سحاب اندیشه

سایت سحاب اندیشه

دردهای روحی حضرت زهرا(س) (۲)

image_pdfimage_print

دردهای روحی و جراحتهای قلبی حضرت زهرا(س)، پیامبر(ص) و علی(ع) و تا آخرین حجت خدا امام زمان(عج) را گریان ساخته است، که از میان اینها گریه ی امام حسن(ع) حال و هوای دیگر داشت…که اگر به زخمهای روحی توجه شود، با عبرت گیری و آماده سازی، بی شک ظهور نزدیک خواهد بود و گرنه اگر توجه به احیای امر اهل بیت(ع) نباشد، مسائل دیگر پیش خواهد آمد که بعد از غصب حکومت پیش آوردند و حضرت در خطبه ی دوم آنها خبرش را داده بود.

اما در مورد این جمله ی حضرت زهرا(س) از خطبه ی فدکیه «…تمشون فی اهله وولده فی الخَمر و الضّراء…» مطالبی بیان شد، و با توجه به محتوای عمیق کلام حضرت این تعبیر نیز بیان شد که خطبه های حضرت زهرا (س) مادر خطبه های نهج البلاغه( که عظمتی خاص دارد و انقلاب ایجاد می کند) می باشد، و تنها این جمله، حرفهای بسیاری در خود دارد و دردهای بسیاری در جمله نهفته است. 

چنانچه در مطلب سابق بیان گردید، تنها کلمه «فی»، این جملۀ حضرت را دارای ده نوع معنا و مفهوم می کند. در یک نگاه و قالب دیگر از این جمله ی حضرت، ده نوع رفتار غلط و غیر زهرایی قابل احصا می باشد، بعبارتی ده رفتار غلطی دیده شده بود که حضرت زهرا(س) با این جمله آنها را بعنوان دردهای قلبی خویش بیان فرمودند و بر همگان روشن نمودند که با این رفتارها ضربه ی نیزه و شمشیر بر ایشان زده شده است. لازم به ذکر است که خطبه ی دوم حضرت نیز حاوی مطالبی تکان دهنده و بازگوکننده ی دردهای دیگری از حضرت است و در آن خطبه از اثرات زخمها و رفتارها که در آینده پیش رویشان بود، خطاب به زنان انصار بیان فرمودند. یکی از این حوادث که ریشه در رفتارهای غلط مردم با ولایت و حکومت علوی داشت، واقعه حره بود که جنایات و تجاوزهای زیادی اتفاق افتاد که نتیجه گرفته می شود، هرگاه از تاریخ و وقایعش استفاده نشود امامی به قتلگاه خواهد رفت و خون مظلومی به ناحق ریخته خواهد شد و ظالم و ستمگری بر مردم، زورگویی خواهد نمود، و تا کنون یازده امام رفته است و این برنامه بوقوع پیوسته است. آری اتفاقات بقدری سنگین و غیر قابل تصور بر دردانه ی حضرت زهرا(س) رخ داد و ایشان را به شهادت رساند که علی(ع) به هنگام دفن آن جسد مطهر فرمود: با دفن زهرا، علی دفن شد. و امروز نیز حضرت ولیعصر بیقرار از این رفتارها بوده که بایست با اصلاح و ریشه کنی اینگونه مشی و روش و عملکردها برای ظهور آمادگی یافت. لازم است اشاره گردد که رفتار نوعی عمل است که از مجموعه ی ساحت های پنجگانه انسان منبعث شده و در آن رفتار این ساحتها دخالت دارند که به صورت تقریباً اجمالی و فهرست وار عبارتند از:

۱- رفتار فریبکارانه: فریب به معنای گول زدن،و یا اظهار کذب و اخفای صدق (یعنی شما با ما رفتار فریب کارانه انجام دادید).برای نمونه ملعون اول وقتی در معرض محاکمه ی حضرت قرار گرفت حق را به جانب زهرا (س) داد، اما از روی فریبکاری گفت که هرچند حرفت را قبول دارم ولی برای حکومت خرج کردم و از مردم قضاوت خواست تا اگر آنها هم خواستند فدک برگردانده شود، اما چون همه فریب خوردند، بدون هیچ اعتراضی رضایت به کار ابوبکر دادند.

