سحاب اندیشه

سایت سحاب اندیشه

دین دانی یا دینداری؟

image_pdfimage_print

چنانکه در متون تاریخ اسلام به انحاء گوناگون بیان کرده اند بعد از جریان غدیر و معرفی شدن حضرت علی(ع) بعنوان جانشین پیامبر(ص) و وصیّ ایشان، منافقان و کفار که در ظاهر بخ بخ کرده و به علی(ع) و پیامبر(ص) تبریک و تهنیت گفته بودند، از مسیری که غدیر برای آنان تعریف کرده بود قدم بیرون گذاشته و نه تنها خود منحرف شدند بلکه موجات انحراف جامعه (از آن روز تا کنون ) را فراهم آوردند.

نکته مورد تامل در این جریان، اتفاقات پس از واقعه غدیر و خارج از آن صحنه می باشد. غدیر و سه روزی که مردم در آن تجمع کرده بودند، با وجود پیامبر رحمت و موضوعیت آن توقف در آن مکان، موقعیت بروز نفاق را از منافقان گرفته بود و آنها هرچند بالاجبار در ظلّ پیامبر رحمت از گزند و آسیب بر خود و دیگران مصون بودند، اما با فاصله گرفتن ظاهری و باطنی از آن رویداد عظیم، اتفاقات بسیار دردناک بر اسلام افتاد و دین مورد هجوم کج اندیشی و تعصبات کور قرار گرفت. دلیل بر این سخن جریان آن سائلی است که خداوند متعال در سوره معارج بدان اشاره فرموده است:

«سَأَلَ سَائِلٌ بِعَذَابٍ وَاقِعٍ »

که در شان نزول این آیه چنین آمده :
هنگامى که رسول خدا(ص)على (ع) را در روز “غدیر خم” به خلافت منصوب فرمود و درباره او گفت: “من کنت مولاه فعلى مولاه” هر کس من مولى و ولى او هستم على مولى و ولى اوست. چیزى نگذشت که این مساله در بلاد و شهرها منتشر شد. “نعمان بن حارث فهرى” خدمت پیامبر(ص) آمد و گفت: تو به ما دستور دادى شهادت به یگانگى خدا و اینکه تو فرستاده او هستى دهیم، ما هم شهادت دادیم، سپس دستور به جهاد و حج و روزه و نماز و زکات دادى ما همه اینها را نیز پذیرفتیم، اما با اینها راضى نشدى تا اینکه این جوان (اشاره به على (ع) ) را به جانشینى خود منصوب کردى و گفتى: “من کنت مولاه فعلى مولاه”، آیا این سخنى است که از ناحیه خودت یا از سوى خدا؟! پیامبر(ص) فرمود: قسم به خدایى که معبودى جز او نیست این از ناحیه خدا است. ” نعمان” روى بر گرداند در حالى که مى‏گفت: “اللَّهُمَّ إِنْ کانَ هذا هُوَ الْحَقَّ مِنْ عِنْدِکَ فَأَمْطِرْ عَلَیْنا حِجارَهً مِنَ السَّماء”، خداوندا! اگر این سخن حق است و از ناحیه تو، سنگى از آسمان بر ما بباران! اما چون از هر طرف ایراد تراشی بر موضوع میکرد: گفت اما با وجود تو ای پیامبر، خدا که عذاب نمی فرستد، و دقیقا چنین نیز شد حارث تا زمانی که با پیامبر و در منطقه غدیر بود، هیچ عذابی به لطف خدا متوجه او نبود اما زمانیکه صحنه را ترک کرد و از آن جمع دور شد عذاب خدا بر وی نازل شد و او را به هلاکت رساند.
آنچه امروز از یک نگاه میتوان از این جریانات استفاده کرد این است که فهم و دانستن و بعبارتی “دیندانی” مرحله نخست و گام اول است که بخودی خود هیچ ارزشی نداشته و امتیازی محسوب نمی شود چراکه انسان در فهم مطلب هیچ اختیاری ندارد و با وجود شرایط مهیا شده و لازم نمی تواند نفهمد، بعبارتی شاید تظاهر به نفهمی کند اما فهم خارج از اختیار بشر است کافیست بخواهد که فهم کند، در اینصورت فهم خواهد کرد. و مراحل بعد فهم است که این فهم را بارور کرده و نهایتا تبدیل به عقیده و عمل خواهد نمود، گام دوم و مهمتر که مورد نیاز بشر و مایه سعادت اوست “دینداری” است. دینداری یعنی دین را خمیر مایه زندگی کردن و جزو لا ینفک زندگی دانستن، چراکه اگر در یک مرحله دین از افعال حذف شود خسارت جبران نا پذیری به ایمان و دینداری فرد زده می شود، و این میسر نیست مگر با حیات ولایی داشتن و در اولویت قرار دادن امام معصوم در همه افعال. پس این دینداری است که ارزش مفهومی و مصداقی به دیندانی می دهد و حفظ آن در آنات و لحظات زندگی مقوله ای است که با حفظ غدیر و در جرگه غدیر زیستن در انسان شکل میگیرد و این خود یک معنا از اجر رسالت پیامبر(ص) است که آن بزرگوار با عنوان”مودت” از مردم مسئلت کرد «لا اسئلکم علیه اجرا الا الموده فی القربی»، مودت از ریشه “وُدّ” بمعنای آمدوشد و ارتباط مستقیم و مستمر با چشمه ایست که دین از آنجا سرچشمه می گیرد و بعبارت روشنتر ارتباط مداوم با منابع جوشان فیض الهی که اهل بیت(ع) و امروز در راس آنان حضرت حجت و صاحب زمان حضرت مهدی(عج)می باشد.اگر عدم استماع و تعصب از موانع فهم مسائل است؛ “ودّ” یا همان “مودت” نیز بعنوان دستور پیامبر(ص) عامل اصلی دینداری و حفظ آن از گزند فتنه های زمان می باشد.
دعای عهد یک راه برای ظهور و بروز غدیری تازه است که میتوان در هر روز با خواندن آن “غدیر” را امتداد داد؛ که اگر این دعا با استماع و فهم همراه شود و با رویکرد صرفا ثواب خوانده نشود، امتداد این غدیرها انسان را از نسیان و فراموشی وکم فروغ شدن جایگاه امامان معصوم(ع) در زندگی مصون میدارد و پاسخ مثبت به سوال پیامبر در رابطه با ایجاد و داشتن مودت بر اهلبیت گرامیشان است که در تحکیم و تثبیت ایمان و عقیده و انجام عمل، تاثیر بسزایی خواهد داشت و شاید این هم یک تفسیر از آیه ۹۶ سوره مریم باشد که در روز ۱۷ ذالحجه بر پیامبر گرامی اسلام نازل شد:

” إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ سَیَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمنُ وُدًّا”…

 


 

 

۱ حفظ هرچیز خارج از منطق (تعلقات کور) تعصب است و عامل نزول و رکود و در مقابل آن تعلق بصیرتی مطرح می باشد که عامل رشد است.