سحاب اندیشه

سایت سحاب اندیشه

حرم و حال و هوای ساکن حرم

image_pdfimage_print

ایام پایانی ماه رجب فصل زیارت است و آنانی که تا این روزها به زیارت ائمه نایل نشده و در ایام رجب نتوانسته اند خود را به مشاهد مقدسه برسانند در این روزها با شور و شوق فراوان از باقیمانده این ماه استفاده کرده و خود را به مشهد یا قم یا کربلا و نجف و کاظمین و سامرا رسانده و مشغول زیارت هستند.


و اینک به حال و هوای زایر کوی رضوی گوش جان سپارید:
آمده ام امام رضا، امام رئوف با این دل طوفان زده و قلب سیاهم به یمن عاشقی ام تفاهم کن.
عزیز دلم هیچ ندارم و نیاورده ام جز انبوه گناه و حسرت و خرمن عمر را سوزانده و آمده ام بدهکارم و شرمنده ذوی الحقوق…
مولای من که از مادر مهربانتری، طفلی که گم شود و برای یافتن مادر این طرف و آن طرف رفته وگریه کنان مادر مادر بگوید نازش را میخرند و برای آرام کردنش در بغل کرده و تنقلات میدهند، حال، مولایم حرم که شلوغ است لطف کن مرا گم کن ولی زودترم پیدایم کن، که طاقت دوریت را ندارم…
آقایم جنس خراب مرا با لطف و رحمتت ندیده خریداری کن و به دستفروش حرمت ترحم نما…
عزیز فاطمه مردم همه گرفتارند بیا و فکری به حال این مردم کن، کبوتران حرم اگر گرسنه میخوابند، برنج سفره ما را بگیر گندم کن…
مولای من تکلم فقرا جز زبان درازی نیست، کلام حق کلیم است پس تکلم کن امام رضا، خسته و فراریم و از دست این نفس و شیطان مکاره فرار کرده ام و از زیر چاقوی قصاب بیرحم غفلت و رخوت رها شده و خود را به حرمت رسانده ام…
لطف کن به جان مادرت زهرا بیا و ضامن من شو تا این دو شکارچی بیرحم یعنی غفلت و رخوت دوباره گرفتارم نکنند و اصلاً خود شکارم کن که سخت عاشق دست و پا زدن در زیر پای مبارک شمایم و لبخند بر لب دارم ولطف کن شما هم بر این دست و پا زدنم لبخند بزن و بر این قربانی شدنم با لبخندت مُهر رضایت بزن…
مولای من چه حالی است این فدایی شدن و زیر قدم ارباب کمال، قربانی شدن….
خدایا بیشتر نصیبم کن…..

 

۵۵