در ولایت و آن مُهرِ رضایت ربّ در غدیر، جز با ظهور عملى نخواهد شد.

امام غدیر در روز ظهور آن پیشواى هدایتگرى است که رسالت جهانىِ ختم نبوت را بر عهده دارد. آن برنامه مدون الهى در غدیر به دست او در روزگار ظهور متجلى مى‏گردد. اوج پیوندِ انسان با آفریدگار در عصر ظهور خود را نشان خواهد داد که «مَتى‏ تَرانا و نَراکَ وَ اَنتَ تَأُمُّ المَلَأ»(۶)، و اوست که واسطه بودن بین خدا و خلق را به همه نشان مى‏دهد.

آن روز بهترین بهره بردارى از جهان هستى به دست امامى آگاه از جزئیات جهانِ خلقت محقق مى‏شود. آن روز اوجب واجبات که امامت است معناى عملى خود را نشان مى‏دهد. آن روز مردم مى‏فهمند که دیر زمانى است پاسخ به درخواست «اِهدِنَا الصِّراطَ المُستَقیمَ»(۷) را دریافت کرده بودند، ولى بدان توجه نداشتند.

آن روز وصیتنامه غدیرىِ پیامبرصلى الله علیه وآله حقاً مورد عمل قرار مى‏گیرد. آن روز تراز سنجش افکار، بى‏پرده درست را از نادرست تعیین خواهد کرد. آن روز توحید و خداشناسى توسط امامِ غدیر در گسترده‏ترین بازار علم بر عقول جهانیان عرضه خواهد شد؛ و آن روز است که باید با خط طلا بر سینه آسمان نوشت: «تجلى واقعى غدیر تنها در عصر ظهور است »!

سقیفه مانع غدیر تا ایام ظهور
برنامه الهى غدیر که به همه بشریت تقدیم شد و هدیه پروردگار به بندگانش بود، ضربه هولناکى را از سوى سقیفه تجربه کرد، که بدبختى بلکه نگون بختىِ واقعى را براى انسان‏ها به ارمغان آورد. با جمله «حَسبُنا کِتابُ اللَّهِ»(۸) که به معناى کنار گذاشتن امامِ تعیین شده از سوى خداوند بود، طعم شیرینِ غدیر در رسیدن به آرزوهاى بشر در کامشان تلخ شد.

سقیفه درهاى رحمتِ گشوده در غدیر را بست و درهاى جهنم را براى مسلمین و کل بشر باز کرد. با حاکمیت جابرانه سقیفه، از یک سو امامانِ معصوم‏علیهم السلام نتوانستند غدیرِ از دست رفته را به کام زندگى مردم باز گردانند؛ و از سوى دیگر با کنار گذاشتن غدیر در سقیفه بشر به سوى تفرقه پیش رفت. در یک کلمه باید گفت: غدیر فصل تازه‏اى از دین بعد از رسالت بود که در پرده ظلمت سقیفه پنهان شد، و با غصب حقِ غدیر به دست سقیفه مردم به جاهلیت باز گشتند!

از همین جاست که جنایات سقیفه و ظلمى که بر مردم روا داشته، امید آنان را به ظهور چند برابر کرده است، و از همین جاست که آغاز ظهور با نابود کردن ضد غدیر و طرفدارانش خواهد بود. ظهور مأیوس کردن دشمنان از نابودىِ دین است، همان گونه که غدیر دشمنان را مأیوس کرد.

واقعیت آن است که مردم چاره‏اى جز بازگشت به سوى غدیر ندارند، و ظهور براى همین هدف است. مردم به خاطر قطع ارتباط با امام غدیر، به انواع گناهان آلوده شدند و گناهان را با فقر و سختى‏ها تاوان دادند، که باعث همه اینها سقیفه بود. براى جبران غدیر از دست رفته به دستِ سقیفه، باید دستِ بیعت با وارثِ غدیر داد و خود را براى عصر ظهور آماده کرد.

