سحاب اندیشه

سایت سحاب اندیشه

دردهای روحی حضرت زهرا (۴)

image_pdfimage_print

اهمال و اهماد سنن نبی(ص)
دردها و غصه های حضرت بیشتر از ده رفتاری است که در سه مطلب گذشته طرح گردید، زیرا هر کدام از رفتارها ۲۷ سرفصل دارد که باید گفت که مجموعاً حدود ۲۷۰ رفتار موجب ناراحتی و غمگینی و غصه و درد قلبی حضرت می شود. از آنجاییکه اسلام و طلایه داران آن گوهری ناب هستند، رسالت و تکلیف نیز سنگین است، لذا اگر توجه و دقت نباشد، کوچکترین کار نیز می تواند موجبات ناراحتی حضرت را فراهم سازد.

از جمله این دردها که دردش چون درد شمشیر و زخمش چون زخم نیزه است،اهمال و اهماد در سنن نبی می باشد. اهمال به معنای سستی و اهماد به معنای نابودی است.

جریان سقیفه که در مواردی پیچیده خود را نشان می دهد آغاز این اهمال و اهماد است، که موجب شد حضرت زهرا(س) بفرماید:

«ایکاش می مردم و اینها را نمیدیدم مگر شما قرآن نمی خوانید، کجاست محتوای آیات در عملهایتان؟».

اهمال کاری در نوع حکومت و نوع ارتباط مردم با حکومت به طرز غیر باورانه به وجود آمد، تا جائیکه آنها می آمدند و با کمال جسارت می گفتند: یا علی خلیفه مسلمین با تو کار دارد، و علی(ع) از این اصطلاح متعجب می شدند:خلیفه مسلمین!!!!!!

در این موضوع جا دارد حکومت نبوی با حکومت اموی مورد مقایسه قرار گیرد، که در مقایسه شیوه حکومت پیامبر (ص) با حکومت اموی به یک آیه در قرآن پرداخت می شود:

«اَلنَّبیُّ اولی بِالمُومنینَ مِن انفُسِهِم»
«پیامبر از خودشان بخودشان اولی است»

این آیه که در سوره احزاب می باشد مربوط به شیوه حکومت نبوی است. بعد از نزول آیه یهودیان تعجب کردند و سراغ پیامبر آمدند و سؤال کردند: که آیا ما همه اموال خود را به شما بسپاریم؟ هر چند ما مالک اموال خود هستیم اما طبق آیه شما املک این اموال می باشید،حضرت پاسخ فرمودند: نه خیر خداوند چنین نظر دارد که همه اموال برای خود شماست، بعد از این که تمام کردید و اموالتان پایان رسید، سراغ ما بیائید و حرفها و کمبود و رنجهایتان را به من بگویید تا شما را کمک کنم. این آیه نوع رابطه امام با امت را بیان می دارد. یعنی امام باید به فکر امت و نیازهای آنان باشد. و با این آیه بود که بیشتر یهودیان اطراف یثرب، مسلمان شدند و چون بعد از پیامبر بر خلاف این اتفاق افتاد حضرت زهرا (س) اهمال و اهماد سنن نبی را از دردهای روحی خود بیان فرمود.

در شیوه حکومت پیامبر همه می توانستند به راحتی مسائل خود و نیازهایشان را بیان نمایند، پیامبر چه ارتباطی ایجاد کرده بود که مردم بدون ترسیی،حرفهایش را بیان می کردند؟یکی می آمد و اظهار می داشت که نیاز به شغل دارد،زنی نیاز به همسر داشت، آنها در سایه پیامبر رحمت،نیاز به هر چه داشتند را بیان می کردند. اما آنها در مقابل این شیوه ی حکومتی ، چه کردند؟

رفتارهای غلط و توجیه های نابجا

یعنی بالاتر از جاهلیت عمل نمودند، و حضرت فرمود:

شما سنتهای نبی را باطل و نابود (اهمال و اهماد) کردید.

برای نمونه: جریان بنی اسلم که عربیان بدوی بودند و به حرکت تقلبانه انگیزه داشتند و کارشان از طرف خلیفه غاصب این شد که افراد مدینه افراد به زور برای بیعت مجبور کنند،این داستان را شیخ مفید در کتاب جَمَل چنین آورده است:

قریش و در رأس ایشان ابوبکر و عمر حق امیرمؤمنان را درحالیکه ایشان مشغول دفن رسول خدا بودند، غصب نمود و سپس با تطمیع دیگران   (مانندابوسفیان)  اکثر قریش را با خود همراه ساختند.  و مشخص است که باقى قبایل قدرت رویارویى با قریش را ندارند.

