سحاب اندیشه

سایت سحاب اندیشه

تنها نکته امید …

image_pdfimage_print

بی شک امید در وجود انسان نهادینه شده و این امید پیوند دهنده ی انسان به آینده است و هر چه سطح و سقف امید بالاتر و حوزه ای که در اختیارش خواهد گذاشت وسیع تر باشد، به همان میزان تلاش و کوشش برای آن، افزایش خواهد یافت.به عبارت واضح تر،”امید” جاذبه ای دارد که انسان را از حال به آینده کشیده و فرد را از حالت سکون و بی حرکتی درآورده و به او حرکت می بخشد، تا جائیکه تمامی آمال و آرزو و علقه هایش را با نکته امیدش تنظیم می کند،و حتی گاهی برای تسریع و تسهیل مسیرِ امید، از معدودی خواسته ها و آرزوهای غیر ضروری دست شسته و فقط و فقط نکته امیدش را هدف قرار داده و به آن سو سرعت می گیرد.

 

لذا خواستن و داشتن یک امید، موجب شکل گیری حرکت شده و حذف آن توقف و ایستایی را منجر می شود.خداوند متعال در قرآن نیز با ذکر متعدد آیات و نعمت های آخرت و بهشتی، در شکل گیری “امید” به انسان کمک و هدایت می کند و آینده ای زیبا و دلپذیر را برای انسان ترسیم می کند تا امید در وجودش آفریده و تمامی لحظات و آمورش،بدان جهت تنظیم یابد.

 
مسئله ی “انتظار” زائیده ی این امید و داخل در آن است. یعنی همزمان با داشتن نکتۀ امید، یک انتظاری متولد می شود که در طی این مسیر با انسان همراهی کرده و عاملی برای زدودن آفت ها و رفع موانع راه می گردد. انسان با امید به رسیدن و محقق شدن یک ایده آلی در زندگی ، انتظارش سبز شده و به او سرزندگی می بخشد و بر این اصل و اساس هر گونه احساس ضعف ، عدم تعادل روحی،کاربیهوده، وقت گذرانی، احساس پوچی، بی انگیزگی از زندگی فرد رخت برمی بندد، و اگر یکی از این موارد منفی به وجود آید، یا بدین علت است که نکته ی امید مطلوب ، برای فرد روشن نگشته و انتظار رویش نکرده، و یا ارتباط عمیق و وثیقی با نکته ی مورد امید و آمالش شکل نگرفته است ، زیرا امید و انتظار با روحیه ی پرنشاط و چابک و استوار سازگار است نه سستی وکسالت و …

 
توجه به این نکته ضروریست که کدامین امید و سپس انتظار برای تحقق آن، امید مطلوب است؟ زیرا هرامید و انتظاری اگر هم کشش و جاذبه داشته باشد،انسان رابه جای مطلوبی نخواهد کشاند. به دست آوردن امید و انتظار، مرهون تلاش فکری و عقیدتی و فرهنگی زیاد است و کار زیاد ساده ای نیست.

 

شرط ساختن و داشتن یک انتظار و امید عالی در وجود، کار مهم و ظریفی دارد و نباید نکته ی مهم زندگی، امور گذران دنیا باشد چرا که قرار است تمام عمر را وقف رسیدن به این امید کرد و در قبالش به مراتب عالی بار یافت. خانه و ماشین و شغل و موقعیت و … نباید هدف اصلی باشد وبه صورت استقلالی بدان ها پرداخت گردد، بلکه باید این ها هم در رسیدن به امید بزرگ و اصلی به خدمت گرفته شوند.