با حذف سقیفه، راه براى آرزوهاى بشریت و نزول رحمتِ الهى و حضور امامان معصوم‏علیهم السلام و ریشه‏کن شدن تفرقه باز مى‏شود. در ظهور ریشه ظلم و ظالم کنده مى‏شود، و بدون شک ظالم‏تر از غاصبین ولایت وجود ندارد. آن روز غدیر از پشت پرده سقیفه بیرون مى‏آید و مردم از جاهلیت نجات مى‏یابند.

بنابراین جا دارد با صداى بلند اعلام کنیم: حقّ غدیر که به دست سقیفه نابود شد، جز با ظهور امام غدیر اعاده نمى‏گردد، و آتش سقیفه بر سر غدیر جز با آب عدالت مهدوى خاموش نمى‏شودبا این تعاریف و توصیفات دنباله روان غدیر و منتظران ظهور دوچندان باید بر خود آیند و با توجه به امام غدیر ، هر صبحدمان با اعاده بیعت با وارث غدیر ، توسل به دامن تنها وارث غصه دار غدیر زهرای اطهر علیها سلام ، انس با امام غریب و وحید و طرید خویش در جامعه لا قبای امروزی اجازه حتی آنی تنهایی امیر مومنان زمان را ندهند و آماده برای برپایی غدیر و تشکیل دولت کریمه حضرت شوند.

ظهور با پیام غدیر
امام زمان‏علیه السلام با پیام غدیر بپا مى‏خیزد و با پیام غدیر حرکت مى‏نماید و با پیام غدیر به پایان مى‏رساند. دو آیه تبلیغ و اکمال در این آیه به ظهور مى‏رسد که « لَیَستَخلِفَنَّهُم فِى الاَرض ».(۹) این مفهوم بر همه روشن مى‏شود که بعثت علتِ مُحدثه اسلام، و غدیر علت مُبقیه اسلام، و ظهور مُجدِّد و احیاکننده اسلام است. از همین جا معلوم مى‏گردد که دستور ابلاغ غدیر تا قیامت، به معناى بقاء و ادامه راه انبیا تا روز ظهور و بعد از آن تا قیامت است.

در عصر ظهور معلوم خواهد شد که مردم چقدر نیاز به غدیر داشتند و چه چیزى را پشت پا انداختند. هم تکلیف غدیر با انسان‏ها و هم تکلیف انسان‏ها با غدیر، در آن روز روشن خواهد شد؛ و امام زمان‏علیه السلام مردم را متوجه فراموشى و از دست دادن غدیر مى‏نماید.

همه اینها از آنجاست که در غدیر وعده ظهور داده شده، و وعده‏هاى روز ظهور هم اعلام شده که تحقق آن حتمى خواهد بود. سیماى موعود در بیست فراز از خطبه غدیر ترسیم شده که در عصر ظهور تحقق خواهد یافت. در غدیر دو حکومت با یک محور طراحى شد: علوى و مهدوى؛ که مردم قدر اوّلى را ندانستند، اما دومى را با زمینه هایى که غدیر براى پى‏ریزى حکومت واحد جهانى بر اساس عدالت به دست حضرت مهدى‏علیه السلام آماده کرده درک خواهند کرد.

و چه به جاست که بگوییم: غدیر از زمان وقوع تا ظهور به صورت گفتمان بوده، و در زمان ظهور گذشته از گفتمان به صورت اجرایى و عملى تحقق مى‏یابد.

آثار غدیر در ایام ظهور

روزگار ظهور میعادگاه منتظران غدیر است، که قرن‏ها به دست سقیفه در خاک سیاه نشسته‏اند و چشم به دوردست‏هاى ظهور دوخته‏اند. حتى آنان که رفته‏اند زنده مى‏شوند و باز مى‏گردند تا از شهد شیرین غدیر با حضور صاحب آن لذت ببرند و این حق آنهاست. آنچه این انتظار را به اشتیاق رسانده، آن است که هیچ کس جز دورنمایى از عصر ظهورِ غدیر نشنیده است؛ و شنیدن کى بود مانند دیدن و زیستن در سایه سارِ امام غدیر!

