سحاب اندیشه

سایت سحاب اندیشه

دحو الارض اولین رحمت خدا بر انسان

image_pdfimage_print

به نام آن که هستی نام از او یافت/ فلک جنبش، زمین آرام از او یافت

وجودش بر همه موجود قاهر/ نشانش بر همه ذرات ظاهر

گواهی مطلق آمد بر وجودش/خدایی کافرینش در سجودش

چنان کرد آفرینش را به آغاز که پی بردن نداند کس بدان راز

موضوع شگفتیهای آفرینش از جمله موضوعاتی است که کمتر بدان پرداخت شده و اطلاعات وسیعی در این حوزه در میان عموم افراد وجود نداردو در واقع انسان زمینی از بسیاری از پدیده های آفرینش بیخبر است. در طول سال روزهایی هستند که فرصت مطالعاتی را برای انسان در رابطه با نظام هستی و آفرینش فراهم می کنند و دحوالارض جزو روزهایی است که مجالی برای درنگ در مسائل عظیم آفرینشی برای انسان می آفریند، توجه به این فرصتها در تعمیق معرفت دینی نسبت به باورهای خود بخدای سبحان که با قدرت قاهره و مطلقه خود این جهان را حکیمانه اداره می کند بسیار مطلوب است، و برای انسانها که گاها غفلت کرده توجه های علمی و تذکرهایی که پیرامون زندگی پر هیاهو با این مناسبتها رخ می نماید، زنهاری است که بداند و حس کند که در برابر چه خداوند ی قرار دارد و در برابر چه خالقی گاها عصیان نموده و از فرمانش سر می تابد. این روزها روزنه ای است برای بیداری تا انشالاه درسایه معرفت افزائی، پرستش و عبودیت زیباتر و بهترگرددکه در حقیقت لازم است همگان به سمت این نوع پرستش گام بردارند.
ممکن است علوم طبیعی توجه معرفتی همتا و شاید بیش از علوم انسانی برای انسان بیافریند، چون این علم به ساحت علوم کائنات پرداخته و پردازنده آن با مشاهده این خلقت، عجز خود را بیشتر احساس کرده و عبودیت و کرنش خود را می افزاید. تاثیر عظمت جغرافیایی و فیزیکی عالم در روح روان انسانها بحدی است که خداوند حدود ۷۵۰ آیه قرآن را به بحثهای علوم تجربی و در مورد قواعد آفرینشی از مجموعه هستی پرداخته است. شاید بی ربط نباشد اگر گفته شود که ماندگار بودن برخی اشعار شعرا بدلیل انس با آیات قرآن است وشهود این عظمت است که در دیباچه این مطلب چند بیتی استفاده گردیده که این اشعار قطعا محصول لحظه ای افکار شاعر نیست، بلکه حاصل دنیای تأمل و تعمق شاعر در پدیده های آفاقی و ذکرشده در قرآن است. این عظمت هستی که بچشم می آید و برای انسان بعنوان محیط پیرامونش محسوسش است، در برابر کل کائنات بسیار ناچیز می باشد و انسان طبق آیه قران از آن بی اطلاع است «لَخَلْقُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ أَکْبَرُ مِنْ خَلْقِ النَّاسِ وَلَکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لَا یَعْلَمُونَ» «آفرینش آسمان و زمین از آفرینش مردم بزرگ تر است ، ولی بیشتر مردم نمی دانند» خداوند در آیات مختلفی خلقت خود و نظم و هماهنگی موجود را به رخ انسان کشیده است «…مَّا تَرَی فِی خَلْقِ الرَّحْمَنِ مِن تَفَاوُتٍ فَارْجِعِ الْبَصَرَ هَلْ تَرَی مِن فُطُورٍ…»«در خلقت خدا بی نظمی و ناهماهنگی و ناموزونی نمی بینی بارها نگاه کن آیا میبینی؟». اما این آیات امروز چه درسی باید برایمان به ارمغان داشته باشند و تکرار روزهایی چون دحوالارض ما را باید متوجه چه مسائلی نماید؟
خداوند متعال زمین را در چنین روزی برای انسان گسترد «وَ الْأَرْضَ بَعْدَ ذلِکَ دَحاها»، زمینی که در آیات دیگر از آن به” مهد” تعبیر نموده است. “مهد” یعنی محل آرامش و سکونت. هر پدیده و نعمتی برای انسان ایجاد حق نموده و بایست در ادای حق نعمتها دقت و تلاش وافر نمود. اما آیا تاکنون به این فکر شده که حق زمین بر ما چیست؟ حق طبیعتی که خداوند در اختیار بشر نهاده است امروز چگونه باید ادا شود؟ بی شک ظلمی که بر این زمین وارد می شود و در روی آن اتفاق می افتد حقوق آن را ضایع نموده و بی دلیل نیست گفته شود زمین نیز به سبب این ظلم وارده مواهب و نعمتهای خود را از بشر پوشانده ودریغ نموده و همه آنچه را که در خود دارد بر وی عرضه نمی کند. بحران آب و استفاده نامطلوب ازطبیعت و حتی منابع زیر زمینی توسط بشر همه و همه باید مورد آسیب شناسی قرار گرفته و از بازخورد این مباحث دریچه ای بسوی جهانی باز شود که مراد خدا از آفرینش بود؛ جهانی بدور از تضییع حقوق و عاری از ظلم.
از سوی دیگر عدم توجه انسان به آیات آفاقی و عدم شناخت تکلیف خود ظلمی است از طرف انسان بر خود انسان، چراکه پی به ارزش خود نمیبرد و جایگاه اصلی خود را در هستی نمی یابد نمیداند در کجا باید قرار بگیرد مگر نه این است که خدا کل آفرینش را برای انسان خلق کرده و انسان را برای خود« خَلَقتُ الاشیاءَ لاَجلِکَ وَ خَلَقتُکَ لاَجلی» اما برای چه؟ برای اینکه خود را به او رساند و بازگردد به اصل خویش و آنجایی که اول در آن مستقر بود:

من ملک بودم و فردوس برین جایم بود/  آدم آورد درین دیر خراب آبادم

این روزها فرصتی است برای تفکر در خود و هستی. دحو الارض نخستین رحمت الهی بر انسان است. روز دحوالارض و گسترده شدن زمین از زیر خانه کعبه با هدف آفرینش ارتباط تنگاتنگی دارد، در نتیجه تفکر در این موضوع می توان گفت که حیات واقعی کره زمین زمانیست که شاخص‌های انسان‌های متعالی مبتنی بر بندگی حقیقی پروردگار تبلور یابد و آن هنگام است که انسان زمینی آسمانی شده و زمین را با عظمتش درک کرده و زمین نیز تمام هستی خود را به ساکن آسمانیش عرضه میدارد، و نکته عطف این جریانات با ظهور آخرین منجی آسمانی در روی زمین عینیت خواهد یافت وهمان گونه که آغاز حیات زمین از خانه خدا بوده است، حیات واقعی بشر نیز با ظهور حضرت حجت(عج) اتفاق خواهد افتاد.
آری! خداوند با گستردن زمین از زیر کعبه، مرکز زمین را مرکز توحید و بندگی خود خواند و مکه و خانه کعبه آغاز راه انبیای الهی از آدم تا خاتم(ع) شد و انشاالله روزی خواهد رسید که از همین سرزمین ندای رسای “انا بقیه الله” از گلوی مبارک حضرت حجّت(ارواحنا له الفداء ) بر ساکنان زمین طنین انداز خواهد شد.