سحاب اندیشه

سایت سحاب اندیشه

تعادل در فرهنگ رضوی(۲)

image_pdfimage_print

خنده و شادی و سُرور در صحنه های زندگی هر فرد، غم ها و شادی هایی مشاهده می شود که هر کدام در جای خود از ملزومات زندگی انسان است، که هر ازگاهی با هر یک از آنها درگیر شده و سرو کار پیدا می کند، اما انسان بصورت ذاتی متمایل به شاد بودن است که با صراحت میتوان چنین گفت که ازنیازهای مهم و اساسی انسان، خنده و شادی و سرور می باشد و این حق انسان است که در جامعه شاد باشد و از زندگی خود لذت مشروع ببرد. پس شادی را یک امر ضروری میتوان پنداشت که مستقیماً بر روح وروان و حتی جسم انسان تاثیر می گزارد. ارسطو می گوید: شادی، بهترین چیزهاست و آن قدر اهمیت دارد که سایر چیزها برای کسب آن هستند. هیچ مسلک و هیچ آئینی مخالف شادی و نشاط نیست؛ و قطعاً اسلام هم که دینی فطری و تأمین کننده صلاح دنیا و آخرت انسان است، مخالف شادی نبوده، بلکه حامی و پشتیبان آن نیز می باشد. درفرهنگ رضوی برای شادی و سرور جایگاه خاصی در نظرگرفته شده است که نشانگر تعادل دراین فرهنگ غنی می باشد. امام رضا(ع) میفرماید:

«کوشش کنید اوقات روز شما چهار ساعت باشد: ساعتی برای عبادت و مناجات با خدا، ساعتی برای تأمین معاش، ساعتی برای معاشرت با برادران مورد اعتماد و کسانی که شما را به عیب هایتان آگاه سازند و در باطن به شما خلوص دارند، و ساعتی را هم به تفریحات و لذایذ اختصاص دهید و با این بخش از زندگی، قادر خواهید بود آن سه بخش دیگر را به خوبی انجام دهید».

یکی از مصادیق شادی، مزاح و شوخ طبعی است که اغلب اتفاقات ناگوار زندگی را می توان با این روحیه به اموری خوشایند و قابل تحمل تبدیل کرد. پیامبر گرامی اسلام شوخ طبعی را از ویژگی های افراد مومن دانسته اند.خود پیامبر با دوستان خود، به قصد آنکه شادمانشان کنند شوخی می کردند تا با اینکار خستگی ها و فشارهای زندگی را برای آنها کمتر نمایند. اما متاسفانه بعضی تصور می کنند نمی توان دین و شادی را باهم جمع نمود و ناگزیر باید یکی را انتخاب کرد. در حالیکه مؤمن باید در کنار دینداریش، اهل سرور و شادی بوده و هرگز تبسم از چهره اش کنار نرود. امام رضا(ع) در بیان این عمل می فرماید:

«لیْسَ شیءٍ منَ الاعْمال عندالله عزّوجلّ بعْدَالفَرائِضِ افضلُ من اِدْخالِ السّرور عَلَی الْمُومِن»

«بعد از انجام واجبات، کاری بهتر از ایجادخوشحالی برای مومن، نزد خداوند بزرگ نیست».

روایت است که شخصی از حضرت امام رضا(ع) پرسید:جانم به قربانت. وقتی در جمعی می نشینی، ممکن است سخنی به میان آید و مزاح کنند و همه بخندند، آیا ایرادی ندارد؟ امام فرمود: مانعی ندارد…بعد از این سخن، امام رضا فرمود: یک نفر اعرابی از صحرا می آمد و برای رسول خدا هدیه می آورد و هنوز از جایش برنخواسته بود می گفت، ای رسول خدا پول هدیه را لطفا بپردازید. پیامبر از سخن او می خندید. هر زمان که رسول خدا غمناک بود از او یاد می کرد و می گفت:آن مرد اعرابی چه شد؟ کاش می آمد و ما را می خنداند» . در سیره دیگر پیشوایان دینی هم این خصوصیت به روشنی یافت می شود؛ امیر مؤمنان علی (ع) خود به این صفت ملبس بودند. شهید مطهری در این باره میگوید: «علی (ع) همیشه با مردم با بشاشت و با چهره بشاش رو برو می شد؛ علی (ع) با مردم مزاح می کرد مادام که به حد باطل نرسد؛ همچنان که پیغمبر مزاح می کرد. یگانه عیبی که برای خلافت، به علی (ع) گرفتند این بود که گفتند: عیب علی (ع) این است که خنده روست و مزاح می کند؛ مردی باید خلیفه شود که عبوس باشد و مردم از او بترسند». روزی امام صادق (ع) به یکی از یارانش فرمود:

«شوخی شما اصحاب با یکدیگر چه مقدار است؟ گفت: کم است. حضرت فرمود: این گونه نباشید، به درستی که شوخ طبعی از حُسن خلق است. شما بدین وسیله برادرتان را شاد می کنید؛ همان گونه که رسول خدا(ص) اهل شوخی و مزاح بودند تا سرور و شادی را در قلب اصحاب ایجاد کنند».

امام کاظم (ع) نیز در این باره می فرماید:

«مَنْ سَرَّ مُؤْمِناً فَبِاللهِ بَدَأ وَبِالنَّبِیِّ ثَنّی وَبِنا ثَلَّثَ»«هرکس مؤمنی را شاد کند، ابتدا خدا را شاد کرده، و دوم پیامبر (صلی الله علیه و آله) را، و سوم ما را».

در آخر این نکته نیز قابل ذکر است که در کنار این مباحث ، تحقیق و تفحص از کسانی که با ندبه و عزاداری و مناسبتهای مذهبی حزن آلود نشاط و شادی پیدا می کنند خالی از لطف نیست. چراکه این اعتقاد نیز وجود دارد که حضور در مجالس عزاداری، انسان را سبکبال و با نشاط کرده و باعث آرامش و استحکام بیشتر روابط میان افراد می‌شود.   چند کلام پیامکی نغز از بزرگان برای شادی  عالمی را شاد کرد آن کس که یک دل شاد کرد عمر به خشنودی دل ها گذاربه نشاط چندان سرگرم نشو که از اعمال واجب غافل شوی خاطره ی شادمانی های دیروز ما تلخ ترین غمی است که امروز داریم نشاطی که به ندامت بیانجامد عذاب است  بادیگران بخند ،نه بر دیگران