و اما اینکه در عصر ظهور چگونه غدیر تجلى خواهد کرد؟ باید به یاد آوریم که غدیر همان برنامه مدوّن الهى براى سعادت همه بشر بود، که رکن آن اطاعت و پیروى از امام معصوم‏علیه السلام قرار داده شد. بنابراین سعادت بشر را با نگاهى عام و نگاهى خاص مى‏توان نگریست.
در نگاه عام، همه جهاتى که براى نجات و سعادت همه ملت‏ها از همه رنگ و نژاد و زبان و در هر زمان و مکانى لازم است، در غدیر نهفته و در عصر ظهور تجلّى تمام عیار مى یابد. در تبیین این سعادتمندى، دلنوشته ها و ناگفته هاى بسیارى را مى‏توان بر زبان آورد:

۱ . اگر بگوییم حیات مادى و معنوى بشر تأمین خواهد شد، گزاف نگفته‏ایم.
۲ . اگر بگوییم بشر در تعالى و رشد به اوج مى‏رسد و نهایت قابلیت‏هاى خود را نشان مى‏دهد، درست گفته‏ایم.

۳ . اگر بگوییم بشر صراط مستقیم را پیدا مى‏کند و از آن به سوى اهداف الهى حرکت مى‏کند و از هر انحرافى مصون خواهد بود، به جا گفته‏ایم.

۴ . اگر تعبیر کنیم که اسلام که اساس همه ادیان الهى است، در کامل‏ترین صورت خود متجلى خواهد شد، بیراهه نرفته‏ایم.

۵ . اگر ادعا کنیم که شر و ظلم و فتنه در همه گونه‏هاى آن رنگ مى‏بازد، و قبل از بهشتِ آخرت در این دنیا بهشت برقرار مى‏شود، و همه موجودات با امنیّت تمام عیار زندگى مى‏کنند، عین حقیقت را بر زبان آورده‏ایم.

۶ . اگر بگوییم: عصر ظهور روزگارى است که خداوند از بندگانش راضى مى‏شود و این رضایت نهایت مطلوب از بشر است، ادعاى درستى است.

۷ . اگر ادعا کنیم امام غدیر در عصر ظهور بهترین شیوه بهره بردارى از جهان هستى را به همه نشان خواهد داد، درست گفته‏ایم.

۸ . اگر بگوییم: با زعامت امام معصوم‏علیه السلام نورانیت زمین را فرا مى‏گیرد، و جهان نور باران مى‏شود و همه موجودات به این نورانیّت افتخار خواهند کرد، سخن درستى است.
و اما در نگاه خاص به سعادتمندى بشر در عصر ظهور، در جستجوى دو مسئله خواهیم بود: یکى ابعاد گسترده سعادت بشر، و دیگرى کارهاى خاصى که براى سعادت بشر تحقق مى یابد.

اما ابعاد گسترده سعادتمندى بشر که آمیخته‏اى از ابعاد فکرى و جسمانى و ابعاد دنیایى و آخرتى انسان است، در جهات بسیارى قابل شمارش است که مواردى از آنها را بر مى‏شماریم:

عدالت‏
برقرارى عدالت از همه زاویه‏هاى مؤثر در حیات مادى و معنوى بشر، یکى از ثمرات تجلى غدیر در عصر ظهور است. شکى نیست که باید مسئله ریشه‏کن کردن ظلم را مقدمه‏اى براى تثبیت عدالت در نظر گرفت، و بلکه اولین گام در این راه است.

در یک نگاه، تحقق جهان شمولى عدلِ غدیر در عصر ظهور خواهد بود، که طعم آن را همه انسان‏ها و حتى حیوانات و گیاهان، بلکه همه موجودات خواهند چشید.

از سوى دیگر، نظم عمومى جهان و طبعاً وحدت معقول اقشار مختلف مردم در ابعاد مختلف، بر محور اوامر الهى و بر اساس دستورات ولى اللَّه الاعظم و برادرى و محبتِ حاکم بین مردم است، که همه اینها نتیجه عدالت واقعى خواهد بود.

