سحاب اندیشه

سایت سحاب اندیشه

دردهای اپیدمی…

image_pdfimage_print

تو یه جایی نوشته بود ای مردم بگین چه رنگی هستین تا همرنگ شما بشم!!!با خوندن این مطلب به فکر بعضی ازکارها و افکار منفی آدما افتادم که دوستیها رو بی دوام و رابطه ها رو خشک و ایمان و ضعیف و چندین اثر بد رو خود و دیگران میزاره، و باعث میشه که مثلا یه نفر اینجوری از مردم گله کنه، با خودم گفتم چرا باید اینجوری بود؟ آخه چرا؟!…حتما شما هم دیدین که بعضیا
بعضیا چون تاب و توان شنیدن حرف حق و ندارن فقط قصد توجیه کارشونو دارن و هرجا هم کم آوردن دیگریو و متهم می کنن…آخه چرا؟!
بعضیا با دیدن یه پولدار جوری خودشونو گم می کنن که چشاشون بروی همه چی و همه کس بسته میشه و وقتی بخودشون میان مجبورن ۴ تا هم معذرت بخوان…آخه چرا؟!
بعضیا برای اینکه گند کارشونو بپوشونن و از عذاب وجدان رها بشن با عبارتهای شاید مصلحت بود!!! حکمت خدا بود!!! قضا و قدر دیگه!! خودش و جاهلانه تسلی میده!!!آخه چرا؟!
بعضیا وقتی از محلی به محل بالاتر نقل مکان می کنن زود بعضی ازارزشها و حتی خودشونو هم فراموش می کنن: صله با دوستان و احترام به بزرگتر و حجاب و …آخه چرا؟!
بعضیا انتظار دارن وارد مجلس که میشن مردم براش جا بدن اما خودش فکر جا باز کردن برا مردم نیست…آخه چرا؟!
بعضیا به محض استخدام در یک اداره یا ارگان سعی دارن با آبدارچی و یه نفر از مامورین حراست طرح دوستی بریزن…آخه چرا؟!
بعضیا وقتی آدم باهاشون صحبت میکنه با یه صدا یا چیز جزئی حواسش پرت میشه اما سرش و هی تکون میده و بله بله میگه و وانمود میکنه داره گوش میده…آخه چرا؟!
بعضیا دوست دارن دکتر و مهندس بشن و این پیشوندها جلو اسمشون گذاشته بشه اما دو ریال کار از دستشون برنمیاد …آخه چرا؟!
بعضیا وقتی چیزی ازشون خواسته میشه چشم چشم میگن و اما از عمل به وعده خبری نمیشه…آخه چرا؟!
بعضیا برا ادامه تحصیل میرن ممالک غربی و از مملکت خودشون بدگویی می کنن و بعضیا نمی تونن برن و از ممالک غربی بدگویی می کنن…آخه چرا؟!
بعضیا موقع رانندگی انگار که اتوبان و جاده رو تصاحب کردن بوق بزنی و چراغ هم بدی ککشون نمی گزه و وقتی هم بزور تونستی ازشون رد بشی قیافه حق به جانب هم بخودشون میگیرن ..آخه چرا؟!
بعضیا با دیدن یه لقمه نون از دوستی چندین ساله هم براحتی میگذرن …نون گفتما نون به معنای واقعی کلمه… اما آخه چرا؟!
بعضیا فارغ التحصیل رشته ای هستن که اخلاق و رفتارشون اصلا باهاش نمی خونه…آخه چرا؟!
بعضیا که دختر دم بخت دارن به شماره خواستگاره توجه می کنن اگه بالاشهری باشه وقت میدن و اگه پایین شهری باشه میگن هنوز قصد شوهر دادنش و نداریم…آخه چرا؟!
بعضیا وقتی اسمشونو تو لیست اعلامیه ترحیم نمیبینن از اومدنشون به مجلس ختم پشیمون میشن و تازه جاش بیفته گله هم میکنن…آخه چرا؟!
اما در این میان بعضیا هم هستن که واقعا وجدان دارن و سعی می کنن آداب همه چی رو رعایت کنن و خدارو بالاسرشون می بینن و هر چی میگن و انجام میدن از ته دلشونو و به معنای واقعی کلمه:

یکـــــرنـــــگند

اما واقعا چرا؟! تو این دو روز دنیا که بایست به فکر هم باشیم چه چیز باعث میشه بیشتر به فکر خود و منافع شخصی خود باشیم و بین دوستا و آشناها و فامیلا و همسایه ها اینهمه فاصله باشه ؟