ابوبکر و عمر نیز قبایل مختلف بیابان نشین را که به زور شمشیر، اسلام آورده بودند، در مدینه جمع کردند و بسیارى از تازه مسلمانان را جلب کردند ؛زیرا امیرمؤمنان در تمام جنگ‌ها محور پیروزى اسلام بود  و آن‌ها از امیرمؤمنان علیهالسلام کینه داشتند و منافقان از همین کینه استفاده کردند. 

سپس با استفاده از فشار این گروه‌ها و نیز قبایل بیابان نشین اطراف مدینه خانه امیرمؤمنان را محاصره کرده و خواستند آن را به آتش بکشند.

قبیله اسلم همگى در مدینه گرد آمدند تا با ابوبکر بیعت کنند، آنقدر جمعیت زیاد بود که حتى بازارها نیز گنجایش آنها را نداشت. عمرگفت: قبیله اسلم را که دیدم یقین به پیروزى پیدا کردم.

یعنى حتى اگر مردم مدینه هم مى‌خواستند، در چنین وضعیتی، توانایى مقابله با ابوبکر و عمر و طرفداران ایشان را نداشتند.

و اینها دردهای زهرا (س) بود که چنان حکومتی عادلانه و فاضلانه را رها کردند و به این حکومت ظالمانه تن دادند. حکومتی که در عقبه اول زمانیکه گفتند ما مشکل داریم و شرکت نکردند، پیامبر به زور مجبورشان نکرد، اما این سه تن چه کردند و چه شیوه ای برگزیدند؟

یا در جریان شب لیله المبیت درسایه نهایت درجه کینه ای که به پیامبر داشتند،تصمیم به مرگ ایشان گرفته بودند، اما بخاطر بچه هایی که در منزل بود ملاحظاتی اعمال نمودند،  شرف و انسانیت در حکومت نبوی وجود داشت، اما چه شد؟ در خانه زهرا چه بود و که بود؟بعد از پیامبر همین افراد با فرزند پیامبر چنین عملی را انجام دادند؟

رییس این جماعت که بود؟ آنکه آنقدر کینه داشت که هنگام سوزاندن درب می گفت: خانه این پیامبر ساحر را چنان خواهم کرد که….و این لا انسان کسی نبود جز خالد که به خانه وحی حمله کرد، در حالیکه حدود ده دوازده نفر در منزل حضرت زهرا بودند که برای عرض تسلیت رفته بودند،آیا آنها نمی توانستند کمی صبر کنند و موقع خروج آنها، علی(ع) را دستگیر کنند و ببرند، اما چرا آتش، شکستن درب و….؟!

آری بنابه فرمایش زهرا(س) شیطان چون آنها را آماده دید از مسیر خارجشان کرد، و آنها با اطاعت از شیطان و شیطان صفتان شیوه حکومتداری را عوض کردند و ابوبکر خلیفه و عمر قاضی القضات و ابو عبیده خزانه دار حکومت شد که قبلاً وعده اش را گرفته بود، همان که پسرش را در راه اسلام کشته بود و کلام علی(ع) که به او فرموده بود از آینده ات می ترسم که گذشته درخشانت را نابود کنی، نیز تأثیر نکرد. و با ولیّ زمان خود درافتادند و فرزند پیامبر را به چنان وضعیتی مبتلا نمودند.

و امروز تاریخ و کلام زهرا(س) حجت را بر منتظران تمام می کند که از یک طرف هیچگاه به کارها و اعمال خیر خود نباید تکیه کرد و امیدوار بود، چرا که دشمن خطرناک تر از آنست که این امور در برابر آن مقاومت کند. عدم آگاهی و بصیرت و انگیزه و علاقه و در کنارآنها، فرصت ها و توجیه های شیطانی، ممکن است هر آن، انسان را از سعادت به سمت شقاوت برده و او را به هلاکت ابدی برساند. عبرت از تاریخ و وقایع و توجه به دردهای حضرت و تلاش در برطرف کردن این دردهای روحی، نجات بخش انسان از این فتنه ها و حملات شیطان است.

برگرفته از برنامه ایام فاطمیه اول- اسفند ۹۴
هیئت مشتاقان ظهور