سحاب اندیشه

سایت سحاب اندیشه

در سوگ غریب بقیع …

image_pdfimage_print

امروز زمین تاب مقامی باعظمت و راستین را نیاورد و روح رنجور از غفلتها و بی وفائیها را از پهنه خود ازدست داد و آبستن اشک شد و نبض تاریخ به هم خورد….
امروز کسی از میان زمینیان رفت که سخنش باران حکمت را برسر مردم سرازیر می کرد و حتی سکوتش دانایی را فریاد میزد، بزرگمردی که بنیانگزار مکتبی گردید که از در و دیوارش ندای هدایتگری برمی خاست و مردم را به تلمذ برای رسیدن فلاح و رستگاری فرا می خواند…
آری امروز گردبادسیاه جهل روزگار، فروغ تابناک اندیشه را به تاریکی کشانید و ظلمتها بار دیگر ازدهلیزهای پرپیچ و خم جهالت و نکبت در صحنه پدیدار شد و روزگار بار دگر خزان دانش را مرورکرد…
و امروز، گاه رفتن دانش آموزان به مکتب احادیث با چشمان اشکبار است… در کلاس پر از اشتیاق دانایی، شیون و ناله منتشر است…
امروز زمین کسی را از دست داد که در تقابل اندیشه ها، نفس را در سینه حبس میکرد و نظراتش در میان انبوه نظرات جلوه میکرد و همیشه غالب در مناظرات و مجادله ها وحلقه های مباحث بود.
دردا که ظالمان ترا نشناختند و ندانستند آنچه از علم در دل داری و با ظلم، مظلومیت دوباره بر آل الله را به تصویر کشیدند، اما…اما عدوهرگز توان ندارد با جهل بر مقامت و تکذیب کلام صادقانه و نیکویت، یاد و نام و آوازه ات را از اذهان بشوید، بلکه تا آخرین لحظه دوران، مایه مباهات صاحبان فکر و اندیشه ای و مرجع دلدادگان به مکتب نورانیت هستی و تا ابد دنیا وامدار شکوه جاری توست.
قیام تو رنگ دانش داشت و در جهاد با جهل، سلاحت تفکر ودانش بود، با ترویج دانش بساط غالیان برچیدی و محیط رهبانیت را تحریم کردی و خرمنهای خرافات و بدعت را به احتراق کشیدی، دیوارهای دین را بلند و مستحکم ساختی و در روزگار فقر تفکر ، اندیشه را وسعت دادی و روشنگر چراغ انتقاد و اجتهاد و در اذهان جوانان پر نشاط شدی و طعم فقه را به آنان چشاندی. سلام بر تو امام دانایی و مأخذ علم لدنی…

دنیا شد از تو روشن و آخر شدی خموش            این است سرنوشت تمام چراغ‏ها

و امروز ما در این جهان پرگله وهیاهو و تاریک و بی روزن در جستجوی آخرین نور و روایتگرانوار، سختیها و ظلمتها را در مینوردیم و جاده های تردید با آسمان تیره از ابرهای جهل بالا را به امید تابش خورشید علم پشت سر می گزاریم تا برسیم به انتهای مسیرظلمانی و افق را در انتظار ظهور و طلوع آفتاب عدالت و دانایی نظارگرباشیم و التیام کهنه زخمهای عمیق را شاهد شویم…
به امید آنروز…