سحاب اندیشه

سایت سحاب اندیشه

دردهای روحی حضرت زهرا(س) ۷ 

image_pdfimage_print

ربایش و سرقت ولایت

در تاریخ اسلام دو قیام موثر و کاملا متفاوت اتفاق افتاده است، قیام حضرت زهرا(س) و قیام حضرت اباعبدالله(ع). اما در این میان قیام زهرا(س) قیام بی پایان بوده و برای همه در تمامی سنین حرف و مطلب و پیام دارد. با دقت در احوالات زمانه این نکته بدست می آید که  زمانه ای که در حال حاضراست، کاملا شباهت به زمان صدر اسلام  داشته و اتفاقات و عملکردها و روحیات مردم، بی شباهت به مردم آنزمان نیست.

در حقیقت برگشت  به جاهلیت اما در لباس و قالب جدید، بعبارتی جاهلیت مدرن، اما با همان کیفیت. بعنوان نمونه  امروزه گرایش به احساسات سطحی بسیار زیاد است از بعد مذهبی مراسمها پرجمعیت، گریه و ناله ها زیاد، درصدر اسلام هم آنزمان که حضرت زهرا در مسجد با آهی سوزان شروع به خواندن خطبه فرمودند، مردم چنان گریه کردند که با زانو بر زمین افتادند، اما با این گریه کردنها و احساس ناراحتی، بعد از دقایقی از حضرت زهرا(س) در قبال ارثیه اش باغ فدک هیچگونه حمایتی ننمودند، فقط یک سری احساسات کورداشتند و گریه های احساسی غلط؛ و چون ابوبکر و عمر در احتجاج زهرا  درباره ارث کم آوردند اجازه خواستند از مردم نظر بخواهند، و مردم حرفهای آن دو تن را تایید نمودند، لذا وقتی آندو مردم را حامی زهرا ندیدند و زهرا را تنها و بی یاور یافتند، هرچه می خواستند و هر چه مورد خواسته شان بود انجام دادند، امروز بعد از ۱۴ قرن  گویا در دوران صدر اسلام بسر میبریم احساسات و گریه ها و شورها بیشتر و چشمگیرتر ، اما از آنچه باید زائیده این احساسات و گریه ها باشد، خبری نیست. 

براستی اگر بعد از مراسمات عزاداری و سینه و مویه زنیها کاری از پیش برده نشود و در راه ظهور امری انجام نیابد، چه تفاوتی خواهد بود میان اهل این زمان که زهرا دوست هستند و آن زمان که دشمن ایشان بشمار می روند؟

امروز هم گریه زیاد است  و هم گریه کن ها، اما چرا در ظهور اتفاق نمی افتد؟ چرا امام زمان مانند علی (ع) خانه نشین شده و ظهوری بوقوع نمیپیوندد؟ درد  روحی حضرت زهرا(س) از جهالت و خرافه پرستی جماعت است و از گریه ها و احساسات کور و بی اساس، درد از نگریستن برای آنچه باید گریست، که خودشان  این درد را  به زخم نیزه و کارد تشبیه فرمودند.

در مطالب گذشته بیان شد که امروزدویست و هفتاد اخلاق و رفتار حضرت زهرا(س) را نالان و گریان می سازد، رفتار حراجانه، رفتار متقلبانه، فریبکارانه و… که در صورت عدم تغییر این رفتارها، بار دیگرفاصله و دوری از حضرت و دسترسی به آن وجود بیشتر و بیشتر خواهد شد.

از مهمترین و داغترین دردی که آتش سینه حضرت را شعله ور ساخته و ایشان را بیقرار نموده است، درد  “ربایش ولایت و امامت”  و بعبارتی سرقت خلافت بود. ولایت موجب صراحت، صداقت وسلامت  و زیبایی و دین است و هدایت امت،  پیامبر(ص) فرمود: «انا المنذر و الهادی علیّ» « من منذر و هادی علی است»، که اگر این امر از دست گرفته شود، در واقع جامعه از بین رفته وگمراهی حاکم شده و همه بضلالت خواهند افتاد.

حضرت زهرا(س) در خطبه اش دردمندانه و نالان میفرماید: «مگر شما قرآن نخوانده اید؟» قرآنی که در آن جریان حضرت سلیمان بیان گردیده است. سلیمان بعد از موسی (ع)  در میان یهود بود و پیامبری بود دراوج مکنت و قدرت نسبت به دیگر پیامبران، اما قوم یهود را بعد از سلیمان چه شد؟ زمانیکه عاصف برخیا بعنوان جانشین انتخاب شد، آنان بسراغ عاصف نرفتند و در جریان سبط  و خلافت دچار اختلاف شده و بدین ترتیب کاملا تضعیف شدند و در ضلالتی افتادند که هر روز ۷۰ پیامبر را می کشتند.