تجلى‏ارزش‏هاى اخلاقى و انسانى و عمل به انصاف و مروت، ابعاد دیگرى است که در سایه عدل، خود را نشان خواهد داد. با عدالت علوى در عصر مهدوى ترس مردم از یکدیگر رخت بر مى‏بندد و فقط ترس از خدا مى‏ماند.

عقل‏
رشد عقل‏ها و بالا رفتن سطح فکرها و درک و فهم بالاى مردم از مسائل مختلف، یکى دیگر از اثرات تجلى غدیر در عصر ظهور خواهد بود؛ به گونه‏اى که عقول قابلیت درک غدیر را پیدا کنند و لیاقت درک غدیر را در خود بیابند، تا بتوانند لذت حضور در پیشگاه امام غدیر را احساس نمایند.

علم‏
نجات از جاهلیت در انواع آن و هدایت به راه درست در سایه علم صحیح و رسیدن به صراط مستقیم با یقین و اطمینان قلبى، همه از ره‏آوردهاى عصر ظهور و تجلّى تمام‏نماى غدیر در آن است.

در همین زمینه مسئله رشد علوم و دست یافتن سریع به سخن حق در هر موضوعى، و قرار گرفتن پایه‏هاى فکرى صحیح در هر زمینه‏اى، راه میان‏برى است که سعادتمندى بشر را با سرعت یک بر هزار به نتیجه مى‏رساند.

دین‏
«اِنَّ الدّینَ عِندَ اللَّهِ الاِسلامُ»(۱۰)، «وَ مَن یَبتَغِ غَیرَ الاِسلامِ دیناً فَلَن یُقبَلَ مِنهُ وَ هُوَ فِى الآخِرَهِ مِنَ الخاسِرینَ»(۱۱)

شاید بتوان ادعا کرد سرآمد همه آرزوها و پیشگویى‏هایى که در عصر ظهور تحقق مى‏یابد و حقیقت غدیر نیز همان است، چیزى جز حاکمیت دینِ الهى به دست امام الهى نباشد. از روز آغاز حضور انسان در زمین، حسرت این آرزوى زیبا بر دل‏ها مانده تا عصر مهدوى که وعده پروردگار تحقق یابد و همه زمین یکپارچه غدیر شود.

زدودن شبهات از یک سو و بر طرف کردن پیرایه‏ها از دین الهى از سوى دیگر، اولین گام‏هایى است که دین خالص را به همه نشان خواهد داد، و این جز به دست مقام عصمت نمى‏تواند تحقق پذیرد. چنین اقدامى آنگاه عملى خواهد شد که دشمنان دین همگى ذلیل شوند و قدرت سخن و خودنمایى نداشته باشند، و بساط نفاق برچیده شود و اهل حق غالب باشند، و مردم خضوع در برابر فرامین الهى و نماینده خداوند را پذیرفته باشند و نیاز مردم به دین الهى برایشان روشن باشد.

