سحاب اندیشه

سایت سحاب اندیشه

ترسیم مدلی تکمیل یافته برای دین

image_pdfimage_print

وقتی آدم در اثر اغوای شیطان در زمین جای گرفت، آدمیان از نسل او در زمین پراکنده گشتند، و طبیعت با اغواگری زیرکانه بر انسان چیره شد و او از یاد برد عهدی را که در عالم الست با پروردگارش بسته بود.
این انسان گمان کرد که از خالقش بریده، لذا خود را برتر از دیگر مخلوقات یافت و حس برتری جویی او را تحریک به تسلط و قدرت بر دیگران واداشت؛ و خواست همه چیز را به بند کشد. اما در گیر ودار تمدنی که به خیالش به منتهای آن رسیده بود، حسی غریب داشت و خلائی ونیازی در وجودش احساس میکرد. به مرور دریافت که اینهمه قدرت و مکنت اقناع کننده او نیست و روحش تکیه گاه فراتری را می طلبد، چرا که تا آنروز هر رشته ای را که برای آرمیدن جسم و جانش گزینش نموده بود ناقص بود و بُعدی از ابعادش را سامان می بخشید. اما خداوند که از روز نخست بر ناتوانی بشر آگاه بود، این رشته گم شده را محفوظ نگه داشته بود، لذا از روی فضل خویش راهنمایانی بسوی این بشر زبون فرستاد تا پیمان فطری را از او باز ستانده و نعمتهای از یاد رفته را به او یادآوری کند.
آری خداوند مهربان توسط پیامبرانش فرهنگی اصیل را بسوی انسان فرستاد و به او این امکان را داد تا در سایه پناهندگی به این راهنما وتبعیت از اصول، خود را بسوی مسیر هدایت رسانده و مقام اصلی خود را که همانا خلیفه اللهی است باز یابد؛ که در این جریان هم فریبندگی تهوع آور قدرت، عده ای را مست خود نمود و آنان همچنان بر سرشت حیوانی خویش استوار ماندند، و برای حفظ موقعیت های خود، به هر حیله ای سعی در هم آهنگ و هم ردیف نمودن عده ای را که راه انبیاء را برمی گزیدند داشت. که این حقیقیتی است که در طول تاریخ و در طول نبوت انبیاء وجود داشت و انبیاء الهی سعی در هدایت آنان و از بین بردن ریشه های خودپرستی داشتند. اما صدافسوس که این انسان مغرور و هلوع، نخواست که در پیشگاه بندگان برگزیده خدا زانو زند و به ندای روح بخششان پاسخ دهد. او فقط کوشید تا به قانونی روی آورد که بر وفق مرادش باشد. هرچند به تجربه دریافته بود که باید برتری جوئی خود را محدود کند و در پی قانونی باشد که ناجی او از این گرداب خودپرستی باشد.
روزگار بدین منوال سپری شد و هردوگروه در وسعت تاریخ قدم برداشتند و در هر برهه ای هم خداوند این دو گروه را بدون پیشوا رها نکرد و به مقتضای نیازهای زمانشان راهنمایانی را بسوی آنها گسیل می داشت. تا جائیکه اراده فرمود قانونی که تمامی آنچه را برای رسیدن به خلیفه اللهی نیاز است در اختیار بشر گزارد، و به این ترتیب به اراده خدا، طرحی بی سابقه و مدلی تکمیل یافته ترسیم فرمود که بشر تا انقراض عالم بتواند با آن به جاودانگی باریاید.
اما این حقیقت را نباید نادیده گرفت که هسته این قانون، لایتغیر و پوسته آن با حفظ هسته قابل تغییر است. و پوسته و هسته این دین بوسیله آخرین فرستاده خدا تبیین گشت و نیازهای ثابت و متغیر هم با آن مرتفع شد.
و حضرت پیامبراکرم(ص) با تعیین جانشینان خود به فرمان خداوند زنده بودن و جوابگو بودن این دین را تا پایان جهان به امر الهی ضمانت نمود.
سرّ جاودانه و تکمیل بودن این دین هم این بود که توانست مشکل حادّ قانون انسان در سیر زمان را به سادگی حل کند، بدین نحو که از یکطرف مبانی خود را بر طبیعت انسان استوار نهاد و از سوی دیگر در هر زمانی انسانی متکامل با نام “امام معصوم” را الگو و پیشوایشان قرار داد تا از راه مستقیم منحرف نشوند و در طرح این مدل به تمام عوامل رشد انسان(احکام و فروع و اصول) و در رأس آنها به امام چنان اهمیت داد که حذف یا انحراف از آنرا مساوی اختلال و بازگشت به مسیر حیوانیت و جاهلیت و کفر خواند«لو لا نحن ما عُبِدَ اللّه» «اگر ما(امامان(ع))نبودیم خدا پرستش نمی شد».
و درتاریخ اسلام این روز بزرگ یعنی روز اکمال دین و اتمام نعمت و معرفی رهبران این دین تا آخر الزمان، روز”غدیر” نام گرفت.
«این عید بزرگ مومنین و عید بزرگترین مؤمن بر اهل دین و ولایت مبارک»