سحاب اندیشه

سایت سحاب اندیشه

دروازه فهم

image_pdfimage_print

علم، مبحثی است که بخودی خود، بسیار گسترده و عمیق میباشد، و هرگاه بر سر موضوعی بیاید آنرا بسیار ریز مورد بررسی و کاووش قرار می دهد. مثلا: علم فیزیک، علم شیمی، علم دعا، علم ارتباطات و….اما در اینکه سزاوار است انسان بسراغ چه علمی رود و کدام علم مناسب انسان است، حضرت علی (ع) بیان ویژه ای دارند، آن بزرگوار در اینباره که در حقیقت رابطه علم و اهل تقوی  است، چنین می فرمایند:

«وقفوا اسماعهم علی علم النّافع لهم »

« (متقین کسانی هستند )که وقف می کنند گوشهایشان را برای علمی که برایشان منفعت داشته باشد».

 در این روایت دو نکته اساسی بچشم میخورد، “وقف” و “علم نافع”.

…وقف چیزی شدن یعنی مورد استفاده  قرار گرفتن در مورد خاص، یعنی آرام گیری و آماده باش بودن و دوام در کاری، لذا حضرت میخواهد بفهماند که اینان گوششان فقط وقف شنیدن علوم نافع هست و با آن آرام میگیرند و همیشه آماده استماع هستند و در این آمادگی دوام و پایداری دارند و گوششان را برای هزلیات بکار نمیگیرند. گوش انسان دروازه فهم و اندیشه اوست و  استماع یک ابزار مهم در فرایند  تعلیم است و بعنوان  دریچه آگاهیهای انسان بشمار می آید، لذا در استفاده از این نعمت باید دقت نمود که چه ها باید شنیده شود و چه ها نه.

اما منظور ازعلم نافع  از یک نظر علمی است که دو ویژگی داشته باشد: هم بصورت مستقیم لازم و ضروری انسان باشد و هم بصورت غیر مستقیم. بعنوان مثال بصورت مستقیم یعنی  فراگیری علم پزشکی برای درمان بیماریها که ضروریست  و در حالت  غیر  مستقیمش نیز در روح و قلب  تاثیر کند، بطوریکه بر اثر این علم صانعی برای این عالم پیچیده خلقت مفروض گردد و تواضع فکری اتفاق افتد، خلع تکبر شده و قبول ضعف خود به میان آید و همه اینها رسیدن به خشیت مورد نظری باشد که خداوند متعال در قرآن در تعریف علماء فرموده است:

« انَّما یَخشی اللهُ من عِبادِهِ العُلماء»،

که تماما رمز تشخیص علم نافع از غیر نافع می تواند قرار بگیرد.

و با این سیر هر کسی با هر  موضوع علمی میتواند در ردیف علما قرار گیرد؛ خواه علم فیزیک باشد، خواه ریاضی خواه علم دین و دعا و اصول و عقاید. علاوه بر موارد فوق که تاثیرات غیر مستقیم علم محسوب میشود ویژگیهای خاصی هم در اثر علم نافع در انسان پدید می آید، چنین عالمی:

  بیشتر از عوام  به قوانین الهی احترام میگذارد.

  بیشتر از عوام به مرز جهلش با علم پیامبر و امام آگاهی پیدا می کند.

  کمتر از عوام  و یا بهیچ عنوان تظاهرات مذهبی و علمی از خود بروز نمی دهد.

  بیشتر از عوام  فرائض و مستحبات  برایش اهمیت پیدا میکند.

  بیشتر از عوام  به حرفهای متخصصین در علوم دیگر اعتماد میکند.

  بیشتر از عوام به زمان و فرصت اهمیت میدهد.

  بیشتر از عوام  به حلال وحرام توجه میکند.

  بیشتر از عوام اشتباه پذیری و خطا پذیریش دیده میشود.

  بیشتر از عوام اعتراف به جهلش دارد.

  بیشتر از عوام سختیها در نظرش  آسان میشود.

  بیشتر از عوام آمادگی پذیرش دانش نو و نظرهای نو و تازه و بدیع را دارد.

  بیشتر از عوام شنواتر است .

  قبل از عوام برای این حدیث استثناء میشود: «النَّاسُ أعدَاءُ مَا جَهِلُوا».  ( برای برائت بیشتر از دشمنان ولایت بد نیست این نکته نیز ذکر گردد که چون مردم کوفه عوام بودند و دنبال علم نافع نشدند در مواجهه با علم و فقاهت علی (ع) از شدت تعجب و نادانی و دشمنی خود با آنچه نمیدانستند، چنین می گفتند: قتل الله ما افقه).

  قبل از عوام و با سخن و توضیح کمتر متوجه اشارات و تذکرها میگردد.

  بیشتر از عوام دین را با جان و دل قبول می کند.

  بیشتر از عوام  حال ندبه و گریه دارد.

  براحتی میپذیرد که نماز شب قبل از آخرت برای دنیایش مفید است .

  بیشتر از عوام شیفته امامان میگردد وبساحت مقدس آنها خدمت میکند.

  با هر سخنی تغییر موضع نمیدهد، بلکه برخورد نقادانه داشته  و دلیل و استدلال مطالبه می کند.

  همچنانکه از کنار مباحث علمی مادی بی تفاوت و بی فهم نمیگذرد، از کنار آیات قرآن هم بدون فهم، نمی گذرد.

  به نسبت آگاهیهایش به جهل خود بیشتر معترف شده  و توسل و اعتصامش بخدا و اولیای الهی بیشتر میگردد.

و ….

ناگفته نماند دانشمندی که علم و دانشش او را ملبس به این ویژگیها نکند، نه تنها اعتماد مردم سلب شده بلکه نسبت به دانش او نیز بی اعتنایی بوجود خواهد آمد، لذا اگر آفتی از جانب علماء به دین برسد، غیر قابل جبران تر است از ضربه ای که از طرف عوام الناس می رسد. عالمی که علمش او را به کرنش و سجده وادار نکند و بر عکس غرور و عجب او را فرا گیرد، مستحق عذابی است که در ادامه اش این کلام کنایه ای  را از ماموران عذاب میشنود: «…ذُق انّکَ انت العزیز الکریم»

اما اهل مدینه و کوفه و آنانی که تا امروز امام را مهجور و غریب ساخته اند بجای وقف استماع خود بعلم نافع از طرف دانا و عالم آسمانها و زمین، اهل استماع حرف باطل شدند و حضرت زهرا (س) در خطبه فدکیه درمورد آنها چنین بیان فرمودند: «… مَعاشِرَ الْمُسْلِمینَ الْمُسْرِعَهِ اِلى قیلِ الْباطِلِ…» «ای گروه مسلمین سرعت گیرنده بسمت حرفهای باطل شدید….» و در ادامه صحبتهایشان هم نتایج این لغویات و سرعت گرفتنهایشان را که هلاکتی ابدی است به آنها روشنگری فرمودند اما چنان فریفته لغویات شده بودند که فقط لحظاتی از حرفهای حضرت متاثر گشتند، سپس چون لغویات قلبها و چشم و گوشهای آنان را کر و کور و لال ساخته بود:«.. لهم قلوب لا یفقهون بها لهم اذان لا یسمعون بها لهم اعین لا یبصرون بها…» به اضلّ زندگی گرفتار شدند.

پس نتیجتا اهل تقوی و مومنین برجسته همیشه دنبال علم نافع هستند و این علم با اثرات مستقیم و غیر مستقیم آنها را به قرب الهی و اولیای الهی رسانده و سعادت دنیا و عقبایشان را تامین میکند.