آن روز است که با حاکمیت دین در جاى جاى زندگى مردم و در اجتماعى که بر آنان حاکم است و در آن زندگى مى‏کنند، توحید و یکتاپرستى در معناى صحیح آن و حقایق ایمان در ابعاد گسترده‏اش و معارف دین در فصول مختلفش مطرح خواهد شد. آن روز است که با حضور دینِ بر مبناى غدیر زمینه گناهان برچیده مى‏شود و نفوذ شیطان قطع مى‏گردد، و معناى وسیع دین براى همه معلوم مى‏شود و انسان‏ها لذت دیندارى را مى‏چشند.
لذا غدیر شاهراه اتصالی بین بعثت و ظهور است وبعثت خود را با حضور امام غدیر به ظهور رسانده و معالم دینی با وجودش احیا و اسلام بمعنای واقع عیان خواهد گردید.البته در این میان رابطه تنگاتنگی بین عاشورا و غدیر و ظهور موجود میباشد عاشورایی که بعنوان ظهور تحقق نیافته تلقی میشود ولی ضامن بقای غدیر و متضمن ظهور حضرت حجت و عامل مبقیه رسالت نبوی میباشد و مجالی دیگر میطلبد تا تمام ابعادش مورد بررسی قرار گیرد.
از جمله شاخصه های اساسی در غدیر که در خطبه پیامبر در دو موضع بدان اشاره رفته بحث غدیر و کرامت انسانی است طبق فرمایش نبوی در روز غدیر « وَ لَوْ شِئْتُ أَنْ أُسَمِّیَ القائلین بِأَسْمَائِهِمْ لَسَمَّیْتُ وَ أَنْ أُومِیَ إِلَیْهِمْ بِأَعْیَانِهِمْ لَأَوْمَأْتُ وَ أَنْ أَدُلَّ عَلَیْهِمْ لَدَلَلْتُ وَ لَکِنِّی وَ اللَّهِ فِی أُمُورِهِمْ قَدْ تَکَرَّمْتُ » (۱۲)
و اکنون اگر بخواهم می توانم نام هر یک از آنها را ببرم و با انگشت به تک تک آنها اشاره کنم و مشخصات آنها را به وضوح بیان کنم تا همه آنها را بشناسند؛ اما به خدا سوگند که من در مورد آنها با نهایت بزرگواری رفتار کرده و از افشای نام و مشخصات آنها صرف نظر می کنم؛
مَعاشِرَالنّاسِ (آمِنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَالنَّورِ الَّذى أُنْزِلَ مَعَهُ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَطْمِسَ وُجُوهاً فَنَرُدَّها عَلى أَدْبارِها أَوْ نَلْعَنَهُمْ کَما لَعَنَّا أَصْحابَ السَّبْتِ). باِللَّهِ ما عَنى بِهذِهِ الْآیَهِ إِلاَّ قَوْماً مِنْ أَصْحابى أَعْرِفُهُمْ بِأَسْمائِهِمْ وَأَنْسابِهِمْ، وَقَدْ أُمِرْتُ بِالصَّفْحِ عَنْهُمْ فَلْیَعْمَلْ کُلُّ امْرِئٍ عَلى‏ مایَجِدُ لِعَلِىٍّ فى قَلْبِهِ مِنَ الْحُبِّ وَالْبُغْضِ(۱۳)
هان مردمان! ( ایمان آورید به خدا و رسول او و نورى که “تغابن / ۸″ همراهش فرود آمده پیش از آن‏که چهره‏ها را تباه و واژگونه کنیم ، یا چونان اصحاب روز شنبه (یهودیانى که بر خدا نیرنگ آوردند) رانده شوید” . (نساء / ۴۷″(۱۴)
به خدا سوگند که مقصود خدا از این آیه ، گروهى از صحابه‏اند که آنان را با نام و نَسَب مى‏شناسم ؛ لیکن به پرده‏پوشى کارشان مأمورم . آنک هر کس پایه‏ى کار خویش را مهر یا خشم على در دل قرار دهد و بداند که ارزش عمل او ، وابسته به آن است .