 
امید به ظهور حضرت ولیعصر(عج) و تشکیل دولت عدالت گستر مهدوی، “نکته ی امید” مطلوب و مورد نظر خدا و اولیای الهی هست. این” امید و انتظار” آنها را در تکاپو و سعی مستمر نگهداشته و هر چیزی را به غیر از وصال به محبوب، در چشم آنان حقیر و بی ارزش ساخته و خدمت موصوله را به آنان هدیه کرده است. و این نوع انتظار است که افضل اعمال امت پیامبر نام برده شده است «افضل اعمال امتی انتظار الفرج»،اگر فرج امید اصلی انسان باشد، آنگاه خوابش عبادت است و نفسش تسبیح، گویا در رکاب حضرت شمشیر می زند و در خیمه ی حضرت به سر می برد. اما اگر بی حال و کسل و سستی و بی برنامگی در فرد وجود داشته باشد، یعنی امید و انتظار حقیقی هنوز در آن فرد محقق نشده است و امید و آرزوهای واهی و غیر ضروری او را گرفتار خود ساخته است.

 
جایگاه کسی که انتظار و امید مطلوب دارد در دعاها جایگاه رفیعی است و ارزش او در نزد خدا و اولیای خدا بسیار والاست، برای مثال: این منتظر حقیقی است که ابلاغ سلام به مولا را از طرف همه از خدامی خواهد:

 

«…اللَّهُمَّ بَلِّغْ مَوْلانَا الْإِمَامَ الْهَادِیَ الْمَهْدِیَّ الْقَائِمَ بِأَمْرِکَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِ وَ عَلَى آبَائِهِ الطَّاهِرِینَ عَنْ جَمِیعِ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ فِی مَشَارِقِ الْأَرْضِ وَ مَغَارِبِهَا سَهْلِهَا وَ جَبَلِهَا وَ بَرِّهَا وَ بَحْرِهَا وَ عَنِّی وَ عَنْ وَالِدَیَّ مِنَ الصَّلَوَاتِ زِنَهَ عَرْشِ اللَّهِ وَ مِدَادَ کَلِمَاتِهِ وَ مَا أَحْصَاهُ عِلْمُهُ وَ أَحَاطَ بِهِ کِتَابُهُ ….»

 
یعنی برای رسیدن به نکتۀ امید و انتظار مطلوب، دیگران را هم با خود همراه می سازد و آنها را هم در این مسیر می کشاند. یا در دعای ندبه آنقدر ارزش و اعتبار برای خود حسّ می کند که خصوصی ترین حالت را برای ارتباط با حضرت انتظار دارد و حسرتش را می کشد:

«…اترانا نحف بک…»،

یا کیفیت حال همه را این فرد منتظر برای حضرت بیان می کند:

«…بِنَفْسِی أَنْتَ أُمْنِیَّهُ شَائِقٍ یَتَمَنَی مِنْ مُؤْمِنٍ وَ مُؤْمِنَهٍ ذَکَرَا …»، و این مقامات در اثر داشتن یک امید و انتظار خوب در حیات است.
امام صادق (ع)در این زمینه الگویی ارائه می دهد و درس بیقراری در رسیدن به تنها امیدش را می آموزد در همان روزیکه دو تن از اصحاب به محضرش رسیدند و ایشان را در حالت گریه و مناجات دیدند که می فرمود:

«…سیّدی غَیبتُکَ نَفَتَ رُقادی و ضَیَّقَت عَلَّیَ مِهادی و ابتَزَّت مِنّی راحهَ فُوادی…»

آنها تعجب نمودند که خود ایشان امام است اما سیّدی دیگر را می طلبد و مشتاق ظهورش است، و زمانیکه سوال نمودند، حضرت علت گریه و ناله اش را که همانا غیبت حضرت و امید به ظهورشان بود بیان فرمودند.

 
و کلام آخر اینکه، امید و انتظار بزرگ داشتن، درگیری و جهاد لازم دارد، روزی جهاد علمی، روزی جهاد با نفس، روزی جهاد با قلم، روزی جهاد با مال، و روزی جهاد با جان و تن… و یک عامل بزرگ در رسیدن و داشتن این روحیه ی حماسی و درگیری ، روضه ها و مجالس عزاداری ائمه (ع) است که انسان را مجاهد و حماسه ساز تربیت می کند. روضه و مرثیه برای اهل بیت(ع) فقط یک امید و آمال و انتظار را در شخص محقق می نماید آن هم داشتن امید وانتظار برای فرج آخرین ذخیره ی الهی حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) .