سحاب اندیشه

سایت سحاب اندیشه

حضرت زینب (سلام الله علیها) قویترین مانع بایکوت شدن عاشورا (۱)

image_pdfimage_print

بسط عاشورا در تاریخ چیزی امری ثابت شده می باشد و یکی از علل اصلی ماندگاری جریان عاشورا حرکت بی بدیل حضرت زینب(س) و موضع گیری عالی ایشان در برابر حوادث و اتفاقات عاشورا تا اربعین بود. جنگ با سلاح پیام وکلام توسط حضرت زینب(س)در قالب خطابه های با صلابت در مقابل تحریف‏گران عاشورا و پیامهای آن، واقعه ای است که از اسارت تا عصرحاضر و قطع یقین در آینده تاریخ نیزگسترش و امتداد خواه یافت؛ واین تنها رخدادی است که هرسال بیش از پیش بر تاثیرآن در مردم مناطق مختلف افزوده می شود. عاشورا تا اربعین وقایعی در خود دارد که هرسال چون زخمی سر بازبیشتر شکافته شده و عمیق تر می گردد.خطابه های آتشین حضرت زینب موجب افزایش معرفت و متعالی گشتن عواطف و آفرینش حیات با شوری قوی در هنگامه مردگی و سکون است .لذا بر ماست که برای یافتن و تجدید حیات در فصل سرد و بی احساس آخرالزمان به سراغ این گفتارها رفته و برای دفاع از ولایت و ادامه دادن رسالت زینب(س) درسهای خود را از مکتب زینبی فراگیریم.
عباراتی که حضرت دراین خطابه ها در منازل مختلف استفاده فرموده حاوی معانی بلند و پیامهای ظریف است چه درآنجا (میدان کوفه)که کلام خود را در آن وضعیت با حمد خدا و صلوات بر جدش حضرت محمد شروع می نماید«الحَمْدُ للهِ وَ الصَّلاه علی جدّی محمّد وآلهِ الطیّبین الاخْیار» ستایش و شکر خداوند در تنگناها و گشایش، منش انسان وارسته ای است که همه رخداد‌ها و وقایع جانسوز را چون بر اراده الهی است زیبا می بیند … این کلام بارور کننده این عقیده است که شکر از اثر تسلیم در برابر حادثه‌‌ای گریز‌ناپذیر نیست، بلکه یک واکنش و عملی است که زاینده و فزاینده نعمت‌هاست …
چه آنجا که سریع مخاطب خود را مشخص کرده و اهل کوفه را اهل “الختل و الخذل” می نامد که منظور از خَتْل به معنای خدعه و فریبکاری است و گاهی به معنای طلب و ترجیح دنیا بر آخرت است، و خذل به معنای ترک یاری و فریاد‌رسی است…
یا آنجا که صفت “الصَلِفَ النَّطِف و الصدرُ الشَّنِف” را بعنوان سیره کوفیان بکار می گیرد که مراد اغراق‌گویی و ادعای بی عمل است یعنی می‌گوید ولی عمل نمی‌کند و” الصدر الشنف” یعنی سینه بغض‌آلود که عدالت علی (ع) را از روی بغض نپذیرفتند وفرصت برای دشمن ایجاد نمودند و تهدید دوستان خدا نمودند و سپس چنین کردند…
و چه با جرات و چه در موقعیت مناسبی فرمود:

اتبکون؟ ای والله فابکوا کثیرا و اضحکوا قلیلاً فلقد خزتم بعارها و شنارها و لن تغسلوا دنسها عنکم ابداً»

«آیا می‌گریید؟ آری، به‌خدا سوگند، بسیار بگریید و کم بخندید، همانا که شما به ننگ و رسوایی آن دست یافتید و هرگز نتوانید پلیدی آشکار آن را از خویش بزدایید»

که حضرت در این عبارت پیامد‌های سوء تنها نهادن امام و مشارکت در کشتن او را متذکر می شود…
در جائی منطق و عقلانیت و بی خردی مردم کوفه را با عمق گفتار خویش بیان می دارد: «…ویلکم اتدرون ای کبد لمحمد فریتم؟ و ای دم سفکتم و اَی کریمه له اَصَبْتُم؟ لقد جئتم شیأ اداً تکاد السموات یَتَفَطَّرن منه و تنشق الارض و تخر الجبال هَدَّاً لقد اَتَیَتُم بها خرقأ شوقأ طلاعَ الارض و السماء اَفَعجبتُم اَنْ قَطرتِ السماء دما؟ و لعذاب الاخره اَخزی فلا یستخفنکم المَهْل فانه لا یَحْفِزُهُ البدار و لا یخاف علیه فَوْت النار کلاّ ان ربک لبالمرصاد»

«وای بر شما آیا می‌دانید چه جگری از رسول خدا بریدید؟ و چه خونی از او ریختید؟ و چه عضو محترمی را از آن حضرت برگرفتید؟ راستی کار زشتی مرتکب شدید که نزدیک است آسمان‌ها از آن بشکافد و زمین دهان باز کند و کوه‌ها پاره پاره به روی زمین ریزد. همانا این عمل را به گونه‌ای بی‌ارزش و عجیب و پیمان‌شکنانه به بار آوردید که فضای زمین و آسمان را از قبح آن پر کردید. آیا شگفت‌زده می‌شوید اگر آسمان خون ببارد؟ حقا که عذاب آخرت خوارکننده‌تر است. پس این مهلت زود‌گذر، حلم شما را نرباید که هیچگاه خشم و غضب، خدا را به شتاب نیندازد و بیم از دست رفتن خونخواهی و انتقام بر او نرود. چنین نیست؛ همانا پروردگار تو در کمین‌گاه است.»

در مقاتل چنین آمده که پس از بیان خطبه حضرت زینب(س) مردم حیران و گریان شدند؛ حیران به دلیل آگاهی از اصل جریان و گریان به‌خاطر نادیده گرفتن حقوق و بی تفاوتی به حسب و نسب آل الله (علیهم السلام) که قطعا گریه آخر ازروی آگاهی و زاییده روشنگری حضرت زینب(س) بود…
کربلا در کربلا می ماند اگر زینب نبود