لذا در عین اینکه رسول خدا مامور به ابلاغ پیام مهمی با عنوان غدیر است اما فلسفه رسالتش را عملیاتی کردن جمله “انّی بعثتُ لاتمم مکارم الاخلاق” میداند لذا درمتن خطبه اول و انتهای آن با عبارات “قد تکرّمت” و “قد امرت بالصفح” اشاراتی کرده که کرامت انسانی و ارزش گذاری به شرافت انسانها و زیر سوال نبردن حریت بشریت و اختیار انسانها فلسفه رسالت من است در حالیکه براحتی حضرت در آن مجلس میتوانست مخالفان و افرادی که بقصد کودتا در آن جمع حضور داشتند را معرفی کند اما این اجازه را بخود ندادند پس در غدیر ولایت فدوی کرامت انسانی شد نتیجه این حریت و اختیار باید ما را به انتخاب بهترین منجی یعنی امام غدیر برساند تا مردم با فدا شدن علی (ع )در غدیر بر تشکیل دولت کریمه حضرت حجت (ع )بعد از هزار سال با اختیار خویش پای فشارند و اشتباه خودرا در سقیفه تحت بیعت با اصحاب سقیفه و یا سکوت در برابر آن و خانه نشینی علی(ع) تکرار نکنند.
ما و کل بشریت در برابر شبهات گوناگونی برای غدیر و برای ولایت در طول هزار سال تراشیده اند باید با تمام جان به حقایقی که ذکر میگردد برسیم و با تمام جان مقر به آنها باشیم و وجدان نماییم اینکه…….
این که جانشین پیامبر و امام بعد از او باید به تعیین الهی باشد؛
این که زمین و زمان هیچ گاه خالی از امامت و حجت الهی نبوده و نخواهد شد؛
این که امام و راهنمای الهی باید از علم و عصمت برخوردار باشد؛
این که انسان ها در صورتی به فلاح و رستگاری نایل شده و به هدف خلقت خویش می رسد که
الف – راهنمای راه را بشناسد (معرفت) ؛
ب – به اوایمان آورده و معتقد گردد( ایمان و اعتقاد) ؛
ج – از او اطاعت کرده و به او مهر ورزد (تبعیت و دوستی) ؛
د – همیشه با او باشد و حتی لحظه ای نیز رشته اتصال و اطاعت خدا را از او نگسلد (بیعت، معیت و طی راه)
از مجموعه این مفاهیم و حقایق ما به طور خلاصه به «ولایت» تعبیر می کنیم و می گوییم رستگاری انسان ها تنها در مکتب ولایت تامین می شود و در روایات تاکید گردیده است که
ولایت روح و حقیقت دین است و اسلام منهای ولایت چون کالبدی بی جان است ؛
ولایت ضامن سعادت انسان در دو عالم است؛
هویت انسان و شخصیت راستین او تنها در گرو پیوند با مکتب ولایت رقم می خورد؛
حیات واقعی و سیادت و اقتدار امت اسلامی و مجد و عظمت آنان فقط در مکتب ولایت شکوفا و تضمین می گردد؛
اعمال و عبادات انسان تنها با اعتقاد به ولایت مورد پذیرش درگاه حق قرار می گیرد
آنچه گذشت خلاصه و عصاره آیات و روایات بسیاری است که به دلیل کمی مجال از ذکر آنها صرف نظر می کنیم وتنها به ذکر یک روایت جالب در این زمینه می پردازیم
حضرت امام باقر (ع) فرمودند:
انّما کلّف النّاسُ ثلاثه: معرفهُ الائمه، و التسلیم لهم فیما ورد علیهم، و الرّد الیهم فیما اختلفوا فیه. (۱۵)
مردم تنها به سه چیز تکلیف شده اند: شناخت امامان، تسلیم در برابر آنان و رجوع به ایشان هنگام اختلافات
این روایت در واقع در مقام تبیین اصول تکالیف و رسالت های اساسی انسان است که با زبان خاص روایی و ادبیات فرهنگ شیعه بیانگر حقایقی است که ذکر نمودیم. در حقیقت تمام تکالیف و وظایف دیگر به این سه تکلیف اساسی باز می گردد
تکلیف دوم (تسلیم)، در حقیقت تحقق عملی شناخت و جریان آن در متن زندگی آدمی است. تسلیم چنانچه از عمق و اصالت برخوردار گردد، ایمان، اعتقاد، بیعت، معیت و حرکت در مسیر تکامل را با خود به ارمغان می آورد
