سحاب اندیشه

سایت سحاب اندیشه

تولی و تبری در “حُجربن عُدی”

image_pdfimage_print

می گویند:” عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد“، در پی اقدام منفورانه و عمل وقیحانه نبش مرقد شریف “حجربن عدی” توسط وهابیت ملعون، توفیقی عمومی بدست آمد تا از شخصیت این مرد وارسته و بافضیلت سخنها گفته شود و ازمقام و منزلت امامت و تعلیم و پرورش آنان نکته ها بیان گردد که مردانی را تربیت نمودند که بعد از قرنها، جسد پاکشان توانست نام و یاد امامشان را پرآوازه کند تا برای اهل معرفت ذکری باشد و برای بیخبران معرفتی حاصل گردد و نیز بار دگر این آیه در ذهنها تداعی گرددکه «یُریدُونَ لِیُطْفِؤُا نُورَ اللَّهِ بِأَفْواهِهِمْ وَ اللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَ لَوْ کَرِهَ الْکافِرُونَ».
“حُجر” از صحابی رسول خدا(ص) بود که استعدادها و شایستگیهایش در پرتو اسلام شکوفا گشت و تکامل یافت تا جائیکه می گویند:

علیرغم کم سن وسالی و جوانی از یاران مخلص و با وفای حضرت پیامبر محسوب می شد و پس از رحلت ایشان پیوسته در کنار علی(ع) و از یاران خاص و علاقمندان وفادار امیرمؤمنان بشمار می‌رفت، نگاهی به زندگانی حُجربن عدی و وقایع مرتبط به این شخصیت، روشن کننده شیفتگی وعشق او و خلل ناپذیری عقیده او به امامت مولای متقیان امام علی(ع) است.

حُجر شیفته حق و عدالت و مردانگی علی(ع) بود، و علی (ع)برای استقرار حکومت عادلانه، حُجر را عنصری شایسته می دانست. او در سه جنگ، یعنی جنگ صفین، نهروان، و جمل، در رکاب آن حضرت شمشیر زد و در جنگ صفین فرماندهی قبیله خود”کنده”و در جنگ نهروان فرماندهی میسره سپاه علی (ع) را به عهده داشت.
حُجر در راه سرکوبی دشمنان اسلام، همه خطرها را به جان می خرید و از هیچ گونه فداکاری دریغ نمی ورزید امیرمؤمنان (ع) از این ابراز وفاداری خوشحال میشد و درباره او دعا میکرد. همچنین او به مردان و یاوران حق، علاقه و عشق می ورزید، که آمده است: او بر بالین “ابوذر” هنگامی که در” ربذه” جان میداد حاضر شد.
حُجر بن عدى، بعداز ضربت خوردن مولاى متقیان در محضرشان چنین رثا نمود: تأسف و اندوه من، به خاطر سرور پرهیزگاران، پدر پاکان و شیرمرد پاکیزه خویى است که کافرى پست، گمراه، دور از رحمت خدا و گنهکارى مفسد و سنگدل (فرق سر مبارکش را شکافت). لعنت خدا بر کسى باد که از شما خاندان دورى کند، زیرا شما خاندان پیامبر، راهنما و نقطه امید من در روز رستاخیزید.
امیر مؤمنان(ع) چشمان خویش را به سوى حُجر دوخت و فرمود: آیا هنگامى که از تو بخواهند زبان به تبرّى از من بگشایی و پیوند دوستى ات را از من بگسلى چه خواهى گفت؟ حُجر پاسخ داد: به خدا سوگند، اگر با شمشیر بدنم را پاره پاره کنند و اگر آتشی محیا کنند تا مرا در آن بیندازند، تمام اینها را مى پذیرم ولى تبرّی از تو را هرگز. حضرت على(ع) شهادت حجر و یارانش را پیشاپیش مژده داد و فرمود: ای اهل کوفه! هفت نفر از بهترین مردان شما در عذراء کشته خواهند شد که وضع آنان، مانند “اصحاب اخدود” خواهد بود.
زمانیکه بدستور معاویه حُجر و پسرش را دستگیر کردند به وی گفتند باید از علی بن ابی طالب تبرّی کنی، گفت: «اقطعوا رأسی فواللّه لا اتبرّء من علی بن ابیطالب (ع) » گردنم را ببرید به خدا قسم دست از علی (ع) بر نمی‏دارم …
هنگامى که زمان قتل حُجر رسید اجازه خواست دو رکعت نماز بخواند؛ اوبه نماز ایستاد…بعد از اتمام گفت: به خدا سوگند در عمرم هرگز نمازى به این کوتاهى نخوانده‌ام و براى اینکه خیال نکنید من از مرگ مى‌ترسم نمازم را این‌قدر کوتاه خواندم. و بعد گفت: پس از مرگ من، زنجیر از دست و پایم باز نکنید و خون پیکرم را نشویید زیرا مى‌خواهم روز رستاخیز با همین وضع با معاویه روبرو شوم.
خبر شهادت حُجر و همرزمانش، بازتاب عجیب و شدیدی در جامعه داشت. امام حسین(ع) علیه معاویه اعتراض کوبنده ای داشت. عایشه نیز که از مقام والای حُجر نزد پیامبر خدا(ص) باخبر بود معترض شد و شخصى را نزد معاویه فرستاد تا از کشتنش صرفنظر شود، اما کار از کار گذشته بود. عایشه به معاویه گفت: از پیامبر(ص) شنیدم که فرمود: پس از من، هفت نفر کشته مى شوند که خدا و اهل آسمان از قتل آنان، خشمگین خواهند شد که نوشته اند معاویه، حین جان دادن در حالیکه دچار کابوس وحشتناک و تشنج و درد بود تکرار مى‌کرد: اى حُجر! کیفر و گرفتاری من به عذاب، بخاطر تو سخت و طولانى خواهد بود.

«درود و رحمت خاص خدا بر تمام دلباختگان و فدائیان راه امامت و ولایت
و
لعن و عذاب نُکرخدا بر دشمنان دین و مردان الهی در هرعصرو زمان باد».