سحاب اندیشه

سایت سحاب اندیشه

(مقام احسن الحال) دردهای روحی حضرت زهرا(۸)

image_pdfimage_print

یا مقلب القلوب والابصار
یا مدبر اللیل و النهار
یا محول الحول و الاحوال
حوّل حالنا الی احسن الحال

داشتن مقام احسن الحال از خواسته های قلبی حضرت زهراست و عدم ملبس شدن به احسن الحال یعنی اسوء الحال از دردهای قلبی و روحی حضرت می باشد.
جماعت بعد از رحلت حضرت پیامبر(ص) بنابه علل و عواملی که ذکر خواهد شد، حالشان به اسوء الحال که در مقابل احسن الحال است تغییر یافت. اسوء الحال بدترین حال ممکن برای یک مومن می باشد و در مقابل آن، احسن الحال بهترین حال ممکن برای یک مومن است. بعبارت دیگر مقام احسن الحال یعنی داشتن موضع مشخص در هر موقعیت و انجام عمل مناسب به بهترین وجه ممکن که این حال اصولاً از همه کسانی که خدا را از روی بندگی عبادت می کنند مورد انتظار است؛ علی الخصوص از کسانی که با نام منتظر در خیمه حضرت به سر می برند خیلی بیشتر توقع می رود، و در حقیقت این دنیا و فلسفه مرگ و زندگی نیز رسیدن به احسن العمل می باشد:

«انا خلقنا الموت و الحیاه لیبلوکم علیهم ایکم احسن عملا».

احسن اعمال برگرفته و یا نتیجهٔ امتحان و تکلیف است و برای رسیدن به آن، انجام عمل خیر و عمل صالح، بسیار مهم است، اما باید توجه داشت که عمل صالح و عمل خیر، احسن عمل نیست، بلکه مقدمه ای برای انجام احسن العمل می باشد.

افزون بر این مطلب اینکه احسن الحال در حقیقت، در اثر اعمال فردی به وجود نمی آید بلکه بیشتر بر اثر کارهای جمعی و گروهی، قابلیت ایجاد شدن در انسان دارد.

پیام نوروز رساندن انسان به احسن الحال است، نوروز در کنار اینکه طبق روایات آن روزیست که در آن گناهی انجام نیابد، اما به سبب سرمایه جمعی بودن و اجتماع های کوچک و بزرگی که در روزهای آغازین سال به وجود می آید، و همه، نسبت به آن موضع خاص دارند احسن عمل و احسن حال است.

پس در هر شرایط، موضع داشتن و در هر مکان و هر زمان جایگاه و موقعیت خود را مشخص کردن و رعایت ادب آن مکان و جلسه را فهمیدن و مراعات کردن، احسن الحال می باشد.

مثلاً نجوا در جمع، مذموم و غیبت و بهتان امری ناپسند و حرام است، و بهترین حال در مواجهه با این مجالس، عدم همراهی با نجوا و غیبت کننده و در صورت عدم رعایت، بهترین حال، ترک آن مجالس است، یا در رانندگی بهترین حال آن است که علائم راهنمایی و احوالات پیاده ها رعایت و به آنها احترام گذارده شود، و همچنین در هر مکان و در هر مجلس چه شادی چه در مجلس ترحیم، احسن الحال آن است که بهترین کار و بهترین نقش و  وظیفه انجام یابد.

اما اینکه مقدمه دعای “حول حالنا الی احسن الحال”، فرازهای زیر می باشد:

یا مقلب القلوب و الابصار
یا مدبر اللیل والنهار
یامحول الحول والاحوال

برای این است که از یک سو بهترین حال و عمل، خود را در انقلاب و تقلیب قلوب نشان می دهد و از سوی دیگر اگر در تدبیر لیل و نهار هماهنگی و برنامه ریزی وجود داشته باشد، بهترین حال به وجود خواهد آمد.
درد حضرت زهرا (س) احسن الحال نبودن احوال یک عده از مردم بود.
انصار که در تشکیل سقیفه پیش قدم شده بودند و پیامبر(ص) هم به مهاجر سفارش حال انصار را فرموده بود، برای همین حضرت زهرا(س) از آنها انتظار عمل و حال احسن داشت، اما آنها چه باید می کردند که نکردند و دچار اسوء الحال شدند؟
جماعت صدر اسلام باید در سه مورد امتحانی قبول می شدند، اما متاسفانه « ارتد الناس بعد الرسول الا خمسا(الّا ثلاث)»، به جز پنج یا سه نفر از این امتحان ها مردود گشتند:
۱_ امتحان ولایت
بعد از گذشت اندی ازجریان غدیر همه چیز را به دست فراموشی سپردند. در امتحان ولایت، احسن الحال بیعت با علی(ع) و در اولویت قرار دادن امر ایشان است و به این دلیل در هیچ دینی ارتداد مطرح نیست.
۲_امتحان و دغدغه توسعه سیاسی و توسعه فرهنگی
آنها از این امتحان الهی هم قبول نشدند، خداوند متعال در قرآن نیز می فرماید:

«یدخلون فی دین الله افواجا…..»

اما آنها بعد از توسعه سیاسی اسلام، به فکر توسعه فرهنگی نیفتادند و حتی بعد از شهادت پیامبر(ص) بر علیه اسلام و محدود نمودن آن نیز اقداماتی انجام دادند.
۳_ امتحان توسعه اقتصادی (توزیع ثروت)
و سومین موردی که امتحان آن جماعت به حساب می آمد، امتحان توزیع ثروت بود.
در ابتدا آنان اهل صفّه بودند ولی کم کم ثروتمند گشته و مردم به جای استفاده صحیح از منابع مالی، به تبرج و زینت روی آوردند. یا ابوبکر به کسانی که در جنگ شرکت کرده بود غنائم بیشتری می داد، و این چنین شکاف طبقاتی ایجاد شد، اما سیره علوی این بود که همه در برابر بیت المال و غنایم یکسان بودند حتی سلمان و مقداد و طلحه و زبیر؛ که این عدل علوی و توزیع یکسان ثروت، احسن الحال است و برعکس عمل و فعل آنان اسوء الحال؛ که در حقیقت مردودی از این مورد امتحانی نیز به حساب می آید.

«برگرفته از سخنرانی دعای ندبه هیئت مشتاقان ظهور »