بر این اساس، تکلیف اول (شناخت و معرفت)، انسان را از حیرت، انحراف، پوچی و بی هویتی نجات می بخشد.او را به صراط مستقیم الهی وارد می سازد و در استمرار راه توحید و نبوت به پیش می برد. راهش را از مسیر طاغوت جدا می سازد و به او هویت دینی و انسانی می بخشد
به بیان دیگر، تکلیف نخست انسان را به حقیقت متصل کرده و در راه خدا وارد می کند و تکلیف دوم او را در این مسیر به پیش برده و به مقصد نزدیک می گرداند
تکلیف سوم نیز همین حقایق را در بعد اجتماعی و سیاسی تحقق می بخشد و از آفات، ابهام ها، موانع، بن بست ها، توطئه ها، انحراف ها، اختلاف ها، زمینه نفوذ و تسلط دشمن و هر آنچه مانع اقتدار، سیادت و پیشرفت جامعه و امت اسلامی است، جلوگیری می کند
در مجموع، این سه تکلیف حکایتگر و ترسیم کننده همان خطوط اصلی و جایگاه راستین انسان درنظام تشریع الهی برای رسیدن به سعادت دنیا و آخرت است .
نتیجه:
غدیر در نظام آفرینش یک »ضرورت» شناخته می شود. بدین ترتیب بعد از ختم نبوت، غدیر، باید باشد تا تحقق هدف آفرینش همچنان تا آخر استمرار یابد و خلقت انسان و جهان از معنا و محتوای حکیمانه الهی تهی نشود و ابتر نگردد.
بنابراین غدیر استمرار حلقه اتصال انسان به خداست و در یک نگاه تمثیلی همچون دست الهی است که برای گرفتن دست انسان ها و هدایت و سعادت آنها از آسمان به سوی زمین دراز شده است .در این میان نقش انسان ها را نیز نباید از یاد برد. بی توجهی وعدم ایفای این نقش، موجب عدم تحقق هدایت و رستگاری انسان خواهد گشت. اگر انسان هدایت و ولایت الهی را نپذیرد و دست خود را به دست خدا که به سویش دراز شده ندهد، قطعاً به سعادت نخواهد رسید. این سنت تغییرناپذیر خداوند متعال در جهان و لازمه اختیار و انتخاب آدمی است .
بر این مبناست که آحاد جامعه اسلامی باید با غدیر و امام رهبر الهی بیعت کنند و ملتزم شوند که:
– همواره به دنبال او حرکت و از او تبعیت می کنند؛
– هیچ گاه از او و مکتب ولایت جدا نمی شوند و بیعت و عهد خویش را نمی شکنند؛
– برای تحقق آرمان ها و اهداف این مکتب حاضر به فداکاری هستند.
متقابلاً مکتب ولایت و امام و رهبر الهی نیز به عهد خود وفا کرده و مردمان را به سعادت دنیا و آخرت رهنمون می گردد. آیه شریفه «و أوفوا بعهدی أوف بعهدکم»(۱۶) به عهد من وفا کنید، من هم به عهد شما وفا می کنم چنانکه در روایات آمده به همین حقیقت اشاره دارد و عهد را عهد ولایت معرفی می نماید.
پس از نتایج بحثمان لزوم بازگشت مردم به سوی غدیر میباشد که حضرت حق در طراحی آفرینش و نقشه سعادت انسان ها هیچ کم وکاستی روا نداشته واز هیچ نعمت و عنایتی فروگذار نفرمود. او مکتب غدیر را به بشریت عرضه داشت و سلسله امامت را از هنگام رحلت حضرت پیامبر (ص) تا قیامت طرحریزی نمود. امّا مردم از آن اعراض کردند. آنان عهد و بیعت خویش را شکستند و از مکتب ولایت منقطع شدند و البته تنها و تنها خود زیانکار گردیدند و هرگز بر دامان کبریایی حضرت حق و اولیای او گردی ننشست .
خط سقیفه و ادامه آن تا امروز که در لباس استکبار و حاکمیت دشمنان اسلام اشکار گشته، چیزی جز به معنای تباهی انسان و انحراف بشریت از صراط مستقیم و هویت راستین آدمی در طول روزگار نبوده است. چنانکه متقابلاً غدیر نیز جز ضمانت رستگاری و فلاح بشریت در طول تاریخ نبوده است .