حضرت زهرا(س) با درایت خود از کلام پیامبر که فرموده بود نعل به نعل جریانات قوم یهود در قوم من اتفاق خواهد افتاد، می دید و میدانست چه اتفاقی در شرف افتادن است، لذا در میان زنان انصار که به عیادتش آمده بودند فرمودند: (بدانید به چه باید بگریید) بروزگاری خواهید افتاد و بزودی متوجه خواهید شد که هر که را عذاب فرا گیرد خوارش میکند…»، یا به زنان انصار فرمود: «…بزودی از این شترخلافت خون تازه و زهر مهلک خواهید دوشید …» اگر میفهمیدند کلام زهرا (س) را زهرا گریان و نالان بخانه بازنمی گشت  با آن جسم زخمی در سن ۱۸ سالگی و اوج جوانی به خاک سپرده نمیشد و واقعه حره ها اتفاق نمی افتاد…

آری اگر ولایت ربایش شود و به امامت پرداخت نگردد، فقط به دردهای جسمی حضرت توجه میشود ، و با چنین توجهی شبهه ها هم افزایش می یاید، بدین نحو که می گویند: مگر نه اینکه حضرت زهرا عجل وفاتی سریعا می خواند، پس با مرگ دعایش مستجاب شد و از دار فناء به دار بقاء شتافت، یا می گویند: چند زخم جسمی بود که بعد از سالها التیام می یابد و گریه و زاری معنا ندارد.

آری شباهت امروز به آن روزهای سیاه تاریخ بسیار است،  با وجود حجم سنگین مطالب دینی و انتقال و رد و بدل احادیث،  چرا حرکت فاطمی انجام نمیشود؟ چرا تاثیری ندارد، چرا قرآن خواندها کاری از پیش نمیبرد؟ چرا مجالس معرفتی و شعوری روبه تنزل رفته و مجالس شوری بیشتر نمایان است؟ چرا توجه به کلام هدایتگر حضرت زهرا(س) کمتر ازتوجه به فرزندان و امور دنیوی دیده میشود؟

جواب همه این سوالها در توجه و دقت به دردهای روحی حضرت زهرا می باشد، و اینکه رجوع به مباحث دینی تا به این رسید که:

  • چگونه می توان اهل درد شد؟
  • چگونه میتوان بیقرار از جریانات تاریخی و قیام حضرت زهرا (س)گشت ؟
  • چگونه میتوان درد دین داشت و دردهای روحی حضرت را درک و در پی التیام دادن آنها برآمد؟

 زیرا چنانچه بیان گردید اگر فقط به دردهای جسمی پرداخت شود حرکت و تلاشی برای ظهور انجام نخواهد یافت. اما برای اهل درد شدن و قدمهای موثر برداشتن، باید در مرحله اول انسان خود را از حالت تماشاگری و فضای بیننده بودن خارج سازد و به نقش خود در هر مکان و زمان و برنامه آگاه  باشد و هیچگاه خود را در هیچ  مقامی بی تاثیر نداند؛ و  سپس لازمست که  سه خصوصیت مهم را در خود ایجاد نماید:

  • روحیه عدالت خواهی ؛ عدالت در تمامی حوزه ها وجود دارد، متاسفانه حضرت زهرا آنگونه هست معرفی نشده اس، عدالت حضرت زهرا حساسیتهای حضرت زهرا در نقش همسری و مادری و مربی گری و رعایت عدالت در این حوزه ها.
  • روحیه مطالبه گری: مطالبه گری و طلب کننده بودن،  مطالبه حق و حقوق و حقیقت طلبی و حقیقت جویی  ودر طول تاریخ  دشمنان حضرت زهرا(س)، مانع از داشتن این روحیه شده اند. و نگذاشتند مردم حق و حقوق خود را بدانند و آنرا مطالبه نمایند، باید مطالبه داشت در هر زمان، مطالبه فرزند از پدر، متعلم از معلم، رعیت از راعی و……
  • روحیه مبارزه گری و اهل خطر بودن؛ نترسیدن از سختیها و موانع راه دینداری، عدم ترس از تغییر فرهنگ و آداب غلط حاکم و.. چون زهرا(س) خود فرموده اگر بخاطر من تلاش کنید من دنیای شما را تضمین خواهم نمود.

داشتن این سه خصلت بسیار مهم و خطیر، انسان را اهل درد کرده و با دردهای حضرت زهرا آشنا خواهد شد و قطعا هر کس اهل دین باشد و درد دین داشته باشد برای درمانش تا پای جان خواهد رفت و نقش آفرینی خواهد نمود.

برگرفته از شب شهادت ایام فاطمیه دوم _ اسفند ۹۴

هیئت مشتاقان ظهور