 
۲- رفتار کینه توزانه: در این رفتار خلق و خلق نشانگر کینه ی فرد می باشد.آن ملعونان چنان کینه داشتند که سالها فرصتی برای ریختن بغض و کینه ی خود انتظار کشیده بودند که بالاخره بعد از پیامبر به کمک شیطان، رفتار کینه توزانه ی خود را بروز دادند. آنها تحمل این همه خوبی پیامبر نسبت به زهرا(س) و علی(ع) را نداشتند، آنها ظرفیت این را نداشتند که درب خانه ی زهرا به مسجد باز بماند و بقیه درب ها سد و بسته گردد. آری کینه چون اسب شیطان است که به هر سو جولانش می دهد.

 
۳- رفتار محتاطانه: یعنی انسان طوری در رفت و آمد باشد که کسی چیزی نتواند به او بگوید. یعنی نه در اول صف بودن و جواب پس دادن و نه در آخر صف قرار گرفتن و حساب پس دادن.

 

 

۴- رفتار نفاق گونه: یعنی دوگانگی در رفتار در کیفیت و چگونگی حرکت نفاق گونه همین بس که فرد کار را بر خود آسان و بر دیگران سخت می گیرد. جریان بی توجهی زنان انصار در زمان یاری خواستن حضرت زهرا(س) و سپس به عیادت حضرت آمدن، یک حرکت نفاق گونه است. اگر این زنان که نماینده ای انتخاب کردند تا صحبت کند و او به حضرت گفت: کیف اصبحت؟ چرا در زمان ناله های زهرا هیچ عکس العملی از خود نشان نداده بودند؟
که اگر هرکدام از این رفتارها امروز هم وجود داشته باشد و التیام داده نشود و در سیستم روابط اصلاح نشود، بدبن معناست که درد و حزن حضرت هنوز باقی است و بیت الاحزانش دایر می باشد و شاید درختی در بیت الاحزان بود و حضرت در سایه اش می نشست هم بریده گردد…

 
۵- رفتار کودکانه: یعنی حد و حدود را رعایت نکردن و حریم نگه نداشتن در رفتار و گفتار و نشست و برخاست.

 
۶- رفتار احمقانه: هر گونه حرکتی که منشأ آن عقل نبوده و جهل و حماقت و خرافه باشد، احمقانه است. علت کنار گذاشتن علی(ع) و تشکیل سقیفه از یک جهت ریشه در حماقت آن چند ملعون داشت.

 
۷- رفتار نمایشی: یعنی رفتاری که از روی باور و عقیده و واقعیت نباشد. مردم صرفاً احساسی و نمایشی گریه می کردند و به حرفهای زهرا(س)گوش نکردند و فهم ننمودند. اگر نمایش نبود در پی این گریه حرکتهای اصلاح آفرین صورت می گرفت و علی(ع) منزوی نمی شد. یا اگر حضرت زهرا(س) حرکت نمایشی از مردم نمی دید حضرت نمی فرمود:

«… ای مردم بدانید من فاطمه ام و پدرم رسول خدا(ص) و اصلاً در این حرف اشتباه نمی کنم و راه خطا نرفته ام…».

۸- رفتار بوالهوسانه: یعنی رفتاری که از روی لذت و هوس باشد. منشأ و مظهر فنیق که حضرت در خطبه بکار برده است ابوبکر و عمر است، در مدینه باغی گرفتته با یهود در ارتباط باشد اما در ظاهر مشخص نشود و همه بگویند به باغ خود می رود. چون ایمانشان از روی طمع بود و لذتهای آنی کورش کرده بود او بخاطر لذتهایش میخواست مسیر اسلام را تغییر دهد، ولی حضرت زهرا با این جمله همه آنان را رسوا نمود.

