سحاب اندیشه

سایت سحاب اندیشه

در محضر امیرکلام حضرت علی (علیه السلام)

image_pdfimage_print

در یکی از شبهای رمضان که توفیق تورق و زمزمه دعای افتتاح داشتم، درفراز “اَللّهُمَّ اِنّا نَرْغَبُ اِلَیْکَ فى دَوْلَهٍ کَریمَهٍ : تُعِزُّ بِهَا الاِْسْلامَ وَاَهْلَهُ ، وَتُذِلُّ بِهَا النِّفاقَ وَاَهْلَهُ” اهل نفاق و ذلیل شدن آنها در دولت کریمه فکرم را بخود مشغول کرده بود که چرا صحبتی از کفر و شرک نیست و فقط نفاق مطرح است؟! تا اینکه مدتی بعد در لابلای نهج البلاغه خطبه حضرت امیر(ع) را در مورد نفاق مشاهده نمودم. قبل از طرح خطبه این نکته را قابل ذکر می دانم که نهج البلاغه و مطالعه و تفکر در خطبه ها و نامه ها و حکمتهای زیبا و دلنشین حضرت، اگر گفته شود نشستن در محضر حضرتش است و عامل انس بیشتر،سخن به گزاف گفته نشده است. پندها و سخنان پر مغز و نغز آن بزرگوار و تصویر نگاریهای ایشان درکلامشان بی نظیر بوده و هنگام رجوع و خواندن آنها گویی بخدمتش مشرف شدی و گوش به کلامش داری. چه هنرمندانه و حکیمانه است هر جمله از آن کتاب شریف، که با خواندش بیقین درک می شودکه فرمایشاتش زنده و پویا و نجات بخش است.
ایشان در خطبه ۱۸۵ بقلم فیض الاسلام بعد از شکر و سپاس خداوند متعال و نعت حضرت رسول (ص)، منافقان را با صفات زیر توصیف میفرماید:

۱٫ گمراه و گمراه کننده
  ۲٫ لغزیده از دین خدا و لغزاننده
  ۳٫ توانا در ملوّن شدن و متحول شدن
  ۴٫ کمین کننده برای فریب مردم
  ۵٫ بیمار دل
  ۶٫ ظاهری آراسته
  ۷٫ مخفی رو (پنهان کار)
  ۸٫ وصفشان بمانند درمان
  ۹٫ ذکرشان بمانند شفاء
  ۱۰٫ کردارشان دردی درمان ناپذیر
  ۱۱٫ حسود به خوشی مردم
  ۱۲٫ کوشا در گرفتار شدن و گرفتارکردن مردم
  ۱۳٫ ناامید کننده ی مردم
  ۱۴٫ در نظر گیرنده راههای مختلف برای تباهی
  ۱۵٫ در هر دلى شفیعى، و در هر غم و اندوهى اشکى است درآنها
  ۱۶٫ مدح و ثناى یکدیگر را به هم وام دهند، و پاداش آن را متوقعند.
  ۱۷٫ در سؤال اصرار ورزند،
  ۱۸٫ وقت سرزنش پرده درى کنند،
  ۱۹٫ اسراف در ستم موقع حَکَم قرار گرفتن
  ۲۰٫ آماده کننده برای هر حقّى باطلى، براى هر راستى کژى‏اى، و براى هر زنده‏اى قاتلى، و براى هر درى کلیدى، و براى هر شبى چراغى
  ۲۱٫ ظاهری بی رغبت اما زمینه ساز طمع خویش برای رواج متاع کاسد خود با ظاهری نفیس
  ۲۲٫ باطل گو با جلوه حق
  ۲۳٫ بدگو با جلوه زیبا
  ۲۴٫ آسان جلوه دهنده راه باطل سخت نمایانگر راه حق

و در آخر خطبه حضرت می فرماید:

اینان یاران شیطان، و زبانه‏هاى آتشند، «آنان حزب شیطانند، و بدانید حزب شیطان زیانکارانند».

با خواندن این اوصاف منافقان متوجه آن فراز دعای افتتاح شدم که چرا جبهه نفاق و ضربات آن خطرناکتر و مهلکتر از جبهه کفر بر علیه امامت و ولایت و زندگی ولایی داشتن است و علت اینکه دولت کریمه ذلیل کننده آن جبهه در دعا معرفی شده است، چیست. این نفاق است که در طول تاریخ با حق نمایاندن باطل، کمر امامت را شکسته و تمام حقوق امامان (ع) را غصب و اولیای الهی را زیر بار ظلم و ستمهای فراوان برده است. شناسایی نفاق و منافق و دوری از این صفات رذل و افراد پست، و خنثی کردن کید و حیله آنان امری است که زمینه ساز دولت کریمه ا ی خواهد بود که قطع یقین ذلیل کننده نفاق و اهل آن است.
در آخر باز معترف به این نکته ام که خواندن نهج البلاغه در محضر علی(ع) وپای کلام گوهربارش جلوس نمودن است و راهی برای انس بیشتر با آن بزرگوار، گویا کاتبی به فکر امروز ما بود تا ما را با ویژگیهای این گروه خطرناک و این دشمن ذلیل آشنا کند، اما ایکاش رازها ودل گفته های علی(ع) به چاه هم، دلنوشته ای میشد برای امروز ما تا دردهایش را بشناسیم که همانا دردهای ولیّ زمانمان است… شناختی که در پی درمان آنها برآئیم و مرهمی برآن زخمها باشیم…که ناگفته پیداست نفاق و منافق صفت بودنِ منتظر،خود دردی بزرگ برای ایشان است، بطوریکه عدم تطابق قول و فعل منتظِر، طول حبس ولیّ و صاحب زمان حضرت حجت(ارواحناله الفدا) را در زندان غیبت بیشتر می کند.