در این نگاه، بشریت و به خصوص مسلمانان برای نیل به خوشبختی و سعادت خویش چاره ای جز رجوع به غدیر و ولایت ندارند. این امر از اصول ثابت و تغییرناپذیر طراحی الهی و نظام سنن ربوبی است .
البته نقشه و طراحی ربوبی تام و کامل است؛ یعنی برای عاقبت و پایان آن نیز مرحله ای زیبا و شیرین تعبیه شده است. در نقشه الهی، غدیر ابتر نمی ماند و حرکت انسان و جهان به کامل ترین و والاترین مرحله؛ یعنی «ظهور» می رسد. در عین حال اینجا نیز تحقق ظهور به خواستن و آمادگی مردم بستگی دارد؛ زیرا همواره فیض حق در ظرف آماده جریان می یابد و هدر نمی رود.
بنابراین اگر انسان ها و خصوصاً مسلمانان از دنیای پر از ظلم و ستم و تباهی امروز که نتیجه دوری از مکتب غدیر و نقض عهد با صاحب ولایت است، خسته و آزرده شده اند چاره ای جز حرکت به سوی ظهور و امام خود ندارند. آنان باید به غدیر بازگردند و در راه وفا به عهد خویش قدم گذارند. لااقل شیعیان و رهروان مکتب ولایت باید بدین امر عنایت ورزند و جایگاهی بسیار جدّی و واقعی برای آن در زندگی فردی و جمعی خود قائل شوند. چنانچه این امر واقع نشود تحقق وعده الهی نیز همچنان انجام نخواهد پذیرفت حقیقت مزبور در فرمایش خود امام عصر (عج) صریحاً بیان گشته است .
و لو أنّ أشیاعنا وَفقهم اللّه لطاعته علی اجتماع من القلوب فی الوفاء بالعهد علیهم لما تأخّر عنهم الیمن بلقائنا و لتعجلت لهم السعاده بمشاهدتنا، علی حق المعرفه منهم بنا… (۱۷)
و اگر شیعیان ما – که خداوند به طاعت خویش موفقشان فرماید در وفا به پیمانی که با ما دارند یکپارچه و همدل می شدند، هرگز از میمنت ملاقات ما محروم نشده و ظهور ما به تاخیر نمی افتاد و البته سعادت حضور در محضر ما با معرفتی حقیقی هر چه زودتر نصیبشان می گشت .
آری ظهور، آخرین و شیرین ترین مرحله طراحی آفرینش است .
ظهور پایان همه ناکامی ها و تلخی های حیات انسانی است .
تنها در زمان ظهور است که حقیقت غدیر برای بشریت جلوه گر خواهد شد و انسان ها در خواهند یافت که چقدر بدان محتاج بوده اند .
آنها در آن زمان در می یابند که طعم شیرین حیات راستین انسانی در کوثر غدیر نهفته بوده و لذت غدیر نیز در زمزم زلال و گوارای ظهور تجلی کرده است .
تنها در آن زمان وجدان می کنند که انسان یعنی چه! و معنای جهان چیست؟
ساکنان باغ سبز و پر طراوت ظهور تازه در خواهند یافت که شجره طیبه آفرینش به بار نشسته است، گر چه باغبان مهربان از همان آغاز و در بیابان های گرم و سوزان سرزمین غدیر بشریت را از کویر گرم و مهلک گمراهی و تباهی به سوی این باغ حیاتبخش دعوت کرده بود.
………………………………………………………………………………………………………………………………..
۱-سوره حمد آیه۵
۲-سوره آل عمران۱۶۴
۳-سوره مائده ۳
۴-سوره زمر ۶۹
۵- سوره مجادله ۲۱
۶- دعای ندبه
۷- سوره فاتحه ۵
۸- کلام عمر بن خطاب
۹-سوره نور۵۵
۱۰-سوره آل عمران۱۹
۱۱-سوره آل عمران۸۵
۱۲-متن خطبه غدیر
۱۳-خطبه غدیر
۱۴-سوره نساء۴۷
۱۵- اصول کافی، ج ۱، ص ۲۳۵
۱۶- سوره بقره آیه۴۰
۱۷- بحارالانوار، ج ۵۳، ص ۱۷۶
منابع:
۱- قرآن
۲- کتاب تجلی غدیر در عصر ظهور
۳- مرکز غدیرستان کوثر نبی(ص)
۴- خطبه غدیر