سحاب اندیشه

سایت سحاب اندیشه

دوگانگی یا چندگانگی معیارها

image_pdfimage_print

کثرت مبانی معرفتی در دنیای مدرن، عامل ایجاد سبک های مختلف زندگی شده است، به عبارت دیگر تنوع الگوهای ارائه شده در عصر حاضر، اخلاق و سبک زندگی را حتی در یک جامعه، تنوع بخشیده و قوام و دوامش تعیین کننده شده است. همه، حتی بی بند و بار ترین افراد، تمایل به قانونمندی در حوزه های خاص دارند، اما مد نظر این مطلب این است که این قانون ها در حداقل ترین آنها از کجا نشأت گرفته و بایدها و نبایدها از کجا ریشه می گیرند و ارزش گزاری و معیار و سنجش بر چه اساس تعیین می شود؟

قطعاً این معیارها از خلأ به وجود نیامده بلکه براساس مبانی خاصی شکل گرفته اند، هرجامعه بر مبنای باور و اعتقاد به ارزش های مکتب خود، معیاری برای زندگی برمی گزیند، اما تعجب انگیز اینکه حتی در کوچکترین واحد این اجتماع، یعنی خانواده، تناقضات اعتقادی و رفتاری دیده شده و معیارهای شاید ضد ارزش هم در عملکرد تک تک افراد خانواده نیز، دیده شود. برای مثال، مناسبات فرزندان با پدر و مادر ، روابط با افراد هم جنس و غیر همجنس، نحوه ی رفتار مردم در معاملات و کاسبی در اجتماع ، و… همه و همه مثال هایی است قابل تحلیل و آماده برای علت یابی.

تناقضات رفتاری یا در اصطلاح روانشناسی،چند شخصیتی، یکی از پی آمدهای دوگانگی یا چند گانگی معیارهاست. بدین ترتیب که فرد با قرار گرفتن در محیط های متفاوت به دلیل وجود ارزش های خاص در آن محیط، تابع آن شده و شخصیتش را با آنجا وفق می دهد در حالیکه شاید به هیچ رفتار و اخلاقی که در آن موضع از خود بروز می دهد، باور و اعتقاد نداشته باشد و این مشکلی است که بیشتر در محیط های دینی و خانواده های مذهبی به چشم می خورد. سود طلبی یا توجه طلبی، لذت طلبی، شخصیت زدگی و از همه مهم تر، بی معرفتی به مسایل دینی و عدم جسارت در پذیرش یا رد مسائل مورد سوال و فهم نشده ی دینی، از درون؛ و تهاجم فرهنگی و حاکمیت فرهنگ های ضد دینی و حتی وجود فرهنگ دینی تفهیم نشده و ظهور نهادهای مختلف از بیرون، همه و همه عواملی است که فرد را در معرض دوگانگی معیارها قرار داده و عملش را تحت تاثیر خود قرار می دهد و چنین فردی فاقد ثبات عمل خواهد بود و تزلزل شخصیتی او را از مسیر اصلی دور خواهد نمود.

از عوارض فردی و اجتماعی این حالت ها به موارد زیر می توان اشاره کرد:
• کم شدن اعتماد و احساس عدم امنیت
• کم رنگ شدن روابط اخلاقی و انسانی (حتی در صورت جریحه دار شدن احساسات انسانی )
• روابط بر اساس سود و منفعت
• حاکمیت عقلانیت ابزاری بجای عقلانیت دینی و انسانی
• حاکمیت فرهنگ همدردی لسانی به جای همیاری یدی
• غیر اخلاقی شدن مرسومات صمیمیت
• تناقض در عقیده و عمل و عدم تناسب و پیوند میان مبانی آن دو (عقیده به رعایت موازین محرم و نامحرم اما ساخت آشپزخانه اپن)
• سرزنش دیگران هنگام قضاوت رفتار آنها و ارتکاب به همان اشتباه در عملکرد خود فرد در همان موقعیت

برای درمان این پدیده و اصلاح این گونه شخصیت ها چه در خانواده چه در اجتماع، و نیز برای یکسان سازی معیارهای ارزشی، بالابردن سطح آگاهی در مسائل مختلف و فهم و ریشه یابی آنها بسیار مهم می باشد. یعنی فرد بداند ارزش های ارائه شده از هر محیطی بر چه پایه هایی استوار است و مبنا و خواستگاه آن ارزش ها از کجا نشأت می گیرد، سپس انتخاب با خود فرد است که کدام معیار را برای خود برگزیند، که هرچند صحبت از ثبات شخصیت و دور شدن از چند شخصیتی می باشد اما چه بهتر که انتخابگر معیار، آن معیاری را بر خود پسندد که هدف خلقت و فلسفه ی زندگی او در این دنیاست، که همانا معیارهای دینی و ارزش های موجود درمکتب مقدس اسلام است.