سحاب اندیشه

سایت سحاب اندیشه

تشدید در “روزمرّ‌گی” مساوی “روزمرگی”

image_pdfimage_print

بیشتر افرادی که نمی‌توانند از زندگی لذت و بهره برده و معنا را در زندگی خود حسّ کنند، جزء کسانی هستند که مبتلا به عارضه “روزمرّگی” به عبارت دیگر”روز مرگی” عادت به انجام کارهای تکراری شده‌اند.
این عارضه شاید در روزهای نخستش زیاد خود را نشان ندهد، اما در طولانی مدت بروز وظهور کرده و فرد را با بحرانی چون بی رغبتی و بی انگیزگی و خستگی و دلزدگی از زندگی روبرو خواهد ساخت. پدیده روزمرّگی در عین اینکه می‌توان گفت یک انتخاب نیست، یک نوع گرفتاری خود ساخته‌ای است که فرد ناآگاهانه بر اثر غفلت، بصورت تدریجی در فضای رخوت انگیز آن فرو رفته، که این جریان بصورت نهانی و بی سر و صدا، زندگی را از جهت کیفی بسوی تنزّل می‌کشاند.
این نوشته قصد بیان تخصصی این معضل را ندارد. اما به جهت اپیدمی شدن تدریجی و دور از هیاهویش، قصد در متذکر شدن و « علاج واقعه قبل از وقوع» دارد.
با دقت در مبتلایان به این پدیده ی شوم، چند خصوصیت را می‌توان به این عارضه بیان کرد که زمینه ساز روی آوری افراد سالم به این مشکل نیز می‌توانند باشند:
۱- داشتن قید و بندهای زائد از ترس و شرم از اطرافیان که فرد را از ترک عادت و انجام برخی امور باز می‌دارد.
۲- عدم انگیزه ی تجربه کردن از راه‌های مختلف جهت رسیدن به موفقیت، که چون گنجشک زندانی شده در اتاق، خود را دهها بار به پنجره ی بسته می‌کوبد امّا رها نمی‌گردد.
۳- همرنگ شدن با جماعت با شعار« خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو». در نقض این ضرب‌المثلِ به غلط مصطلح، بیان این دعا از حضرت زهرا (س) خالی از لطف نیست که می‌فرمایند: « اللّهُمَّ اجْعَلْ غَفْلَهَ النّاسِ لَنا ذِکْراً » «خدایا غفلت مردم را برایم ذکر قرار بده»، یعنی برای مثال اگر جماعتی یا جمعی مشغول به کاری هستند و نماز اول وقت مورد غفلت قرار گرفته شده نباید همرنگ آنها شد و به آنها پیوست.
۴- بی توجهی به پروسه پیشرفت دیگران و ناراحتی از آن و حتی حسادت به آن.
۵- عدم توانایی در گفتن «نه» به دیگران.
۶- بی رغبتی به انجام کار جدید
۷- نا امیدی در شکستها.
۸- حس نکردن گذر زمان.
مدیریت زمان و بهاء دادن به وقت و امکانات موجود، امری است که در آموزه‌های دینی به آن تاکید فراوانی شده است. حضرت علی(ع) می‌فرماید: « هرکس امروزش با دیروزش برابر باشد مغبون است و هرکس فردایش بدتر از امروز باشد ملعون است.»
به نظر می‌رسد راه حل و عایق مناسب در برابر این پدیده، «برنامه ریزی» برای ساعات شبانه روزی می‌باشد. چراکه غصّه و ناراحتی حاصل از بی برنامگی و روزمرّگی، مجال موفقیت را از انسان می‌گیرد و رخوت و سستی دامن گیر او می‌شود.
هرکس به تناسب و موقعیت خود می‌تواند این «برنامه ریزی» را عملی نموده و قدم در علاج یا پیشگیری گذارد که توجه به چند نکته نیز در برنامه ریزی ضروری است:
۱- صرف نظر کردن از کارهای غیر ضروری روزانه
۲- توجه به دزدان وقت (تماشای تلویزیون افراطی، تماسهای تلفنی غیرضروری، خریدهای غیر ضروری،خوردن و خوابیدنهای غیر ضروری)
۳- امروز و فردا نکردن در کارها
۴- مرور هر روز کارها و ثبت عوامل موفقیتها و شکستها
۵- اختصاص دادن وقت مناسب برای میهمانیهای دعوت شده( مثال و توجه: شرکت داشتن از اول تا آخر یک مهمانی چقدر می‌تواند ضرورت داشته باشد؟)
۶- در نظر گرفتن وقتهای مرده( انتظار در صف اتوبوس و طی مسیر با غیر وسیله شخصی، فواصل ایجاد شده دربین کارها و . . .)
مطمئناً کار دشواری نیست،
لذّت ترک روزمرّگی از بین برنده ی سختی ترک آن است.