۹- رفتار حراجانه: رفتار حراجی دو ممیزه ی اصلی داراست: در زمان به فروش نرسیدن جنس، فروشنده آن را به حراج می گذارد، و پایین تر از قیمت به فروش می رساند. دومین ممیزه ی رفتار حراج گونه این است که در حراجی قیمت را خریدار تعیین می کند. و آنانکه کمی روباه صفت هستند کاری می کنند که قیمت به هیچ وجه بالا نرود، و این رفتار، یک رفتار کاملاً اجتماعی است، که تک تک افراد با توجه به رفتار یکدیگر و با موضع های یکسان ارزشمندترین امور را به بهای کم می فروشند. رفتار حراج گونه جامعه را مهار می کند و انگیزه ی مردم گرفته شده و اعضای جامعه را ازتلاش باز می دارد.

نباید مطاع های ارزشمند به بهای اندک فروخته شود که با این رفتار در حق ولی خدا و اولیای الهی ظلم شده و جامعه به فلاکت و هلاکت کشیده می شود.و امروز نیز انسانیت به بهای اندک و ناچیز فروخته می شود،و با این فضاهای مجازی و پیچیدگی زمان و اطلاعات غلط، این دین گرانقدر و این سرمایۀ مقدس و پربها که چیزی همسنگ آن نیست از دست مسلمانان گرفته می شود.

در اثر رفتار حراج گونه بود که ولایت و حاکمیت به بهای بسیار ناچیز فروخته شد و علی(ع) مجبور به بیعت شد و زهرایش را از دست داد و فرمود:

فَنَظَرْتُ فَإِذَا لَیْسَ لِی رَافِدٌ وَلَا مَعِی مُسَاعِدٌ إِلَّا أَهْلُ بَیْتِی فَضَنِنْتُ بِهِمْ عَنِ الْهَلَاکِ؛ وَلَوْ کَانَ لِی بَعْدَ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ عَمِّی حَمْزَهُ وَأَخِی جَعْفَرٌ لَمْ أُبَایِعْ کَرْهاً وَلَکِنِّی بُلِیتُ بِرَجُلَیْنِ حَدِیثِی عَهْدٍ بِالْإِسْلَامِ الْعَبَّاسِ وَعَقِیلٍ، فَضَنِنْتُ بِأَهْلِ بَیْتِی عَنِ الْهَلَاکِ، فَأَغْضَیْتُ عَیْنِی عَلَى الْقَذَى، وَتَجَرَّعْتُ رِیقِی عَلَى الشَّجَى وَصَبَرْتُ عَلَى أَمَرَّ مِنَ الْعَلْقَمِ، وَآلَمَ لِلْقَلْبِ مِنْ حَزِّ الشِّفَار»

(بحار الأنوار، ج ۳۰ ص ۱۵)

امیر مؤمنان فرمود: نگاه کردم که نه کمک کارى دارم و نه یارى کننده‌ای؛ پس خواستم که خاندان خود را از نابودى حفظ کنم؛ و اگر براى من پس از رسول خدا عمویم حمزه و برادرم جعفر بودند با زور بیعت نمى‌کردم؛ ولیکن من مبتلا به دو نفر تازه مسلمان شدم؛ عباس و عقیل؛ پس خواستم که خاندان خود را از نابودى حفظ کنم؛ چشم خود را با وجود خار( در آن ) بستم و آب دهان را با وجود تیغ فرو بردم و بر چیزى تلخ تر از علقم ( گیاهى تلخ) صبر کردم؛ و بر چیزى درد آور تر از تیغ براى قلب، صبر نمودم.
تا حمزه بود دشمن جرأت و جسارت نداشت و کاری از پیش نبرده بود اما بعد از شهادت ….

۱۰- رفتار متقلبانه؛ به این رفتار که پیچیدگی خود را دارد، در مطلبی مستقل پرداخت خواهد شد.

برگرفته از مراسم فاطمیه اول – اسفند ۹۴ -مشتاقان ظهور