سحاب اندیشه

سایت سحاب اندیشه

دردهای روحی حضرت زهرا (س) (۶)

image_pdfimage_print

اهماد و اهمال سنت نبوی: سرمایه اجتماعی
در چند مطلب گذشته در اهمیت پرداخت و فهم و گریه بر دردهای روحی حضرت زهرا(س) مطالبی بیان گردید و مصادیق تاریخی و نیز بروز این دردها بعنوان مثال و درک عمق واقعه، ارائه شد، و به این نکته نیز تاکید شد که توجه به دردهای قلبی و روحی حضرت، امروز می تواند در فراهم کردن ظهور موثر باشد و در غیر اینصورت یعنی صرف پرداخت و گریه بردردهای جسمی حضرت، یعنی “دینداری حداقلی” آن هم در خوش بینانه ترین حالت که می توان فرض کرد. اهمال و اهماد در حفظ “سرمایه ی اجتماعی” مورد دیگری از دردهای حضرت زهرا می باشد که عاملی بر ناله ها و گریه های ایشان است.
هر گروه و تشکل و جمعی دارای سرمایه ای است، یعنی صرف نظر از کار کردها و فارغ از اهداف و روحیات، خود جمع بودن یک برکت و سرمایه ی اجتماعی است که اگر هدف مشخص و درد مشترک هم بر آن اضافه شود سرمایه ی گرانقدری می شود که در حفظ و پاسداشت آن باید کوشید و پیامبراکرم نیز سالها در این مورد یعنی درحفظ سرمایه ی اجتماعی زحمت و تلاش کرد و خون دلها خورد.
سرمایه ی اجتماعی یعنی:ظرفیت عینی و جوهری که همکاری میان افراد و نهادهای یک جامعه برای رسیدن به اهداف مشترک را ارتقا می بخشد.
و جامعه شناسان چنین اذعان دارند که توجه به سرمایه های اجتماعی مهمترین عامل رشد و توسعه است و علت بر این نظریه این است که انسان بدلیل موجود اجتماعی بودن، بیشترین نیازش را در تعامل با دیگران برطرف می سازد لذا عدم و حذف آن عدم و حذف این سرمایه مساوی مرگ و نابودی حیات بشری است.دو جریان تاریخی مصداق بارزی برای این مورد است. یکی جریان غدیر که ماهوی اسلام است و جان شیعه ، بدین نحو که اجتماع موجود در صحرای غدیر خود سرمایه ی اجتماعی بود و با این بینش و برای حفظ این سرمایه بود که پیامبر منافقانی را که درآن جمع بودند و قبل از همه به علی(ع) تبریک و بخ بخ گفتند را افشاء نفرمود. یا آن گروه هتاک و تروریستی که می خواستند شتر پیامبر را پی کنند تا حضرت بوسیله آن کار کشته شود و پیامبر و خذیفه آنها را می شناختند اما به خواسته ی پیامبر، آنها افشا نشدند تا سرمایه ی اجتماعی حفظ شود.
جریان دیگر، اختلافی که در لحظات آخر عمر پیامبر انداختند و به پیامبر اتهام مریضی و هذیان دادند و نگذاشتند قلم و دواتی که پیامبر خواسته بود آورده شود، در این مورد هم پیامبر بدلیل حفظ و عدم انشقاق جمع، علیرغم ناراحتی شدید از این عاملان اختلاف، اصرار نفرمودند که حتما قلم و کاغذ را بیاورند و وصیت پیامبر را یادداشت نمایند. اما همین افراد بعد از دوشنبه سیاه و شهادت پیامبر به اجتماع و سرمایه ی اجتماعی خدشه وارد کرده و آن را شقه شقه نمودند، و روی این کار آنان، حضرت زهرا نیز با قیام بی پایانش آنها را افشا نمود. اما آیا تاکنون این سوال در ذهن ایجاد شده که چرا حضرت زهرا (س) در عیادت زنان مدینه از ایشان، زنان انصار را مورد سرزنش قرار داد؟ که جواب دقیقاً به کارهای انصار برمی گردد، در واقع آنانکه بیشترین سهم در انشقاق جمع و سرمایه ی اجتماعی که پیامبر تشکیل داده بود داشتند گروه انصار بودند، و معمولاً همیشه ضربه ی کاری از طرف خودی ها زده می شود، از گروه انصار حباب بن منذر و بشیر بن سعد و سعد بن عباده که دو پسر عمو بودند و از سران و بزرگان انصار محسوب می شدند، با هم اختلاف و مشکل داشتند لذا این اختلاف و سپس اختلاف ما بین مهاجرین و انصار باعث شد که کار بدست مهاجرانی چون ابوبکر و عمر افتد.انصار که می گفتند ما پیامبر را یاری کرده و جا دادیم و کمک نمودیم تا پیامبر موفق شود، به فکر انتخاب خلیفه از میان خویش شدند، از طرف دیگر مهاجران ادعا داشتند ما اول به اسلام ایمان آوردیم اما انصار می گفتند شما اگر قدرت داشتید، پیامبر را در مکه نگه می داشتید و اینها مقدمه ای بر سقیفه و انتخاب جانشین برای پیامبر شد. باید توجه داشت که اگر انسان با فکر نقادانه و عبرت انگیز وارد تاریخ شود، مطالب زیادی می تواند بدست آورد که مایه ی عبرت خود و دیگران گردد. آری مهاجرانی از قبل با پیامبر اختلاف داشتند بر موجی که توسط انصار بوجود آمد سوار شدند و مسیر دین اسلام را چنین تغییر دادند.
اولین ضلع مثلث حفظ سرمایه ی اجتماعی ،“معرفت” است و آگاهی، معرفت به دین و عقاید و احکام و حدود الهی، معرفت به اینکه چه چیز مایه ی ارزش انسانهاست، شناخت ارزشها و ضد ارزشها و پرداخت به افراد بر اساس علم و معرفت،نه پول و امکانات. و هرچقدر آگاهی و معرفت بیشتر، به همان میزان، سرمایه ی اجتماعی بیشترخواهد شد. و به میزان کاهش و فقدان، سرمایه ی اجتماعی مخدوش شده و ضربه ی مهلک بر پیکر اجتماع وارد می آید. نمونه ی تاریخی ابوعبیده از جمله مزیت و فضیلت ابوبکر را چنین بر می شمارد:ابوبکر چون پولش از من و عمر زیاد است، لذا لیاقت دارد جانشین پیامبر شود و بر این اساس انتخاب غلطی رخ داد که امروز هم جوامع تاوان آن کار خلاف و اشتباه را می بینند . 
دومین ضلع حفظ سرمایه اجتماعی “اعتماد” می باشد، اعتماد یعنی :
هم موضع شدن در قبال موضع گروه و قبول و عمل به تصمیمات گرفته شده هرچند که بر خلاف نظر اعضاء باشد.بعبارتی هر عمل و گفتاری که از فردی از جمع شنیده و دیده می شود به حساب سرمایه بودن جمع مورد اعتماد قرار می گیرد.
یا اعتماد یعنی موضع گیری به نسبت تصمیم و استدلال جمع.
خذیفه بر اساس صلاحدید پیامبر ،دستور ایشان را پذیرفت و منافقان را تا آخر عمر افشاء ننمود، حفظ سرمایه گاهی هم بدین صورت بروز پیدا می کند که به حساب حفظ گروه نباید چیزی گفت تا جمع از هم پاشیده نشود.
و سومین ضلع حفظ سرمایه اجتماعی“مشارکت “می باشد.
مشارکت یعنی درگیری در امور در کنار دیگران و مشاور و شریک در همّ و غمّ جمع
عدم کناره گیری و بی تفاوتی و مسئولیت پذیری در جمع
بزرگترین عامل حفظ سرمایه اجتماعی که این مثلث هم در آن می تواند جای گیرد عزم می باشد.و دلیل بر ادعا کلام علی (ع) بعد از دفن زهرا (س) است که دستان خود را به آسمان بلند کرد و عرضه داشت:

«(خدایا) اگر چهل صاحب عزم داشتم زهرا چنین نمی شد».

پس پرداخت به سرمایه ی اجتماعی و پر کردن قلک ظهور در التیام بخشیدن به دردهای قلبی حضرت زهرا(س) وظیفه تک تک عزاداران و منتظران حضرت مهدی(عج) می باشد.